پیرو گزارش قبلی اجمالی این که شعبه 2 دادگاه کیفری استان طی دادنامه شماره 36000173-26/9/89 آقای غ.الف. را در قبال قتل عمدی مرحوم ع.خ. به قصاص نفس و آقایان ر.غ. و الف.ر. را از بابت معاونت در قتل عمدی هر کدام به هشت سال حبس و هر کدام از متهمین مزبور را از جهت تحریق عمدی خودرو مقتول به دو سال حبس و از بابت
کلاهبرداری های متعدد (فروش مال غیر) با
جعل اسناد و مدارک و مهرهای عادی هر کدام به دو سال حبس و رد مال و پرداخت ده میلیون ریال جزای نقدی محکوم نموده است. متعاقب تجدیدنظرخواهی محکوم علیهم این مرجع به موجب دادنامه شماره 00078-27/2/90 رای صادره را ابرام نموده است شعبه 103 دادگاه جزایی شهرستان الف طی دادنامه شماره 00546-19/6/91 در خصوص اتهام آقایان الف.م. دایر بر معاونت در
کلاهبرداری با
جعل مهرها و اسناد عادی 2- ص.الف. دایر بر معاونت در
کلاهبرداری با
جعل اسناد عادی با توجه به این که حسب محتویات پرونده مباشر جرایم و نامبردگان متهمین مارالذکر می باشد که به جرایم آنان در خصوص مباشرت در
کلاهبرداری های متعدد از طریق فروش و انتقال زمین های متعلق به غیر با
جعل و تهیه مهرها و
قولنامه ها و قراردادهای عادی رسیدگی و به موجب دادنامه شماره 3600073 حکم محکومیت صادر گردیده است و حسب ماده 56 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری شرکاء و معاونین جرم در دادگاهی محاکمه می شوند که صلاحیت رسیدگی به اتهام مجرم اصلی را دارد لذا قرار عدم صلاحیت خود را به شایستگی دادگاه کیفری استان صادر و اعلام نموده است (ص 388). آقای الف.م. در مرجع انتظامی اظهار داشته: قبول دارم مهر را ما ساخته ایم چند نفر آمدند تقاضای ساخت مهر کرده اند ولی بدون نامه قبول نکردیم بعد رفتند یک برگ
قرارداد واگذاری زمین به صورت سفید را آوردند که در پشت آن اسامی هییت امنای مسکن ن. ثبت و امضاء شده بود لذا مهر را تهیه و تحویل آن ها دادیم و هیچ اطلاعی نداشتیم که آن ها قصد
کلاهبرداری داشتند (ص 147). هم چنین نامبرده اظهار داشته: اینجانب و برادرم ح که سرباز است به طرفین قبل از تحویل مهر اعلام داشتیم که نامه رسمی بیاورند متاسفانه نامبردگان از عدم حضور اینجانب و برادرم ح. و برادر کوچک ترم الف. را جهت تحویل مهر با ارایه یک برگ از قراردادها اغفال کرده اند (ص 166). اظهار داشته: یکی دو ماه قبل آقای الف.ر. آمد که می خواهیم یک برگ از
قرارداد شرکت ن. را تایپ کنم من هم تایپ کردم بعد گفت می خواهم چاپ کنم من هم گفتم برای چاپ این نامه لازم است گفت نامه را می آورم شما یکی دو نمونه برایم چاپ کنید تا بدهم بررسی کنند من هم این کار را کردم تا این که وقتی زینگ آلومینیومی را آماده کردم اصرار کردم باید نامه را بیاورید آن ها نامه نیاوردند من هم فقط پول زینگ را گرفتم و به آن ها دادم و گفتم که من چاپ نمی کنم و بعد از آن هیچ اطلاعی ندارم.. .(ص 662)
در وقت مقرر به تاریخ 22/3/92 جلسه دادرسی با حضور متهمین و وکلای آن ها و با مشارکت سه نفر ( دادرس و دو مستشار) تشکیل شده است. متهمین به شرح مارالذکر اظهارات خود را تکرار نموده اند.
شعبه 2 دادگاه کیفری استان الف پس از رسیدگی طی دادنامه شماره 3600311-28/3/92 به شرح آتی انشاء حکم نموده است:
رای دادگاه
در خصوص کیفرخواست صادره در خصوص الف.م. فرزند ع. متولد 1355 متهم است به معاونت در
کلاهبرداری از طریق
جعل مهر و اسناد عادی و هم چنین ص.الف. فرزند ج. متهم است به معاونت در
کلاهبرداری با
جعل اسناد عادی با وکالت آقای ر. و اولی هم با وکالت ف.م. که وکالت توکیل از طرف الف.م. دارند. با امعان نظر به محتویات پرونده و دادنامه صادره از شعبه دوم کیفری استان که غ.الف. و ر.غ. و الف.ر. هر سه به اتهام
کلاهبرداری و فروش مال غیر زمین های متعلق به غیر به موجب دادنامه 3600173 -26/2/89 در پرونده شماره 570048488 به تحمل هر یک دو سال حبس تعزیری و هر یک ده میلیون ریال جزای نقدی محکوم گردیده اند و به موجب رای دیوان عالی کشور به شماره 800078-27/2/90 تایید گردیده است با امعان نظر در محتویات هر دو پرونده استنادی و جمله دفاعیات متهمین و لایحه تقدیمی وکلای هر دو سایر قراین و امارات دادنامه اصداری بزهکاری نامبردگان محرز بوده و اظهار بی اطلاعی متهمین از سوءنیت مجرمانه متهمین و مباشرین اصلی مطابق با واقع نبوده دادگاه به استناد ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین
کلاهبرداری و ارتشاء و اختلاس و ما ده 626 و ماده 43
قانون مجازات اسلامی هر یک از متهمین را به اتهام معاونت در
کلاهبرداری به تحمل یک سال حبس تعزیری و هر یک به پرداخت ده میلیون ریال جزای نقدی محکوم می نماید. رای صادره به تبع دادنامه صادره از این شعبه قابل تجدیدنظر در دیوان عالی کشور ظرف بیست روز می باشد.
دادنامه صادره در مورخه 5/5/92 به آقای م.د. به عنوان وکیل ص.الف. و در مورخه 7/5/92 به آقای الف.م. به عنوان وکیل الف.م. ابلاغ که نامبردگان به شرح لوایح تقدیمی به ترتیب به تاریخ های 24/5/92 و 7/5/92 درخواست تجدیدنظر نموده اند. وکیل ص.الف. در لایحه تقدیمی عنوان نموده: دادگاه بدون دلیل محکمه پسند و بدون توجه به دفاعیات اینجانب و موکل اقدام به صدور حکم محکومیت نموده است موکل بدون علم و آگاهی از قصد و نیت آقای الف.ر.
قرارداد ارایه شده از ناحیه ایشان را در کامپیوتر تایپ و چند برگ به عنوان نمونه در اختیار وی قرار می دهد.. .. و هیچ گونه اطلاعی از اقدامات و یا تخلفات که توسط او و همکارانش صورت گرفته نداشته.. .. برابر برگ 95 پرونده نامبرده صراحتا اعلام داشته که: ص. اطلاعی از
کلاهبرداری آن ها نداشته و هیچ گونه جعلی نیز توسط موکل صورت نگرفته.. .. وکیل الف.م. در لایحه تقدیمی عنوان نموده: مراتب مواجهه حضوری مباشرین اصلی جرم در صفحات 297 و 299 پرونده موید عدم آشنایی مباشرین اصلی و معاون جرم و عدم اطلاع و وحدت قصد بین افعال مباشرین و معاون می باشد احدی از شاکیان به نام آقای الف.د. از شکایت خویش صرف نظر نموده که در صفحه 335 مراتب آن آمده است و شاکی دیگر آقای ع.ی. نیز اعلام کرده که در قبال کلمه شرکت اتوبوسرانی دچار غفلت شدم لذا مهر هییت امنای مسکن ن. نمی توانسته موجب اغفال ایشان باشد.
پس از ارسال پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی پیرو سابقه به این شعبه (6) ارجاع شده است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای احمدی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای میرشریفی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: «نقض به جهت لزوم احراز وحدت قصد و در صورت احراز هم می بایست طبق مقررات
قانون مجازات اسلامی مصوب 1/2/1392 محکومیت می یافتند.»; در خصوص دادنامه شماره 3600311-28/3/1392 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: