در خصوص تجدیدنظرخواهی س.ص. به طرفیت ر.الف. از دادنامه شماره 1147 مورخ 22/10/1392 صادره از شعبه 109 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن دادنامه شماره 522 مورخ 19/6/90 تایید گردیده است و تقاضای واخواهی تجدیدنظرخواه از آن مردود اعلام شده است و دادنامه غیابی شماره 432-24/5/91 اصلاحی آن حکایت از محکومیت تجدیدنظرخواه به استناد دو فقره چک به شماره های 828169 مورخ 27/4/83 و 828171 مورخ 2/12/83 به پرداخت مبلغ 000/000/500/1 ریال و خسارات دادرسی و تاخیر تادیه از تاریخ
صدور چک ها دارد نظر به اینکه به دلالت ماده 129 لایحه قانونی اصلاح قسمتی از
قانون تجارت معاملات شرکت با مدیران مستلزم رعایت تشریفات خاصی بوده و نیز به استناد ماده 132 همان قانون
مدیران شرکت حق دریافت وام یا اعتبار از شرکت ندارند بنابراین ظهر نویس چک مورد استفاده به عنوان انتقال توسط شخص مدیرعامل به خودش و مطالبه آن به عنوان ثالث و استفاده از امتیازات قانونی دارنده ثالث با توجه به موارد فوق محل ایراد و خدشه است و صرف نظر از موارد مذکور چون خواهان که به عنوان ظهر نویس سند تجاری همان
مدیرعامل شرکت که بدون احتیاج به امضاء دیگری دارای اختیار امضاء اسناد و تعهدآور و قراردادها بوده و با رابطه ی مالی با خوانده دعوای (تجدیدنظرخواه) به عنوان
مدیرعامل شرکت از کم و کیف موضوع کاملا مطلع و اسناد و دفاع ایشان در مقابل دعوی مذکور به عنوان شخصیت حقوقی برای نامبرده قابل پیش بینی بوده و ظهر نویس به عنوان انتقال که در جلسه مورخ 17/10/1392 دادگاه نخستین توسط وکیل ایشان به آن تصریح شده برای استفاده از اصل ایراد ناپذیری دارنده ثالث سند تجاری که با حسن نیت مالک سند مذکور است می باشد که نظر به وحدت
مدیر شرکت به عنوان ظهر نویس و دارنده آنکه شخص خواهان بوده و با احراز عدم حسن نیت نامبرده به نظر این دادگاه ذینفع بر مبلغ مندرج در چک به عنوان شخص حقیقی نبوده و با وارد دانستن تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه و نقض دادنامه معترض عنه مستندا به مواد 2 و 358 از قانون آیین دادرسی در امور مدنی قرار رد دعوی خواهان نخستین صادر و اعلام می گردد رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 17 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
صیدی ـ صوفی