رای قضایی شماره 9309970910100071

رای قضایی شماره 9309970910100071

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970910100071


شماره دادنامه قطعی:
9309970910100071

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/03/31

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
مرجع قضایی صالح در رسیدگی به اتهام تهیه محصولات مستهجن

پیام رای:
در رسیدگی به جرم تهیه فیلم مستهجن دادگاه انقلاب صالح می باشد.

رای خلاصه جریان پرونده
در این پرونده آقایان 1- ح.خ. فرزند ع. به اتهام ارتکاب بزه مشارکت در آدم ربایی با وسیله نقلیه و انجام عمل شنیع لواط نسبت به آقای ع.ب. فرزند م. و تهیه فیلم مستهجن از عمل لواط 2- س.ع. فرزند ع. به اتهام ارتکاب بزه مشارکت در آدم ربایی و ارتکاب عمل شنیع لواط نسبت به مجنی علیه مذکور و انتشار فیلم تهیه شده از صحنه جرم 3- م.د. فرزند ع. به اتهام ارتکاب عمل شنیع لواط با ع.ب. موضوع شکایت آقای ع.ب. فرزند م. تحت تعقیب قرار گرفته اند. بدین توضیح که: در تاریخ 7/11/1391 پلیس اطلاعات و امنیت عمومی شهرستان س. و در پی انتشار بلوتوثی در سطح شهر مبنی بر انجام عمل شنیع لواط توسط افرادی مشخص که این موضوع در یک حلقه سی دی ضبط و از طریق ناحیه مقاومت بسیج سپاه س. تحویل مامورین گردیده است. به موجب گزارشی خطاب به معاون محترم دادستان عمومی و انقلاب س. اعلام گردیده است که با توجه به موضوع مطروحه گزارش به نظر ریاست محترم دادگستری و رییس شعبه 43 دادگاه کیفری استان خ. مستقردر شهرستان س. می رسد: مشارالیه دستور مقتضی را صادر می نمایند. متهمین فوق الذکر در مورخه 17/11/1391 دستگیر می شوند (ص 1-2). شاکی پرونده آقای ع.ب. فرزند م. (اجمالا) در مرجع انتظامی و در دادسرا اظهار داشته است:.. . موقع امتحانات پایان ترم فرا رسید. بعد از تمام کردن یکی از امتحانات می خواستم بروم خانه مان که یک دفعه آقای ح.خ. گفت بنشین تا برسونمت و من هم نشستم در وسط راه که س.ع. داشت پیاده می رفت ح. وایستاد گفت بنشین تا بریم اون هم نشست ح.خ. راننده موتور بود من وسط موتور و س.ع. در پشت من نشست. سرعت گرفت رفت به سمت بیمارستان.. . نرسیده به بیمارستان از دوربرگردان به سمت بیابانی رفتند به کلاته ای رفتند به نام.. . دو سه بار التماس کردم که پیاده ام کنند.. . به یک تپه ای رسیدیم که موتور سر بالایی نمی رفت و پیاده شدند ح.خ. موتور را با دست داشت بالا می برد و س.ع. دستم را گرفته بود و با زور دستم را آزاد کردم و فرار کردم ولی چون بیابان بود ح.خ. با سرعت مرا گرفت.. . به یک خرابه بردند و آن جا س.ع. شلوارم را کشید پایین هرچه التماس کردم فایده ای نداشت و شروع کردم به لاپایی یک دفعه متوجه شدم که ح.خ. داره از پشت فیلم برداری می کند آن هم با گوشی شخصی التماسشان کردم که نگیرید ولی فایده ای نداشت تا این که کار س.ع. تمام شد نوبت ح.خ. بود وقتی کارش تمام شد یک دفعه م.د. با ه.م. و الف.ر. آمدند. ه.م. و الف.ر. با من کاری نکردند و حتی چند بار از ح.خ. و س.ع. و م.د. خواستند که مرا ول کنند و آن ها خندیدند و بعد از این که کار ح.خ. تمام شد م.د. آمد و شروع کرد بعد از این که کارش تمام شد بلندم کردن و شلوارم را پوشیدم.. . س.ع. داخل نکرد و ارضا شد ولی م.د. و ح.خ. داخل کردند و ارضا شدند (ص 4-16-17). آقای م.د. فرزند ع. در مرجع انتظامی و در دادسرا (ص 3 و 24) اجمالا در خصوص موضوع گفته است:.. . ح.خ. را سوار کرد بعد از چند دقیقه س.ع. را سوار کرد و او را در وسط گذاشتند و به بهانه رساندن به خانه بردن به بیابان من هم جا نشدم و الف.ر. من را رساند و ه. هم پشت سر ما آمدن ما اول آن ها را پیدا نکردیم بعد با تماس گرفتن آن ها را پیدا کردیم وقتی که ما به آن جا رسیدیم س... . و ح. هم در حال لواط کردن بود و من هم در آخر سر رسیدم و وقتی رفتم ح. گفت پاشو فیلم بگیرم من هم بدون این که ارضا شوم پا شدم و دیگر نرفتم و ح. فیلم گرفت و برای س. بلوتوث کرد و س. هم بین دوستانش پخش کرده بود. من چون گوشی ساده داشتم او را در فلش ریختم و بعد در سیستم خود ریختم و بعد از دو یا سه هفته سیستم ویندوز پر شد و فیلم ها در همان جا پاک شد. س- آیا جرم خود (عمل شنیع لواط به عنف) را قبول دارید؟ ج- بله من با ع.ب. داخل نکردم و ارضا نشدم. آقای ح.خ. نیز در مرجع انتظامی و دادسرا (ص 8-31-32 پرونده) ضمن توضیح موضوع که بردن ع. به پیشنهاد (س.ع. بوده و او را با موتور به محل وقوع جرم بردیم س. نفر اول.. . و به من گفت که فیلم بگیر من مجبور شدم وقتی س. اونو به من گفت منم حس شهوتم اجبارم کرد که او را بعد از من م.د. آمد و آن عملو انجام داد و س. دوباره به من دستور داد که فیلم بگیرم. فیلمو برای س. بلوتوث کردم بعد از ارسال اونو حذف کردم و س.ع. فیلم را برای د. ارسال کرد و م.د. فیلمو داخل کامپیوتر شخصی خود انتقال داده. بعد از مدتی شنیدم که فیلم پخش شده. به س. گفتم تو پخش کردی گفت واسه یکی از دوستانم ریختم که نگاه کند بعدش پاک کند. آقای س.ع. نیز در مرجع انتظامی و دادسرا (ص 6-27-28) اجمالا ضمن اقرار به این که آقای ع.ر. را با موتورسیکلت اقای ح.خ. به بهانه رساندن به خانه شان را به محل وقوع جرم برده اند گفته است.. . در یک راه فرعی وارد شدیم ع. را به یک خانه خرابه بردیم ع. را دراز کردیم ح. گفت اول تو برو من رفتم بعد ح.خ. رفت بعد از مدتی ه.م.- الف.ر. همراه با م.د. آمدند. م.د. خبر داشت پشت سرمان آمده بودن بعد م.د. رفت کارشو کرد. وی به سیوال انجام شده از وی گفته است: ع.ر. راضی به عمل نبود. ح.خ. فیلم گرفت من هم فقط به ف. بلوتوث کردم و نمی دانم چطور پخش شد. آقای م.د. اتهام لواط تفخیذی و آقایان ح.خ. و س.ع. اتهام ارتکاب شرکت در آدم ربایی و انجام عمل لواط و تهیه فیلم مبتذل را در دادسرا قبول نموده اند (24-28-32). متهمین ذکر شده در جلسه مورخه 21/11/139 در دادسرا ابتدا اتهامات منتسبه به خودشان را منکر شده اند و از اظهارات قبلی خود در مرجع انتظامی و دادسرا عدول کرده اند و گفته اظهارات جلسه قبل را قبول نداریم. لکن در پاسخ به سیوال قاضی در دادسرا به این که اظهاراتتان قرایت و نیر تصویر شما در فیلم می باشد چه می گویید؟ گفته اند: قبول داریم اشتباه کردیم توبه کردیم و دیگر از این غلط ها نمی کنیم. نامبردگان به عنوان آخرین دفاع گفته اند: حرفی نداریم قبول داریم (ص 36-37) (به همان نحوی مرقوم شده که در پرونده نوشته شده است). آقای ح.خ. آقای ح. را به عنوان وکیل خودش معرفی کرده است (ص 39) و آقایان س.ع. و م.د. هم آقای م.پ. را به عنوان وکیل تعیین کرده اند (ص 41 پرونده). پس از صدور قرار و کیفرخواست (ص 43 تا 48) در خصوص بعضی از اتهامات و صدور قرار عدم صلاحیت در مورد اتهام ارتکاب لواط ایقابی متهمین ذکر شده به شعبه 43 دادگاه کیفری استان خ. ارجاع شده است. دادگاه در مورخه 26/11/91 با حضور نماینده محترم دادستان - شاکی - متهمین تشکیل شده است. شاکی آقای ع.ر. اظهارات قبلی خودش در مرجع انتظامی و دادسرا و مفصل تر در دادگاه تکرار کرده است و مجددا گفته است: س.ع. دست مرا گرفت و شلوار من را پایین کشید و فقط بازی با من می کرد و متوجه شدم که ح.خ. دارد از پشت سر فیلم برداری می کند.. . وقتی س.ع. ارضا شد نوبت ح.خ. شد ولی ح. داخل کرد وسط کار م.د. آمد بعد از ارضا ح.خ. م.د. آمد و وی هم داخل کرد... اول با میل خودم سوار شدم به مقصد رفتن به منزل ولی بعد از چهارراه.. . سرعت گرفتند و بر خلاف میل من مرا به زور به محل وقوع جرم بردند. من اعتراض می کردم و گریه کردم (ص 53 تا 57). دادگاه اتهام ارتکاب بزه شرکت در آدم ربایی و لواط و انتشار فیلم مستهجن نسبت به ع.ر. را به آقای س.ع. تفهیم کرده است. وی در پاسخ گفته است: من ع. را جایی نبردم شاید ع. با من دشمنی دارد حقیقت این است که من ترسیدم و دروغ گفتم ولی حالا حقیقت را می گویم نزد معاون محترم دادستان هم ترسیدم و دروغ گفته من اصلا با ع. جایی نرفته ام. س- اظهارات قبلی شما در دادسرا قرایت می گردد حقیقت را بیان کنید؟ ج- خط خودم می باشد که در دادسرا نوشتم ولی از آگاهی می ترسیدم و از ترس این چیزها را نوشتم و دروغ است و فیلم هم در کار نبوده است (ص 58-59). دادگاه اتهام ارتکاب بزه شرکت در آدم ربایی نسبت به ع.ر. و عمل شنیع لواط نسبت به وی و تهیه فیلم از صحنه جرم را به آقای ح.خ. تفهیم کرده است. وی در پاسخ و به عنوان دفاع گفته است: من کار خاصی نکردم و برج پنج امسال موتور گرفتم و به جهت تصادف در پارکینگ است و در آگاهی به خاطر ضربه به سرم در تصادف حرف هایی زدم که قبول ندارم و در دادسرا هم حرفی زدم که دروغ است. من اصلا ع. را با موتور سوار نکرده ام و من اصلا از فیلم خبری ندارم من اصلا در آن محل وقوع جرم نبودم و من اصلا کاری نکردم و کسی را هم به جایی نبرده ام. وی در خصوص اظهاراتش در دادسرا گفته است: من این اظهارات را دروغ گفتم ولی هم اکنون حقیقت را می گویم من از آگاهی می ترسیدم که این حرف ها را زده ام و تحت فشار بودم و هر چه گفتم دروغ است و من اصلا در محل وقوع جرم نبودم که فیلم تهیه کنم (ص 60-61). دادگاه خطاب به آقای م.د.: اتهام شما حسب محتویات پرونده مبنی بر ارتکاب عمل شنیع لواط نسبت به ع.ر. تفهیم می گردد از خود دفاع کنید؟ ج- اصلا چیزی نبوده است. س- اظهارات شما در دادسرای س. قرایت می شود چه پاسخی دارید؟ ج- من این دروغ ها را گفتم که جرم من سبک شود و از ترس آگاهی این دروغ را گفتم و من با خط خودم نوشتم و من اصلا عمل لواط انجام نداده ام و من با کسی به جایی نرفته ام و فقط ع. همکلاسی من است (ص 62). دادگاه مجددا در تاریخ 17/12/91 با حضور نماینده محترم دادستان - شاکی متهمین و وکلای مدافع آن ها تشکیل شده است: ابتدا شاکی در پاسخ به سیوال دادگاه به این که.. . توضیح دهید آیا به شکایت خود باقی هستید یا نه گفته است.. . شکایتی از متهمان ندارم و به قانون واگذار می کنم. وقتی شکایت کردم مدتی گذشته بود و به پزشکی قانونی نرفتم.. . و در موردی که آیا متهمان نسبت به من دخولی انجام دادند یا نه دخولی انجام نشد فقط در حد فشار وارد کردن بود. ح. و م. فشار وارد کردند می خواستند داخل کنند نشد و ح.خ. فیلم می گرفت و س.ع. تهدید می کرد که منتشر می کنم بعد معلوم شد که منتشر کرده است. آقای ح.خ. در دادگاه و در پاسخ به سیوال دادگاه به این که: طبق کیفرخواست و محتویات پرونده متهم هستی به شرکت در آدم ربایی و عمل شنیع لواط و تهیه فیلم مستهجن از خود دفاه کن. گفته است: من وقتی این اتفاق افتاد موتور نداشتم. گوشی دوربین دار نداشتم. قبول ندارم من نبودم چون کتک زدند مطالبی گفتم. وی به عنوان آخرین دفاع هم گفته است: قبول ندارم مطالب همان است که گفتم بقیه دفاعیات را وکیلم بیان می کند. دادگاه خطاب به س.ع.: متهم هستی به شرکت در آدم ربایی - عمل شنیع لواط و انتشار فیلم مستهجن از خود دفاع کن؟ ج- من اصلا این کار را نکردم در آگاهی ما را زدند قبول کردیم در دادسرا هم مامور آگاهی حضور داشت آن جا هم ترسیدم قبول کردم من سوار موتور آقای ح.خ. نشدم ع. هم آن جا نبود کاری هم با شاکی نکردیم فیلم هم در کار نبود. وی به عنوان آخرین دفاع گفته است: قبول ندارم من کاری نکردم. بقیه دفاعیات را وکیلم بیان می کند. آقای م.د. هم در جلسه دادگاه و در دفاع از اتهام ارتکاب بزه لواط نسبت به شاکی گفته است: از مدرسه رفتم خانه جایی نرفتم قبول ندارم که با شاکی لواط کردم و به عنوان آخرین دفاع هم گفته است: قبول ندارم من هیچ کاری با شاکی نکردم و بقیه دفاعیات را وکیلم بیان می کند. ابتدا وکیل مدافع آقای ح.خ. و سپس وکیل مدافع آقایان س.ع. و م.د. با استناد به اظهارات موکلان خود در جلسه دادگاه کیفری و این که اظهارات آن ها در آگاهی هیچ گونه ارزش قضایی ندارد و دلیلی در جهت اثبات لواط و آدم ربایی ارایه نشده است: تقاضای صدور حکم برایت و شایسته موکلین خود را نموده اند (ص 71 تا 76). دادگاه پس از اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره 9109975184200069-17/12/1391 هر سه متهم را از ارتکاب بزه لواط ایقابی به لحاظ عدم کفایت دلیل مبنی بر احراز آن و با استناد به اصل 37 قانون اساسی و ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب تبریه نموده است لکن ارتکاب بزه لواط ((تفخیذی)) را توسط هر سه نفر محرز دانسته و آن ها را با استناد به ماده 108-120- 121 قانون مجازات به تحمل یکصد ضربه شلاق به عنوان حد شرعی تفخیذ محکوم کرده است. علاوه بر این آقایان ح.خ. و س.ع. را بابت مشارکت در بزه آدم ربایی با استناد به ماده 621 قانون مجازات اسلامی و رعایت بند 5 ماده 22 همین قانون (به لحاظ جوان بودن) (منفردا) به پرداخت مبلغ پنجاه میلیون ریال جزای نقدی بدل از حبس در حق دولت و نیز همین دو نفر را (ح.خ. و س.ع.) بابت ارتکاب بزه تهیه و انتشار فیلم مستهجن با استناد به تبصره 3 ماده 3 قانون نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت غیرمجاز می نمایند به پرداخت مبلغ بیست میلیون ریال جزای نقدی و تحمل پنجاه ضربه شلاف و دو سال محرومیت از رانندگی با موتورسیکلت محکوم نموده است. آقای ح.ع. به وکالت از طرف آقای ح.خ. به موجب لایحه ای در دو برگ (ص 107-108) و آقای م.پ. به وکالت از طرف آقایان س.ع. و م.د. به موجب لایحه ای در دو برگ (ص 110-111) به حکم صادره اعتراض و تقاضای تجدیدنظر در آن را نموده اند. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این مرجع ارجاع شده است.

رای شعبه دیوان عالی کشور
تجدیدنظرخواهی آقایان ح.ع. و م.پ. به وکالت از طرف محکوم علیهم - آقایان ح.خ. و س.ع. و م.د. نسبت به آن قسمت از دادنامه صادره از شعبه 43 دادگاه کیفری استان خ. که به موجب آن افراد ذکر شده به یکصد ضربه شلاق به عنوان حد تفخیذ و آقایان ح.خ. و س.ع. به جزای نقدی بابت ارتکاب بزه شرکت در آدم ربایی محکومیت یافته اند. توجها به محتویات پرونده و این که در لایحه تجدیدنظرخواهی ایراد و اشکال جدید و موجهی که موجب نقض دادنامه گردد ارایه نشده است و از طرفی نحوه رسیدگی صدور حکم نیز از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی مباینتی با قانون نداشته و فاقد ایراد است وارد نمی باشد. لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه مورد اعتراض در آن قسمت که ذکر شده ابرام می گردد. لکن با توجه به مفاد ماده 11 قانون نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت غیرمجاز می نمایند (مصوب سال 1386) رسیدگی به آن قسمت از دادنامه ذکر شده که به موجب آن متهمین بابت ارتکاب بزه تهیه فیلم مستهجن از اقدامات مجرمانه و انتشار آن از طریق بلوتوث محکوم شده اند خارج از صلاحیت ذاتی دادگاه محترم کیفری استان و داخل در صلاحیت دادگاه محترم انقلاب اسلامی س. می باشد لذا دادنامه مورد اعتراض در این قسمت نقض و رسیدگی آن به مرجع صالح (دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان س.) محول می گردد. دفتر پرونده اعاده گردد.
رییس شعبه 28 دیوان عالی کشور ـ عضو معاون
حسینی ـ صبوری نژاد

قاضی:
حسینی , ولی صبوری نژاد

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 621 ـ کندن دندان لق یا ترک خورده که منفعت آن باقی است موجب دیه همان دندان و در غیر این صورت موجب ارش است.

مشاهده ماده 621 قانون مجازات اسلامی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM