پس از رد تقاضای اعاده دادرسی آقای ک.م. فرزند م. با قیمومت خانم پ.م. نسبت به دادنامه شماره 9109978325100397-30/7/91 صادره از شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان ک. در شعب یازدهم و سی ام دیوان عالی کشور خانم یاد شده مجددا با تقدیم لایحه ای به دیوان عالی کشور به انضمام تصاویر دادنامه های بدوی و تجدیدنظر و شعبه های دیوان عالی کشور و قیم نامه خویش و دادنامه ها و آراء اصداری از محاکم حقوقی و حتی کیفری و نیز یک فقره دادنامه در مورد فروش نود و چهار هزار متر مربع زمین توسط ک.م. که پس از پذیرش اعاده دادرسی منتهی به برایت وی از اتهام موضوع دادنامه شماره 880997834700827 مورخه 14/11/88 شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان ک. گردیده و تشریح چگونگی شکل گیری پرونده علیه آقای ک.م. و با این ادعا که به استناد دادنامه شماره 1545-16/12/83 صادره از شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان ک. مبنی بر
جعل و
کلاهبرداری ح.الف. مالکیت و تصرف غ.ک. بر مقدار 1250 مترمربع زمین موصوف به واسطه
جعل فوق مردود و جعلی بوده و نامبرده هیچ اذن و اراده ای از جانب مورث و مولی علیه نداشته و تصرف و مالکیتش باطل می باشد و شعبه دوازدهم دادگاه تجدیدنظر به موجب دادنامه دیگری در رابطه با فردی به نام ص.ک. دادرسی بر
جعل و
کلاهبرداری ح.الف. و به تبع آن تصرف خریداران ایشان محرز و مشهود بود و گذشته از آن برابر دادنامه های دیگری متصرفین فعلی (ه. و ش.) با دادن اطلاعات غلط (در متن رای مشهود است) به کارشناس و عدم آگاهی و اطلاع رسانی و تحقیقات لازم توسط کارشناس امر کارشناسی بر اساس اظهارات کذب متصرفین مبنی بر مقدار زمین متصرفی خود تنظیم گردیده و به تبع آن رای صادره مبنی بر 1600مترمربع مستحق للغیر اعلام شده وجهه قانونی و واقعی نداشته و زمین در حال حاضر در تصرف خریداران از خواهان می باشد و طبق مقررات قانون آیین دادرسی تعقیب امر جزایی و اجرای آن به جهت جنون و سفه متوقف می شود اما علی رغم ارایه حکم حجر و قیم نامه به دادگاه های صادرکننده حکم به آن توجهی ننموده اند و دادگاه صادرکننده حکم نه تنها به وظیفه قانونی خود عمل ننموده و بدون انجام تحقیقات لازم و به صورت یک طرفه و تحت تاثیر اعمال نفوذ شکات مبادرت به صدور حکم فرموده اند ضمن برشمردن جهات دادرسی (اعاده دادرسی) به «صدور حکم بر اساس سند مجعول و جعلی بودن مدارک و مبایعه نامه های متصرفین فعلی و خلاف واقع بودن رای کارشناسی پرونده با استناد آراء و احکام جدید دادگاه و خلاف واقع بودن اظهارات و شهادت متصرفین از جهت متراژ تصرف و متعاقب آن نظریه کارشناس»; طبق ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری استدعای پذیرش اعاده دادرسی و رسیدگی مجدد را نموده است که پرونده امر پس از ثبت و کلاسه در دفاتر مربوطه به این شعبه ارجاع گردیده است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای لطیفی رستمی عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای بلاغی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: «تقاضای اتخاذ تصمیم شایسته دارم.»; در خصوص دادنامه شماره 9109978325100397-3/7/91 مشاوره نموده چنین رای می دهد: