رای قضایی شماره 9309970909100056

رای قضایی شماره 9309970909100056

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909100056


شماره دادنامه قطعی:
9309970909100056

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/02/31

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
تاثیر قابل درمان بودن علت حجر بر صدور حکم حجر

پیام رای:
بر مبنای اصل سلامت افراد و استثنائی بودن حجر و عواقب فردی و اجتماعی آن با وجود نظر پزشکی قانونی بر قابلیت درمان علت حجر در فرض مراقبت و مصرف دارو صدور حکم حجر صحیح نیست.

رای خلاصه جریان پرونده
دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان نمین طی شماره 9110114530600155 مورخ 7/9/91 خطاب به دادگاه های عمومی نمین درخواست رسیدگی و صدور حکم به حجر الف.ن. به علت جنون کرده است. گزارش شماره 11544-28/12/89 پزشکی قانونی اردبیل (برگ 20 پرونده) حاکی است: ((... مصاحبه و مشاوره تخصصی صورت گرفت نامبرده جنون ناشی از مصرف مواد (شیشه و آمفتامین) دارد با توجه به فقدان مدارک اطلاع دقیقی در مورد زمان شروع آن وجود ندارد ولی بر طبق شرح حال گرفته شده از بستگان می تواند از حدود یک سال قبل باشد در صورت قطع مواد بیماری وی قابل کنترل می باشد لازم است در یک مرکز اعصاب و روان (بیمارستان ف.) تا رفع علایم جنون بستری باشد)) شعبه اول دادگاه عمومی (مدنی) نمین از سازمان مرقوم استعلام نموده است که جنون وی دایمی است یا ادواری پاسخ داده شده است که: «... جنون نامبرده ناشی از مصرف (شیشه و آمفتامین) بوده و در صورت قطع مصرف بیماری وی تحت کنترل می باشد لذا جنون ادواری محسوب می شود (برگ 25) سپس دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره 9109974527000866 مورخ 21/9/91 پس از نقل خلاصه جریان پرونده: حکم به حجر الف.ن. به لحاظ ابتلاء به جنون ادواری (زمان آغاز آن حدود مورخ 28/12/88) صادر کرده است دادنامه در تاریخ 29/9/91 به خود شخص یادشده ابلاغ و او در مورخه 5/10/91 از دادنامه ی صادره تجدیدنظر خواسته است حاصل اعتراض وی این است که قبلا به مواد مخدر اعتیاد داشته و پس از مراجعه به مراکز روانی و پزشک معالج درمان و اکنون از سلامت روانی و جسمی برخوردار است دادگاه مرا خواهان تلقی کرده من از هیچ چیز اطلاعی ندارم به رای صادره اعتراض درخواست معرفی به پزشکی قانونی می شود تا رای نقص شود. پرونده به محاکم تجدیدنظر استان اردبیل ارجاع شده شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل در وقت نظارت تشکیل جلسه داده و ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه ی شماره 70403901159 مورخ 4/11/91 چنین رای صادر کرده است: (... در رسیدگی دادگاه محترم بدوی هم از حیث رعایت تشریفات دادرسی توجه به اوراق و محتویات پرونده نحوه استدلال و استنتاج ایراد و اشکال اساسی سبب نقص ملاحظه نمی گردد و با در نظر گرفتن اینکه نظریه پزشکی قانونی نیز با لحاظ سوابق بیماری و مدارک پزشکی موجود در پرونده منطبق با واقع به نظر نمی رسد (؟) تجدیدنظرخواهی وارد نیست لذا دادگاه با اجازه حاصل از ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید می نماید»;. پس از ابلاغ الف.ن. از آن فرجام خواهی کرده است خلاصه اعتراضات فرجامی این است که دادگاه های بدوی و تجدیدنظر بدون در نظر گرفتن حقوق اجتماعی وی و رسیدگی به آن مبادرت به صدور حکم کرده اند و توضیح داده او متاهل و صحیح و سالم زندگی می کند اصلا متوجه صدور رای از دادگاه بدوی نشده است نه تشکیل جلسه داده اند و نه یک کلمه از او سوال کرده اند درخواست نقض دادنامه ی صادره را نموده است و یک فقره استشهادیه هم پیوست دادخواست فرجامی در مورد سلامت روانی و رفتار و کردار او در محل و اشتغال در کارخانه سفال سازی کرده است. پس از تبادل لوایح پرونده به دیوان کشور ارسال و رسیدگی به آن در دستور کار این شعبه قرارگرفته است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید و پس از قرایت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و انجام مشاوره چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
بر رسیدگی دادگاه ها اشکال وارد است زیرا صدور حکم به حجر موجب محرومیت فرد از استیفاء و اعمال حقوق قانونی و احتمالا اضرار به حقوق ثالث است لذا قانون گذار طبق ماده 1223 قانون مدنی و مواد 14 و 37 و 57 قانون امور حسبی مقرر داشته پس از رسیدگی و تحقیقات جامع و کامل در صورت ثبوت حجر مبادرت به صدور حکم حجر شود یکی از موارد تحقیق دعوت فرد و شخص موردنظر به دادگاه و اختبار وی و در صورت لزوم تحقیق از بستگان به ویژه از والدین و سایر مطلعین او است که در کشف حقیقت موثر است صرف نظر از اینکه دادگاه ها هیچ گونه تحقیق از فرجام خواه به عمل نیاورده اند حسب گزارش های پزشکی قانونی علت حجر جنون ادواری به علت اعتیاد به مواد مخدر اعلام گردیده است که با درمان و ترک اعتیاد منتفی است طبق دستور ماده 1210 قانون مدنی اصل عدم حجر است و ملاک صدور حکم به آن تحقق و ثبوت علت حجر زمان صدور حکم است زیرا آن یک امر حادث می باشد و ممکن است در زمان رسیدگی دادگاه ها اساسا منتفی بوده است چنانکه فرجام خواه مدعی است که بهبودی حاصل کرده و مشغول کار است و نظریات پزشکی قانونی نیز حاکی از درمان بیماری است زیرا علت آن وضعیت طبیعی فرجام خواه نیست و جنون ذاتی نمی باشد بلکه به علت ابتلاء به مصرف مواد مخدر است علی هذا به جهات یادشده رسیدگی ناقص است اقتضاء دارد پس از تحقیق در موارد فوق الذکر و رسیدگی کامل مجددا فرجام خواه با انعکاس نتیجه تحقیقات به پزشکی قانونی نظریه کمیسیون پزشکی جلب و سپس حسب نتیجه حاصله مبادرت به صدور رای شود علی هذا مستندا به بند 5 ماده 371 و ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته به لحاظ نقص رسیدگی و تحقیقات نقض و رسیدگی بعدی با لحاظ بندهای الف ماده 401 و 405 قانون مرقوم به دادگاه صادرکننده رای یا شعبه قایم مقام قانونی آن تفویض می گردد.
رییس شعبه 3 دیوان عالی کشور ـ مستشار
غفارپور ـ شاملو

قاضی:
رسول شاملو , حسن غفار پور

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 396 - پس از اقدام طبق مقررات مواد فوق شعبه رسیدگی کننده طبق نظر اکثریت در ابرام یا نقض رای فرجام خواسته اتخاذ تصمیم می نماید اگر رای مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده باشد ضمن ابرام آن پرونده را به دادگاه صادرکننده اعاده می نماید والا طبق مقررات آتی اقدام خواهد شد.

مشاهده ماده 396 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 1223 - در مورد مجانین دادستان باید قبلا رجوع به خبره کرده نظریات خبره را به دادگاه مدنی خاص ارسال دارد. در صورت اثبات جنون دادستان به دادگاه رجوع می کند تا نصب قیم شود. در مورد اشخاص غیررشید نیز دادستان مکلف است که قبلا به وسیله ی مطلعین اطلاعات کافیه در باب سفاهت او به دست آورده و در صورتی که سفاهت را مسلم دید در دادگاه مدنی خاص اقامه ی دعوا نماید و پس از صدور حکم عدم رشد برای نصب قیم به دادگاه رجوع نماید.

مشاهده ماده 1223 قانون مدنی

ماده 1210 - هیچ کس را نمی توان بعد از رسیدن به سن بلوغ به عنوان جنون یا عدم رشد محجور نمود مگر آن که عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد. تبصره 1 - سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمری و در دختر نه سال تمام قمری است. تبصره 2 - اموال صغیری را که بالغ شده است در صورتی می توان به او داد که رشد او ثابت شده باشد.

مشاهده ماده 1210 قانون مدنی

ماده 14- در امور حسبی دادرس باید هر گونه بازجویی و اقدامی که برای اثبات قضیه لازم است به عمل آورد هر چند درخواستی از دادرس نسبت به آن اقدام نشده باشد و در تمام مواقع رسیدگی می تواند دلائلی که مورد استناد واقع می شود قبول نماید.

مشاهده ماده 14 قانون امور حسبی

ماده 37- دادگاهی که رسیدگی پژوهشی می نماید هر گونه رسیدگی و تحقیقی را که مفید و لازم بداند بدون احتیاج به درخواست به عمل می آورد و پس از رسیدگی اگر تصمیم مورد شکایت را صحیح بداند آن را تایید و چنانچه نقصی در تصمیم نامبرده مشاهده کند موافق نظر خود آن را تکمیل می نماید و هر گاه تصمیم مورد شکایت را صحیح نداند آن را الغاء نموده و تصمیم مقتضی را اعلام می نماید.

مشاهده ماده 37 قانون امور حسبی

ماده 57- در رسیدگی به درخواست حجر دادگاه نسبت به اشخاصی که مجنون یا سفیه معرفی شده اند هر گونه تحقیقی که لازم بداند به عمل می آورد و می تواند اشخاصی که اطلاعات آن ها را قابل استفاده بداند احضار نموده و یا برای تحقیق از اشخاص نامبرده نماینده بفرستد و پس از رسیدگی و تحقیقات لازم و احراز حجر حکم به حجر می دهد و در صورت عدم احراز حجر درخواست حجر را رد می نماید.

مشاهده ماده 57 قانون امور حسبی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM