به موجب گزارش مورخ 19/3/91 کلانتری 16 فردی به نام ج.م. 17 ساله همراه والدینش به کلانتری مراجعه و اظهار داشته: در ساعت 21:30 شب قبل هنگامی که از مسجد به طرف منزل برمی گشتم دو نفر با یک دستگاه موتورسیکلت قرمز رنگ جلوی مرا گرفته و به بهانه این که شما گوشی یکی از آشنایان ما را دزدیده اید مرا با تهدید چاقو و با زور سوار موتورسیکلت نموده و به بیابان های اطراف جاده برده و مورد تعرض جنسی قرار داده اند. با ارجاع پرونده به شعبه سوم دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب قرار عدم صلاحیت به اعتبار دادگاه کیفری استان صادر و شاکی در دادگاه مذکور با توضیح ماجرا اظهار داشته: دو نفر به بهانه این که شما گوشی یکی از آشنایان ما را دزدیده اید با تهدید چاقو مرا سوار موتورسیکلت کرده و در جاده هر دو نفر با من لواط کرده اند لذا به عنوان لواط به عنف و آدم ربایی شکایت دارم (صفحات 15 و 16). دادگاه کیفری استان نیز با این استدلال که آدم ربایی نیاز به تحقیقات مقدماتی دارد پرونده را به دادسرای عمومی و انقلاب ارسال داشته است (ص 17). گواهی پزشکی شاکی حکایت از این دارد که در معاینه از ناحیه مقعد آثار ناشی از دخول جسم سفت و سخت از جمله ساییدگی خراشیدگی کبودی پارگی تورم و غیره مشهود نبوده (ص 39). با شناسایی متهمین و محل اختفاء آن ها جهت دستگیری افراد مذکور به اسامی د.ب. و ه.الف. نیابتی به دادسرای عمومی و انقلاب اهواز ارسال گردیده است (ص 58). پس از دستگیری ه.الف. در مرجع انتظامی اظهار داشته: که وی به اتفاق د. ضمن استفاده از مشروب با فردی به نام ف. مرتکب لواط گردیده اند قبل از آن نیز وی به اتفاق فردی به نام خ. با یک دستگاه پراید جوانی را به بهانه این که برادر کوچک ما را دزدیده ای سوار کرده و در خودرو هر دو نفر با او عمل لواط انجام دادیم. بار دیگر نیز به همین عنوان و با تهدید چاقو جوان دیگری را سوار نمودیم و به اتفاق خ. در بیابان با او لواط کردیم (صفحات 68 الی 71). د.ب. نیز به شرب خمر و انجام لواط با ف. اقرار نموده است (صفحات 72 و 73). وی در دادسرا استفاده از مشروب و خوردن قرص را اقرار نموده البته توضیح داده که ه.الف. را سوار کرده ضمنا صحبت های خود را در آگاهی قبول دارد (ص 111). ه.الف. نیز در دادسرا اظهار داشته: به قرآن مجید من ریز و درشتش را در آگاهی گفته ام و همه صحبت هایم را در آگاهی قبول دارم شاکیان من سه نفر دیگر هستند که یکی با ب. بودم و دو تایش هم با خ. که فامیلش را نمی دانم و قبول دارم که به آن سه نفر تجاوز کرده ام. ب. به یکی از بچه ها و خ. به هر دو تجاوز کرده و بنده به سه نفرشان تجاوز کرده ام و لواط انجام داده ام شیشه کشیده بودم و نمی دانستم چه کاری انجام می دهم ولی م. را قبول ندارم و قسم می خورم و اگر با زور و کتک است این م. را بنویس و هیچ کدام را با زور و کتک نگفته ام به قرآن مجید من سه تا را گفته ام و قبول دارم ولی این را نمی شناسم (ص 112). در این فاصله آقای الف.ن. خود را به وکالت از ه.الف. معرفی نموده است. در تحقیقات بعدی ه.الف. کلا منکر آدم ربایی و لواط گردیده و فقط نسبت به شرب خمر اقرار نموده است (ص 122). سپس قرار مجرمیت و کیفرخواست آنان به اتهام مشارکت در آدم ربایی و شرب خمر صادر و پرونده به دادگاه کیفری استان ه ارسال گردیده (صفحات 124 و 125). آقای ع.ش. نیز به وکالت از متهمین لایحه ای به دادگاه تقدیم نموده است. متهمین هم در دادگاه کلا اتهامات خود را انکار نموده اند (صفحات 130 الی 132). در مواجهه حضوری مورخ 6/10/91 در دادگاه کیفری استان شاکی اظهار داشته: ه.الف. فردی بود که در ربودن بنده دخالت داشت و مرتکب عمل شنیع لواط با من گردید شخص دوم که ظاهرا د.ب. نام دارد هیچ گونه دخالتی در قضیه نداشته و از ایشان اصلا شکایتی ندارم (ص 133). در این فاصله فردی به نام ح.ر. نیز به مرجع انتظامی و سپس به دادگاه کیفری استان مراجعه نموده و اظهار داشته: دو نفر ناشناس وی را به زور سوار یک دستگاه پراید نموده و با وی عمل تفخیذ انجام داده اند (صفحات 150 و 151). در این خصوص دادگاه کیفری استان با استناد به این که عمل تفخیذ از شمول مجازات های مقرر در تبصره یک ماده 20
قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب با اصلاحات بعدی آن خارج است قرار عدم صلاحیت به اعتبار دادگاه های عمومی شهرستان ه صادر و پرونده را به مرجع مذکور ارسال داشته و با ارجاع آن به شعبه یکصد و ششم دادگاه عمومی جهت پیگیری به آگاهی ارسال شده است. متعاقبا در خصوص اتهام ه.الف. و د.ب. مبنی بر شرب خمر و تفخیذ با توجه به وجود سابقه در دادگاه کیفری استان راجع به اتهام مهم تر پرونده در این خصوص نیز به دادگاه کیفری استان ارسال گردیده است. در تاریخ 9/4/91 هم فردی به نام ف.ر. با مراجعه به کلانتری 16 اظهار داشته که: دو نفر موتورسیکلت سوار او را با تهدید چاقو سوار موتورسیکلت نموده و در جاده با وی عمل شنیع لواط (تفخیذ) انجام داده اند. گواهی پزشکی وی نیز حاکی از این است که در معاینه مقعد آثار ناشی از دخول جسم سفت و سخت از جمله ساییدگی - خراشیدگی - کبودی - پارگی و تورم و غیره مشهود نبوده اما در صورت تماس سطحی یا رضایت مفعول و استفاده از مواد چرب کننده ممکن است آثاری به جا نماند. در این رابطه وی متهمین را ابتدایا به اسامی ب.خ. و ح.ی. معرفی نموده در نتیجه دادگاه کیفری استان به صلاحیت دادگاه های عمومی و جزایی مبادرت به صدور قرار نموده در مرجع انتظامی ف.ر. با ملاحظه عکس متهمین ه.الف. را شناسایی نموده است. در شعبه 106 دادگاه کیفری استان آقای ف.ر. اظهار داشته: ه.الف. و د.ب. به صورت تفخیذ با وی عمل نموده اند فردی به نام س.ز. نیز اظهار داشته: ه.الف. و راننده پراید وی را به زور سوار خودرو نموده و به عنف با وی لواط ایقابی کرده اند. د.ب. در این دادگاه اظهار داشته: من با ه.الف. با موتور ف.ر. را به صحرا بردیم و در آن جا از قبل قرص خورده بودیم و در همان جا با ه.الف. زیاد مشروب خوردیم و یادم نمی آید که چند بار با ر آن عمل را انجام داده ام (ص 9 پرونده جدید). ه.الف. نیز اظهار داشته: قبول دارم و با د.ب. و ف.ر. را به صحرا برده ایم و به ایشان تجاوز کرده ام و ضمنا دو پسر دیگر را به همین شکل بردیم و یکی را در فرودگاه با وی تفخیذ کردم و نفر بعدی را پایین تر از فرودگاه با ایشان آن عمل را انجام دادیم یادآوری می کنم فقط ف.ر. را که برده ایم و آن عمل را انجام داده ایم مشروب زیاد مصرف کرده بودیم (ص 92). تصمیم مورخ 1/12/91 شعبه اول دادگاه کیفری استان حاکی است که پرونده جهت صدور کیفرخواست پیرامون آدم ربایی به دادسرای اعاده گردیده است. پس از صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست در این خصوص جلسه دادگاه کیفری استان مجددا در تاریخ 1/5/92 تشکیل گردیده. در این جلسه آقایان س.ز. و ف.ر. و ج.م. حاضر و شکایت خود را از متهمین اعلام کرده اند. ه.الف. به جز شرب خمر بقیه اتهامات را تکذیب و اقاریر قبلی خود را ناشی از اذیت و آزار مامورین اعلام کرده است. متهم دیگر د.ب. نیز اظهارات مشابهی داشته سپس وکیل متهمین مدافعاتی نموده و دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه 920997817000058-7/5/1392 در خصوص اتهام ه.الف. فرزند الف. و د.ب. فرزند ع. مبنی بر لواط ایقابی حکم بر برایت آنان صادر لیکن در خصوص ارتکاب عمل تفخیذ هر یک از متهمین مذکور را به تحمل یکصد ضربه تازیانه و در خصوص شرب خمر هر یک از متهمین را به تحمل هشتاد ضربه تازیانه و ردیف اول (ه.الف.) را به تحمل ده سال حبس و ردیف دوم (د.ب.) را به تحمل شش سال حبس با احتساب ایام بازداشت قبلی به اتهام آدم ربایی محکوم نموده است و نامبردگان پیرامون شکایت ج.م. قطع نظر از گذشت شاکی خص
وصی به لحاظ فقد دلیل برایت حاصل کرده اند که با ابلاغ رای آقایان س.ر. و ف.ر. نسبت به رای صادره معترض و تقاضای تجدیدنظر نموده اند.