به موجب دادنامه شماره 264-11/10/81 صادر شده از شعبه 1409 دادگاه عمومی تهران آقای م.ر. فرزند ح. به اتهام ارتکاب بزه اختلاس به استناد ماده 5 قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس و ارتشاء و
کلاهبرداری به تحمل دو سال حبس و رد مبلغ مورد اختلاس در حق بانک ملی و انفصال دایم از خدمات دولتی و پرداخت دویست میلیون ریال جزای نقدی (مستندا به ماده 22
قانون مجازات اسلامی به لحاظ فقد سابقه کیفری) محکوم شده و این حکم وفق دادنامه شماره 6-17/1/1382 شعبه 12 دادگاه تجدیدنظر استان تهران مورد تایید قرارگرفته است. محکوم علیه درخواست پذیرش اعاده دادرسی نسبت به دادنامه اخیر از دیوان عالی کشور نموده که به شعبه 15 جهت رسیدگی ارجاع شده و این شعبه به شرح دادنامه شماره 154-30/2/1392 با استدلال «... با توجه به عبارات روشن شکایت بانک و رای دادگاه آنچه مربوط به اوراق مشارکت آقای خ. می باشد
خیانت در امانت است و انطباق با اختلاس ندارد هر چند ممکن است محکوم علیه همان طور که بانک اعلام نموده اختلاس نیز کرده باشد.. .»; با تشخیص انطباق تقاضا با بند 6 ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری قرار قبولی اعاده دادرسی را صادر کرده است. پس از تجویز اعاده دادرسی پرونده به شعبه 70 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع شده و آن دادگاه به شرح دادنامه شماره 230-17/4/1392 با استدلال «... هر چند مستدعی اعاده دادرسی اقرار بر فروش اوراق مشارکت نموده ولی دلیلی بر این که در این خصوص از ناحیه آقای خ. اذن داشته باشد ارایه نکرده است.. .»; به استناد وحدت ملاک ماده 438 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه شماره 6-17/1/82 صادره از شعبه 12 دادگاه تجدیدنظر استان تهران را تایید و ابرام نموده است. محکوم علیه نسبت به دادنامه شماره 230-17/4/1392 صادر شده از شعبه 70 دادگاه تجدیدنظر استان تهران درخواست پذیرش اعاده دادرسی از دیوان عالی کشور نموده که به این شعبه جهت رسیدگی ارجاع شده است لایحه وی هنگام شور خوانده می شود.