رای قضایی شماره 9309970906100081

رای قضایی شماره 9309970906100081

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970906100081


شماره دادنامه قطعی:
9309970906100081

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/02/08

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
مهلت فرجام خواهی در صورت اقامت موکل در خارج از کشور

پیام رای:
در فرض اقامت موکل در خارج از کشور و اقامت وکیل وی در داخل مهلت فرجام خواهی 20 روز است نه دو ماه زیرا در این حالت ابلاغ به وکیل صورت می گیرد نه اصیل.

رای خلاصه جریان پرونده
یکم = قبلا در پرونده کلاسه 910687 یا 667-/89 شعبه اول دیوان عالی کشور در مورد فرجام خواهی آقای م.ر. با وکالت آقای ن.ف. و خانم ن.د. نسبت به دادنامه شماره 1060-/89-4/10/1389 صادره از شعبه 14 دادگاه عمومی حقوقی کرج توسط این مستشار دیوان عالی کشور به عنوان عضو ممیز گزارش جامع تنظیم شده است و سپس طی دادنامه شماره 832-/91-30/8/1391 با قید نواقص موردنظر و به شرح مندرج موضوع قابل طرح و رسیدگی تشخیص نگردید وجهت اقدام قانونی مقتضی اعاده شد.
خلاصه جریان پرونده:
این است که: برابر مندرجات پرونده بدوی که به کلاسه 8906072 یا 677-/89 شعبه 14 دادگاه عمومی حقوقی کرج دعوی آقای ح.ف. به وکالت از خانم ف.ه. به طرفیت آقای م.ر. به خواسته صدور حکم بر محکومیت خوانده که مجهول المکان معرفی شده به پرداخت مبلغ 000/000/240 ریال بابت ودیعه موضوع یک فقره اجاره نامه عادی مربوط به یک دستگاه آپارتمان به نشانی مندرج که نهایتا برابر دادنامه غیابی 1060-/89-4/10/1389 با شرح دعوی و خواسته و جریان رسیدگی و درج خلاصه اظهارات آقای وکیل موصوف خواهان یادشده با وارد دانستن دعوی و به استناد مقررات قانونی مقید به جهت عدم حضور خوانده و عدم دفاع او و مصون ماندن مدرک استنادی از هرگونه تعرضی به استناد مقررات قانونی مندرج رای بر محکومیت خوانده موصوف به پرداخت مبلغ خواسته و.. . صادر و ظرف مهلت های قانونی قابل واخواهی و سپس قابل تجدیدنظرخواهی اعلام شد. (صفحات 1 لغایت 22) رای مذکور با درج دریکی از جراید کثیرالانتشار جهت اطلاع و ابلاغ خوانده اقدام شد به تقاضای آقای ح.ف. به وکالت از محکوم لها یادشده اجراییه صادر گردید.. .
خانم ن.د. وکیل پایه یکم دادگستری مع الواسطه آقای ر.ر. به وکالت از آقای م.ر. (محکوم علیه غایب) با ارایه وکالت نامه به ضمیمه لایحه مثبوت با اختیارات مفوض و مقید در تاریخ 16/11/1390 تقاضای مطالعه پرونده را کرد که با تقاضای مذکور موافقت نگردید.
فرجام خواهی خانم ن.د. و آقای ن.ف. به وکالت از آقای م.ر. طی شماره 91/14/90 در تاریخ 15/5/1391 ثبت شد و به موجب دادنامه شماره 832-/91-30/8/1391 فوق الاشعار با ذکر نواقص در سه بند در بند 4 با قید اینکه آقای ح.ف. به وکالت از فرجام خوانده مدعی خارج از مهلت بودن فرجام خواهی شده و به این ادعا در دادگاه بدوی صادرکننده رای معترض عنه رسیدگی نگردید لذا باکیفیت مذکور موضوع قابل طرح و رسیدگی در دیوان عالی کشور تشخیص نشد و جهت اقدام قانونی مقتضی اعاده شد.
دوم = به موجب قرار شماره 17-24/12/1391 با استدلال مندرج فرجام خواهی خارج از مهلت قانونی تشخیص و به استناد ماده 382 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد فرجام خواهی صادر و قرار صادره ظرف مهلت قانونی قابل فرجام خواهی اعلام گردید.
سوم = قرار یادشده به شرح ظهر صفحه 42 پرونده فرجامی در تاریخ 3/2/1392 به خانم ن.د. احد از وکلای موصوف محکوم علیه موصوف ابلاغ شد فرجام خواهی آقای م.ر. در تاریخ 22/2/1392 ثبت شد مراتب به خانم ف.ه. ابلاغ شد لایحه ای از او پیوست پرونده نیست خانم ن.د. به وکالت از فرجام خواه موصوف وکالت نامه مصدق مع الواسطه از مشارالیه (فرجام خواه) را به ضمیمه لایحه ای ارایه کرد که پیوست شد پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به کلاسه بالا ثبت و به شعبه اول دیوان عالی کشور ارجاع شده است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش: آقای سیروس کیقبادی عضو ممیز و اوراق پرونده در مورد فرجام خواهی آقای م.ر. در خصوص دادنامه شماره 17-/91-24/12/1391 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
توجها به جمیع اوراق پرونده و گزارش عضو ممیز در مورد اعتراض آقای م.ر. به قرار رد فرجام خواهی به عمل آمده به شماره دادنامه فوق الذکر نظر به اینکه خانم ن.د. وکیل پایه یکم دادگستری مع الواسطه آقای ر.ر. به وکالت از آقای م.ر. با ارایه وکالت نامه به ضمیمه لایحه ثبت شده به شماره 1401050-16/11/1390 تقاضای مطالعه پرونده را کرد که با درخواست مذکور موافقت شد ولی فرجام خواهی خانم وکیل موصوف و آقای ن.ف. به وکالت از آقای م.ر. در تاریخ 15/5/1391 ثبت شده است حال آنکه خانم وکیل موصوف مع الواسطه آقای ر.ر. از آقای م.ر. مقیم ایران به نشانی مندرج در وکالت نامه به شماره سری: چ/1/75151- 15/11/1390 بوده است نه هفته خارج از کشور و به علاوه مهلت دو ماه مقرر در ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی و یا در ماده 336 قانون مذکور و یا ماده 397 قانون یادشده تصریح دارد که فرد معترض مقیم خارج باشد و نسبت به رای صادره حسب مورد شخصا واخواهی یا تجدیدنظرخواهی یا فرجام خواهی نماید درحالی که مشارالیه از طریق وکیل موصوف در تاریخ 15/11/1390 بامطالعه پرونده از مفاد رای صادره مطلع شد و برابر نص مقررات مزبور و مهلت های دوماهه مذکور اختصاص به اصیل دارد که مقیم خارج از کشور باشد نه وکیل که مقیم ایران باشد بنا به مراتب با غیرموجه تشخیص دادن اعتراض مشارالیه قرار معترض عنه ابرام می گردد.
مستشاران شعبه 1 دیوان عالی کشور
حیدری قاسمی ـ کیقبادی

قاضی:
حیدری قاسمی , سیروس کیقبادی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 382 - دادخواست و برگهای پیوست آن باید در دو نسخه و درصورت متعدد بودن طرف دعوا به تعداد آنها بعلاوه یک نسخه باشد به استثنای مدرک مثبت سمت که فقط به نسخه اول ضمیمه می شود.

مشاهده ماده 382 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 306 - مهلت واخواهی از احکام غیابی برای کسانی که مقیم کشورند بیست روز و برای کسانی که خارج از کشور اقامت دارند دو ماه از تاریخ ابلاغ واقعی خواهد بود مگر اینکه معترض به حکم ثابت نماید عدم اقدام به واخواهی در این مهلت به دلیل عذر موجه بوده است. در این صورت باید دلایل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهی به دادگاه صادر کننده رای اعلام نماید. اگر دادگاه ادعا را موجه تشخیص داد قرار قبول دادخواست واخواهی را صادر و اجرای حکم نیز متوقف می شود. جهات زیر عذر موجه محسوب می گردد: 1 - مرضی که مانع از حرکت است. 2 - فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد. 3 - حوادث قهریه از قبیل سیل زلزله و حریق که بر اثر آن تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد. 4 - توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی تقدیم کرد. تبصره 1 - چنانچه ابلاغ واقعی به شخص محکوم علیه میسر نباشد و ابلاغ قانونی به عمل آید آن ابلاغ معتبر بوده و حکم غیابی پس از انقضاء مهلت قانونی و قطعی شدن به موقع اجراء گذارده خواهد شد. درصورتی که حکم ابلاغ واقعی نشده باشد و محکوم علیه مدعی عدم اطلاع از مفاد رای باشد می تواند دادخواست واخواهی به دادگاه صادرکننده حکم غیابی تقدیم دارد. دادگاه بدوا خارج از نوبت در این مورد رسیدگی نموده قرار رد یا قبول دادخواست را صادر می کند. قرار قبول دادخواست مانع اجرای حکم خواهد بود. تبصره 2 - اجرای حکم غیابی منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ تامین متناسب از محکوم له خواهد بود. مگر اینکه دادنامه یا اجرائیه به محکوم علیه غایب ابلاغ واقعی شده و نامبرده در مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ دادنامه واخواهی نکرده باشد. تبصره 3 - تقدیم دادخواست خارج از مهلت یادشده بدون عذر موجه قابل رسیدگی در مرحله تجدیدنظر برابر مقررات مربوط به آن مرحله می باشد.

مشاهده ماده 306 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM