رای قضایی شماره 9309970909000046

رای قضایی شماره 9309970909000046

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909000046


شماره دادنامه قطعی:
9309970909000046

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/02/06

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
مرجع قضایی صالح در رسیدگی به جرایم نظامیان

پیام رای:
دادگاه نظامی به تبع اتهامات نظامی به جرم کلاهبرداری شخص نظامی نیز رسیدگی می نماید.

رای خلاصه جریان پرونده
حسب محتویات پرونده آقایان 1- ف.الف. فرزند ع. 2- الف.الف. فرزند ج. 3- ر.م. فرزند الف. 4- ع.ب. فرزند ک. 5- پ.ل. فرزند ع. 6- الف.گ. فرزند ق. 7- ر.ج. فرزند م. 8- ب.ج. فرزند ج. 9- ن.م. فرزند ر. شکایتی علیه آقای ک.ث. فرزند ص. متولد 1354 اهل و مقیم ارومیه جمعی انتظامی شهرستان ارومیه به اتهام کلاهبرداری و خیانت در امانت تقدیم دادستان نظامی استان آذربایجان غربی نموده که پرونده به بازپرس محترم شعبه سوم دادسرای نظامی ارومیه ارجاع به شماره بایگانی شعبه 910238 ثبت پس از استماع اظهارات شکات و وکیل آقای ر.ج. به نام خانم س.م. وکیل پایه یک دادگستری و اظهارات و مدافعات متهم بازپرس محترم طی قرار نهایی شماره 91099799046500398-27/12/1391 با عنایت به گذشت آقای ب.ج. و ن.م. مستندا به بند 2 ماده 6 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری در مورد جنبه خصوص بزه قرار موقوفی تعقیب و شاکی ردیف سوم نیز در مورد مبلغ یکصد میلیون ریال موضوع کلاهبرداری اعلام رضایت نموده لذا در خصوص اتهام نامبرده دایر بر کلاهبرداری و ایجاد جو بدبینی نسبت به نیروهای مسلح با توجه به محتویات پرونده شکایت شکات اقرار متهم بعضا صریح و تلویحی اسناد و مدارک ارایه شده و سایر قراین و اظهارات موجود و منعکس در پرونده اتهامات انتسابی به وی محرز و مستندا به ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء اختلاس و کلاهبرداری و نیز ماده 674 قانون مجازات اسلامی و ماده 126 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح قرار مجرمیت صادر می شود و تاریخ وقوع بزه سال 1391 و محل وقوع بزه ارومیه اعلام گردیده است. که قرارهای صادره به موافقت معاون محترم دادستان نظامی استان آذربایجان غربی رسیده است (صفحات 146 الی 139). در مورد متهم نظامی سروان ک.ث. فرزند ص. کیفرخواست به اتهام کلاهبرداری و ایجاد جو بدبینی نسبت به نیروهای مسلح تنظیم و از ریاست محترم محاکم نظامی استان آذربایجان غربی مستندا به ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء اختلاس و کلاهبرداری و ماده 674 قانون مجازات اسلامی و ماده 126 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح با رعایت ماده 47 قانون مجازات اسلامی توسط معاون دادستان نظامی آذربایجان غربی تنظیم شده است (صفحات 160 الی 156) و آقای معاون محترم دادستان نظامی طی شرحی به فرماندهی محترم انتظامی شهرستان ارومیه (بازرسی) مرقوم و به لحاظ این که در مورد اتهام سروان ک.ث. دایر به کلاهبرداری و ایجاد جو بدبینی نسبت به نیروهای مسلح کیفرخواست صادر گردیده اعلام نموده است مشارالیه را در اجرای ماده 7 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری از تاریخ مذکور (28/12/1391) از شغل خود تعلیق و نتیجه را به این مرجع اعلام نمایید (صفحه 161). پرونده به شعبه دوم دادگاه نظامی یک ارجاع شده است. ریاست محترم محکمه دستور تعیین وقت و دعوت طرفین را صادر که وقت رسیدگی به تاریخ 19/3/1392 تعیین شده شعبه دوم دادگاه نظامی یک استان در وقت مقرر با حضور شکات و وکیل مدافع احراز شکایت تشکیل جلسه داده و ضمن قرایت و تفهیم کیفرخواست و اتهام انتسابی مبنی بر کلاهبرداری و ایجاد جو بدبینی نسبت به نیروهای مسلح به متهم سروان ناجا ک.ث. فرزند ص. اظهارات و مدافعات متهم را استماع نموده که اظهار داشته است: اتهامات انتسابی را قبول ندارم و از شاکی ف.الف. رضایت اخذ نموده ام. دادگاه اظهارات شکات را استماع آقای الف.الف. فرزند ج. اظهار داشته است: ک.ث. در سال 1391 به مقدار 259 گرم که ارزش آن در زمان خرید حدود 22 میلیون تومان بوده که در قبال آن چک به همان مبلغ از ایشان گرفتم که مدت چک حدود 2 ماه بود و در زمانش وصول نشد و موقع خرید دو بار به مغازه من مراجعه کرد به فاصله یک روز و بار اول در لباس نظامی بود و بار دوم با لباس شخصی و من بار اول قبول نکردم و با چک به ایشان طلا ندادم ولی در مرحله دوم با توجه به این که گفت من رییس پاسگاه امام زاده هستم و به وام اقدام کرده ام و هم چنین از طریق نیروی انتظامی در تبریز یک زمین مرغوب به من دادند که قصد فروش آن را دارم و من قبول کردم و به مدت دو ماهه به ایشان دادم و به ایشان اعتماد کردم و اگر از نیروهای دیگر بود امکان نداشت به ایشان طلا بدهم. آقای ر.م. فرزند الف. نیز اظهار داشته است: یک بار توسط خواهر زاده ام به من معرفی شده بود از من طلا خرید و دو فقره چک به مدت دو ماه داد و در وقت مقرر چک ها وصول شدند و بعد از حدود 5 یا 6 ماه بعد دوباره به من مراجعه کرد و حدود 367 گرم طلا از من خرید که ارزش آن در آن زمان یعنی 12/6/91 حدود 35 میلیون تومان بود که چک مبلغ جمعا 25 میلیون تومان از ایشان گرفتم و بنا بود بعد از 10 روز چک ها نقد شود که به بانک مراجعه و چک وصول نشد و برگشت زدم و خود را رییس کلانتری 18 معرفی کرده بود به ایشان اعتماد کردم و موقع خرید در مرحله دوم با لباس نظامی بود. شاکی ردیف سوم آقای ع.ب. فرزند ک. اظهار داشته است: در یک مرحله در اواخر سال 90 از من مقداری طلا خریداری کرد و پول آن را در چند مرحله و مرا با دعوت کردن به کلانتری 19 و پاسگاه امام زاده از من گرفت و مقداری از وجه آن را به صورت نقد پرداخت کرد و باقی مانده پول را دو فقره چک دادند و علاوه بر آن دستبند به وزن حدود 160/15 گرم به صورت امانت تحویل گرفت که عودت نداد و مقداری طلا خواهرش خرید کرد بنا بود پول آن را ک. بدهد که هنوز آن را نداده است و چک ها به موقع وصول نشد لکن چک اول که دو میلیون تومان بود به صورت نقد بعدا پرداخت کرد و بعد من چکش را مستر کردم و مابقی وجه چک و خود طلاها در ذمه ایشان ماند و هنوز نداده است و با لباس نظامی به مغازه من مراجعه نکرده لکن با دعوت به کلانتری یا پاسگاه نشان داد نظامی است. شاکی ردیف چهارم پ.ل. فرزند ع. نیز از ک.ث. شکایت نموده و اظهار داشته است که: نامبرده از من چند مرحله طلا خریداری کرده است که حدود چهار یا پنج مرحله یا بیشتر می شود که هر مرحله طلا خریداری کرده بود در قبال آن چک داده بود به هر حال پول آن ها چک ها وصول نشده ولی در مرحله آخر طلا حدود به ارزش 14 میلیون یکصد هزار تومان از من طلا خریداری کرد و در قبال آن سه فقره چک به من داد و هنوز وصول نشده است و ایشان را رییس شورای روستای الف. آقای چ.ع. به من معرفی کرد و من بنا به سفارش ایشان به وی اطمینان کردم و در مرحله اول با لباس نظامی به مغازه من مراجعه کرد. شاکی پنجم آقای الف.گ. فرزند ق. نیز اظهار داشته است: از ک.ث. شکایت دارم که در مرحله خرید فروش چندین مرحله انجام گردید در مرحله آخر حدود 12 یا 13 میلیون تومان بود که دو فقره چک به من داده بود که وصول نگردید تا به امروز هیچ پولی به من نداده و یکی از همکاران ر.ب. وی را به من معرفی کرد گفت نامبرده در نیروی انتظامی است. شاکی ششم آقای ر.ج. حضور ندارند ولی وکیل مدافع ایشان خانم س.الف. در جلسه حضور دارند اظهار می دارند: دفاعیات اینجانب طبق شکواییه و لایحه دفاعیه می باشد آقای ک.ث. مدت ها پیش با مراجعه به زرگری موکل و با معرفی خویش به عنوان خادم ملت و سرباز دولت مامور نیروی انتظامی مقداری طلاجات خریداری و پس از مدتی ثمن آن را به موکل تماما و نقدا پرداخت می نماید سپس با معرفی خواهر خویش به عنوان مامور اطلاعات اقدام به بردن مقداری طلا نموده در موعد مقرر وجه آن را پرداخت نمودند و سپس در تاریخ 30/7/91 مقداری از طلاها شامل 12 عدد النگو به وزن 11/144 یک سرویس گلستان به وزن 100/102 گرم نیم ست با زنجیر به وزن 640/31 گرم تک پوش به وزن 120/32 گرم دستبند به وزن 970/51 گرم انگشتر زنانه به وزن 500/8 گرم به صورت امانت دریافت نموده اند. ایشان به بهانه تصادف همسرشان و زمین گیر شدن ایشان آن ها را تحویل نداده و تاکنون نسبت به عودت اقدامی نکرده و پرداخت ثمن انتخاب شده ها اقدامی ننموده اند ولی استفاده ایشان از عنوان نظامی باعث زیر سیوال بردن مامورین و خادمین دولت گردیده است. لازم به ذکر است کل طلاجات عودت شده 450/370 گرم می باشد و ایشان خویش را معاون کلانتری 20 معرفی نمودند. دادگاه خطاب به متهم شکایت شکات را شنیدید چه می گویید؟ متهم اتهام کلاهبرداری را قبول نکرده و اظهار داشته است: من با لباس نظامی به مغازه هیچ یک از شکات نرفتم و عمل من با هیچ یک از الفاظ جرم کلاهبرداری نمی باشد و قبول ندارم که کارم خرید و فروش طلا بود و با این حال معامله طلا داشتم چون ورشکسته شدم نتوانستم پول آن ها را بدهم و هر مقدرای که در شکایتشان مطرح کردند درست است و من بدهکار می باشم و قصد خوردن پول آن ها را ندارم و نداشته ام ولی چون وضعیت به خاطر برگشت چک ها امکان اخذ وام وجود ندارد تا چک آن ها را پرداخت نمایم و ضمنا مرا بعضی افراد به شکات معرفی کردند و دفاعیات خود را مفصلا در دادسرا گفتم وکیل دارم از من دفاع خواهد کرد چون من با لباس نظامی نرفتم پس ایجاد جو بدبینی نسبت به نیروهای مسلح نکردم و اگر من قصد خراب کردن نیرو را داشتم با لباس این کار را می کردم. وکیل متهم نیز اظهار داشته است: اتهامات وارده به موکل هرگز وارد نبوده چرا که برابر تعاریف قانونی جرم کلاهبرداری و خیانت در امانت یا سوءاستفاده از موقعیت شغلی به موکل وارد نبوده و هر کدام دارای تعاریف خاص قانونی هستند و در کل موکل طبق اظهارات شکات بارها اقدام به خرید و فروش و پرداخت بدهی خود به آن ها نموده لیکن به دلیل تغییر فاحش قیمت طلا در بازار موکل دچار ورشکستگی شده و قادر به پرداخت بدهی خود نشده اند و از طرفی به هنگام مراجعه هر شخصی به مغازه هر یک از شکات به هنگامی که قصد دادن نسیه باشد حتما اول شخصیت و شغل و جا و مکان و قدرت مالی ایشان توسط شکات بررسی می شود که در صورت احراز اعتبار اقدام به دادن نسیه خواهند نمود که در این مورد نیز موکل قبل از اخذ نسیه توسط شکات مورد شناسایی قرار گرفته و حتما به نظامی بودن وی پی برده اند و این عمل نیز هرگز جرم تلقی نمی گردد لذا هیچ یک از اتهامات به موکل وارد نبوده و صرفا موکل به شکات بدهکار می باشند که تقاضای صدور حکم برایت و ممانعت از تضییع حقوق موکل را دارم و هم چنین نظر به این که پس از استماع اظهارات شکات و بررسی موضوع حقوقی بودن آن قابل احراز می باشند لذا تبدیل قرار وثیقه ماخوذه به قرار کفالت مورد تقاضا است. آخرین دفاع متهم استماع شد و متهم اظهار داشته است: اتهامات وارده را قبول ندارم و کلاهبرداری نکردم و وکیلم از من دفاع خواهد نمود. وکیل متهم اظهار داشته است: با استماع اظهارات شکات و بررسی تمامی جوانب پرونده آن چه مسلم است موکل هرگز با سوءنیت اقدام به عمل ننموده و صرفا به لحاظ دفعات خرید و فروش طلاجات اقدامات به مبادلات طلا می نموده است به لحاظ عدم وجود رکن مهم جوانب که همان رکن معنوی و سوءنیت می باشد تقاضای صدور رای برایت را دارم (صفحات 184 الی 174). پس از ختم جلسه دادرسی آقای ف.الف. فرزند ع. رضایت بی قید و شرط خود را نسبت به آقای ک.ث. رضاییه اعلام نموده است (صفحه 189). سپس دادگاه محترم یاد شده طی مفاد دادنامه شماره 9209979045100099-29/3/1392 در پرونده بایگانی شعبه 920035 در مورد اتهام آقای ک.ث. دایر به کلاهبرداری نسبت به شکات و ایجاد جو بدبینی نسبت به نیروهای مسلح با عنایت به اظهارات شکات در تمامی مراحل تحقیق و جلسه دادگاه که همه حاکی از انجام معامله مشتکی عنه با شکات به صورت نسیه و با تحویل چک در قبال باقی مانده وجه معامله می باشد و حتی متهم با بعضی از شکات چندین بار و یا با بعضی ها برای بار اول بوده که معامله انجام داده حکایت از شناخت شکات از متهم را داشته و به علت شاغل بودن در نیروی انتظامی و توصیه و توثیق بعضی از دوستان شکات به وی اعتماد کرده اند و از طرفی با امعان نظر و مفاد ماده کلاهبرداری قید شده در کیفرخواست هیچ گونه سنخیتی با عمل متهم و تعریف و مفاد ماده مذکور وجود ندارد رفتار متهم با هیچ یک از واژه ها و کلمات قید شده در ماده یاد شده منطبق نمی باشد و هیچ گونه تقلب و فریب و اعتمادسازی غیرواقعی و وعده های طمع کارانه از سوی متهم صورت نگرفته و اگر خود را مامور نیروی انتظامی و یا شاغل در پاسگاه و کلانتری معرفی کرده واقعی بوده و دروغ و فریبی از این حیث نیز در میان نبوده است و از طرفی متهم ضمن تکذیب و رد موضوع اتهامات به انجام معامله و داشتن بدهی طبق معمول و عرف بازار نسبت به شکات اقرار نموده است به لحاظ عدم احراز وقوع بزه کلاهبرداری و این که متهم به طور معمول و نوعا در لباس شخصی با شکات معامله طلا انجام و بنا به مشکلات مالی پیش آمده به متهم نتوانسته بدهی آن ها را به موقع پرداخت نماید که برای هر فرد اعم از نظامی یا غیرنظامی احتمال به وجود آمدن چنین وضعیتی متصور است و با دادن چک مسیولیت مدنی یا کیفری حسب مورد برای صادرکننده چک قانونا پیش بینی شده بار نمودن عنوان جرمی ایجاد جو بدبینی مضافا بر مسیولیت مذکور به فرد محمل قانونی نداشته به علت عدم احراز وقوع بزه مذکور نیز مشارالیه را در مورد کلیه اتهامات انتسابی مستندا به اصل کلی برایت تبریه نموده است (صفحات 193 الی 190) (جلد اول پرونده). خانم س.الف. وکیل پایه یک دادگستری به وکالت از آقای ر.ج. فرزند م. ضمن تقدیم لایحه ای به دادگاه اعلام نموده اند موکل نسبت به سروان ک.ث. طی پرونده کلاسه 910238 نزد شعبه سوم بازپرس طرح دعوی خیانت در امانت ننموده اند و قرار مجرمیت به اتهام خیانت در امانت و کلاهبرداری و جو بدبینی به نیروهای مسلح صادر گردیده و متاسفانه جرم خیانت در امانت در عنوان کیفرخواست مقفول عنه واقع گردیده و ریاست محترم دادگاه نظامی لیکن نسبت به آن اتخاذ تصمیم ننموده اند لذا تقاضای ارسال پرونده به شعبه و رسیدگی نسبت به جرم خیانت در امانت آقای ک.ث. را دارم (صفحه 210 جلد دوم پرونده). سپس 1- پ.ل. 2- الف.گ. 3- ر.م. 4- ع.ب. 5- الف.الف. ضمن تقدیم لایحه ای اعتراضیه به عنوان دیوان عالی کشور اعتراض و تجدیدنظرخواهی خود را از رای برایت صادره در مورد اتهام متهم به کلاهبرداری در چهار برگ که ضمیمه پرونده شده است (صفحات 219 الی 216) اعلام نموده اند که: مشروح مفاد لایحه تقدیمی در زمان شور قرایت خواهد شد که لایحه اعتراضیه به تاریخ 26/4/92 ثبت دفتر شده است. آقای دادستان نظامی استان آذربایجان غربی طی شرحی در تاریخ 27/4/92 به بازپرس محترم شعبه سوم نظامی مرقوم داشته اند: 1- راجع به بزه خیانت در امانت نفیا یا اثباتا در قرار مجرمیت و به تبع آن در کیفرخواست اظهار نشده است و سرنوشت شکایت شکات خصوصی (آقایان ب. و ج.) در این خصوص بلاتکلیف مانده است (قطع نظر از این که رفتار متهم در این باب نیز از مصادیق کلاهبرداری است). 2- در قرار نهایی بازپرس و کیفرخواست به ماده 126 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح استناد شده است مدلول ماده مرقوم منصرف از موارد اتهامی مندرج در تصمیمات قضایی فوق است. 3- در کیفرخواست به ماده 674 قانون مجازات اسلامی استناد شده است لکن درج عنوان اتهامی موضوع ماده مرقوم در سند قضایی موصوف مغفول عنه واقع شده است فلذا اقتضاء دارد به طریق مقتضی نسبت به اصلاح یا صدور قرار و کیفرخواست تکمیلی اقدام فرمایید (صفحه 220). سپس آقای دادستان نظامی موصوف طی شرحی به عنوان ریاست محترم دیوان عالی کشور و بیان مطالبی که اجمالا عمل ارتکابی متهم کلاهبرداری بوده و فاقد وصف حقوقی اعلامی در مفاد دادنامه است و ایشان جو بدبینی نسبت به نیروهای مسلح ایجاد نموده است ضمن اعتراض به رای برایت صادره از ناحیه دادگاه محترم با اختیار حاصل از بند ج از فراز دوم ماده 11 قانون تجدیدنظر آراء دادگاه ها ضمن اعتراض به حکم صادره در هر دو قسمت استدعای نقض دادنامه معترض عنه و صدور دستور رسیدگی مجدد به موضوع را نموده است. که لایحه اعتراضیه به تاریخ 29/4/92 ثبت دفتر شده است (صفحات 222 و 221) که مفاد لایحه اعتراضیه آقای دادستان نظامی نیز در زمان شور قرایت خواهد شد. آقای بازپرس محترم شعبه دوم دادسرا طی شرحی به عنوان دادستان نظامی مرقوم داشته اند در قرار نهایی صادره که دست نویس بوده در مورد خیانت در امانت با قید ماده استنادی به انضمام سایر اتهامات متهم قرار مجرمیت صادر گردیده و لکن در موقع تایپ عبارت خیانت در امانت سهوا از قلم افتاده و فقط ماده بزه معنون قید گردیده در واقع قرار مجرمیت به هر سه اتهام انتسابی متهم صادر شده است. در مورد اتهام دیگر وی جو بدبینی نسبت به نیروهای مسلح شماره ماده استنادی اشتباها 126 قید شده که به ماده 55 اصلاح می گردد (صفحه 223) و آقای معاون محترم دادستان نظامی کیفرخواست تکمیلی صادر و مستندا به ماده 674 قانون مجازات اسلامی با رعایت ماده 47 همان قانون تقاضای تعیین کیفر به اتهام خیانت در امانت نسبت به سروان ک.ث. فرزند ص. را از ریاست محترم محاکم نظامی استان آذربایجان غربی نموده است (صفحه 224). پرونده به شعبه دوم دادگاه نظامی یک جهت رسیدگی ارجاع شده است و به تاریخ 30/5/92 وقت تعیین شده است. به لحاظ این که متهم در جلسه حضور داشته ولی وکیل مدافع وی و شکات و وکیل مدافع آن ها محل را ترک و حضور نداشته اند وقت رسیدگی تجدید شده است. به تاریخ 5/8/92 وقت تعیین گردیده است. آقایان الف.گ. و پ.ل. و ر.م. و الف.الف. و ع.ب. لایحه دیگری به عنوان اعتراض به رای برایت صادره از بزه انتسابی کلاهبرداری در مورد متهم ک.ث. تهیه و تقدیم پرونده نموده اند که به تاریخ 26/4/92 ثبت دفتر گردیده و منضم شده است که در زمان شور این لایحه اعتراضیه نیز قرایت خواهد شد (صفحات 261و 260). دادگاه در تاریخ 5/8/92 تشکیل جلسه با حضور متهم و وکیل وی و شکات به همراه وکیل احد از شکات مفاد کیفرخواست تکمیلی و شکایت شکات آقایان ب. و ج. مبنی بر خیانت در امانت به متهم ک.ث. تفهیم شده متهم اتهام انتسابی را نپذیرفته است و شکایت شکات استماع شده متهم اظهار داشته است: بنده وکیل خود آقای ش.م. را از وکالت عزل می نمایم و خودم در مورد اتهاماتم دفاع خواهم نمود و از ریاست دادگاه استدعا دارم وکیل بنده از این لحظه به بعد جلسه دادگاه را ترک نماید. متهم اظهار داشته است: در مورد شکایت آقای ج. که تناقض گویی می کند به این که در دادسرا گفته آن مقدار طلاجات که طبق مدارک از من برده در یک مرحله بود ولی در جلسه دادگاه بیان کردند که در سه مرحله مقداری من خودم و مقداری دو مرحله مقداری نیز آقای ت. دوست من برده است و در مورد دوم این که آقای ج. در مورد آن طلاجات که در صفحه 114 قید شده مقداری نیز مربوط به برادرم ر.ث. می باشد که به حساب من نوشته است که در جلسه دادگاه در جواب من گفتند بله برادرت نیز از من طلا برده است که در آن مدرک قید شده است و برادرم به ایشان چکی به مبلغ شانزده و نیم میلیون تومان داده است که به طور شفاهی از ج. سیوال نمودم و ج. در جواب بیان داشت که برادرش به من چک نداده است. مورد سوم این که آقای ج. که گفتند فقط به من دو میلیون داده است من طبق پرینت اعلام می کنم که یک میلیون تومان نیز به حسابش پرداخت نمودم و مورد چهارم این که من در قبال آن طلاجات که طبق مدرک ارایه شده توسط ج. برده ام مبلغ دوازده میلیون و نهصد هزار تومان اعم از دستی در چندین مرحله و یا به صورت واریز به حسابش پرداخت نمودم. و لازم به ذکر است که این طلاها که در مدرک قید شده در سه مرحله از آقای ج. خریداری شده که در دو مرحله خودم و یک مرحله برادرم در قبال آن ها چک داده شده است و ضمنا کلیه طلاجاتی که در مدرک صفحه 114 قید شده قبول دارم که از آقای ج. در سه مرحله (دو مرحله خودم و یک مرحله برادرم) خریداری کردم و پول آن ها به ایشان بدهکارم و چک دادم که سه فقره بود یکی سفید امضاء بوده و یکی شانزده و نیم میلیون تومان و دیگری را یادم نیست. و در مورد آقای ب. شکایت ایشان را قبول ندارم زیرا من آن ها را از ایشان خریداری کردم. من قبول دارم از آن ها طلا گرفتم ولی امانت بودن آن ها را قبول ندارم فلذا مدرک مذکور را رد می نمایم و فقط در مورد مدرک آقای ب. آن مقدار که دست خط خودم می باشد که امضاء کردم آن را قبول دارم و قسمت فوق آن را قبول ندارم و در مورد مدرک آقای ج. من متن آن را نخواندم و به اصرار ص. و ج. امضاء کردم. وکیل آقای ج. نیز ضمن بیان مطالبی تقاضای مجازات متهم را به اتهام خیانت در امانت نموده اند. متهم در آخرین دفاع بیان داشته است: اتهام را قبول ندارم در طی جلسه دادگاه آقای ج. به طور صریح عنوان کرد که طلاها را طی سه فقره داده که بار اول در جلسه بازپرسی حرف دیگری زده بود و نیز عنوان کرد که بعد از انجام تمام خریدها چک صادر گردیده و به ایشان تحویل شده است و ایشان بعدا نیز اظهار داشت که من با چک ها به شما هیچ کاری نمی توانم بکنم ولی با این رسید پدر شما را درآوردم تناقض گویی های وی کاملا محرز بوده و اصولا اتهام خیانت در امانت را قبول ندارم چرا کسی که طلاهای امانتی نمی برد که آن را مجددا برگرداند و تحویل نماید مضاف بر آن رسم بازار در خرید نسیه این است که طلای نسیه را در موقع تسویه به نرخ روز تسویه می کنند و حتی مبالغ پرداختی بنده به آقای ج. به نرخ روز تسویه شده است پس اینجانب خرید و فروش نسیه انجام داده ام. و ضمن بیان مطالب دیگر اتهام را نپذیرفته است (صفحات 273 الی 262). پس از استماع اظهارات و مدافعات متهم دادگاه ختم دادرسی را اعلام و در پرونده به شماره بایگانی شعبه 920035 طی دادنامه شماره 9209979045100259-7/8/1392 ضمن احراز بزهکاری متهم ک.ث. مستندا به ماده 674 قانون مجازات اسلامی وی را به تحمل 15 ماه حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشتی قبلی در اجرای ماده 3 از قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92 محکوم نموده است و رای را قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور اعلام نموده است (صفحات 281 و 280). پس از ابلاغ دادنامه متهم آقای ک.ث. ضمن تهیه و تقدیم سه برگ لایحه اعتراضیه به ریاست محترم شعبه دوم دادگاه نظامی یک استان آذربایجان غربی به رای محکومیت خویش ضمن بیان مطالبی اعتراض نموده اجمالا ضمن اعلام بی گناهی خود و استناد به تصویر مدارک ابرازی و بررسی مجدد پرونده و درخواست اعاده پرونده به دادسرا یا احاله پرونده به محاکم عمومی را جهت دفاع از خود و اثبات موضوع نموده است که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال به این شعبه ارجاع و به شماره بایگانی شعبه دوم دیوان عالی کشور به کلاسه 920476 ثبت گردیده است. مفاد لایحه اعتراضیه متهم در زمان شور قرایت خواهد شد.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای صفرپور عضو ممیز و اوراق پروند و نظریه کتبی آقای حبیبی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: «اتخاذ تصمیم مقتضی»; دادنامه شماره 00259 مورخ 7/8/92-100099 مورخ 29/3/92 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
نظر به این که از ناحیه تجدیدنظرخواهان آقای ک.ث. فرزند ص. نسبت به دادنامه شماره 00259 مورخ 7/8/92 متضمن محکومیت مشارالیه به اتهام خیانت در امانت به تحمل پانزده ماه حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی و آقایان الف.گ. و پ.ل. و ر.م. و الف.الف. و ع.ب. و د. نسبت به رای برایت صادره به موجب مفاد دادنامه شماره 100099 مورخ 29/3/92 در مورد متهم آقای ک.ث. فرزند ص. مبنی بر کلاهبرداری و ایجاد جو بدبینی نسبت به نیروهای مسلح به موجب لوایح تقدیمی دلیل موجه برای تخدیش مبانی آراء صادره و تزلزل علم متعارف حاصل دادگاه ارایه نشده و از حیث مراعات موازین قانونی هم ایراد موجب نقض نسبت به دادنامه های معترض عنه به نظر نمی رسد لذا ضمن رد اعتراضات مطروحه دادنامه های تجدیدنظرخواسته را که از لحاظ انطباق مورد با قانون و رعایت تشریفات و اصول دادرسی و کیفیت احراز بزهکاری در مورد سروان ک.ث. فرزند ص. فاقد منقصت است به استناد بند اول ماده 5 قانون تجدیدنظر آراء دادگاه ها ابرام می نماید.
رییس شعبه 2 دیوان عالی کشور ـ عضو معاون
هاشمی ـ صفرپور

قاضی:
هاشمی , رضا صفرپور

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 674 ـ هرگاه در مهلتی که به طریق معتبری برای بازگشت منفعت زائل یا ناقص شده تعیین گردیده عضوی که منفعت قائم به آن است از بین برود به عنوان مثال چشمی که بینایی آن به طور موقت از بین رفته است از حدقه بیرون بیاید مرتکب فقط ضامن ارش زوال موقت آن منفعت است و چنانچه از بین رفتن آن عضو به سبب جنایت شخص دیگر باشد مرتکب دوم ضامن دیه کامل آن عضو میباشد.

مشاهده ماده 674 قانون مجازات اسلامی

ماده 47 ـ صدور حکم و اجرای مجازات در مورد جرایم زیر و شروع به آنها قابل تعویق و تعلیق نیست: الف ـ جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور خرابکاری در تاسیسات آب برق گاز نفت و مخابرات ب ـ جرایم سازمان یافته سرقت مسلحانه یا مقرون به آزار آدم ربایی و اسیدپاشی پ ـ قدرت نمایی و ایجاد مزاحمت با چاقو یا هر نوع اسلحه دیگر جرایم علیه عفت عمومی تشکیل یا اداره مراکز فساد و فحشا ت ـ قاچاق عمده مواد مخدر یا روانگردان مشروبات الکلی و سلاح و مهمات و قاچاق انسان ث ـ تعزیر بدل از قصاص نفس معاونت در قتل عمدی و محاربه و افساد فی الارض ج ـ جرایم اقتصادی با موضوع جرم بیش از یکصد میلیون (100.000.000) ریال

مشاهده ماده 47 قانون مجازات اسلامی

ماده 3 ـ قوانین جزایی ایران درباره کلیه اشخاصی که در قلمرو حاکمیت زمینی دریایی و هوایی جمهوری اسلامی ایران مرتکب جرم شوند اعمال می شود مگر آنکه به موجب قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد.

مشاهده ماده 3 قانون مجازات اسلامی

ماده 126 ـ هر نظامی که علنا نشانها و مدالها و علائم و درجات و البسه رسمی نظامی داخلی یا خارجی را بدون تغییر یا با تغییر جزئی که موجب اشتباه شود بدون مجوز یا بدون حق استفاده نماید یا از لباس موقعیت شغل و کارت شناسائی خود برای مقاصد غیرقانونی استفاده کند به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم می شود مگر اینکه به موجب این قانون و یا قوانین دیگر مستلزم مجازات شدیدتری باشد که در این صورت به آن مجازات محکوم می گردد. تبصره ـ استفاده از البسه و اشیاء مذکور در این ماده در اجرای هنرهای نمایشی مشمول مقررات این ماده نخواهد بود.

مشاهده ماده 126 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM