اقرارنامه رسمی برخی از گواهان که بعد از قطعیت رای صادره تنظیم یافته نمی تواند اثر قهقرایی داشته و به عنوان دلیل جدید موثر در ماهیت تلقی گردد.
رای خلاصه جریان پرونده
به دلالت دادنامه شماره 400332 مورخه 31/3/91 شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی بندرگز آقای د.الف. حسب شکایت آقای م.ع. به اتهام ایراد صدمه بدنی عمدی با اسلحه تحت پیگرد واقع و مستند به ماده 483 و 614 و تبصره ذیل آن از قانون مجازات اسلامی غیابا به پرداخت دیه و تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم و به موجب رای شماره 400595 مورخه 26/5/91 واخواهی وی مردود شناخته شده است شعبه دهم دادگاه تجدیدنظر استان گلستان نیز ضمن رد تجدیدنظرخواهی به عمل آمده دادنامه تجدیدنظرخواسته را عینا تایید و قطعی نموده است اینک محکوم علیه با تقدیم لایحه ای به دیوان عالی کشور که حین المشاوره قرایت خواهد شد اجمالا با اشاره به ماهیت پرونده و ارایه اقرارنامه رسمی سه نفر از گواهان که عدم حضور وی را در صحنه جرم گواهی کرده اند به استناد بند 5 ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری درخواست اعاده دادرسی نموده که پرونده امر بعد از ثبت دفترکل به این شعبه ارجاع با تهیه گزارش در دستور کار قرار گرفته است. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای قایم مقامی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 1001152 مورخه 26/9/91 مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
مطالب معنونه در لایحه مستدعی اعاده دادرسی شامل مضامین تجدیدنظرخواهی است و طبع دفاع محاکماتی دارد که در این مرحله جایگاه طرح و موقعیت امعان نظر نخواهد داشت و اقرارنامه رسمی برخی از گواهان که بعد از قطعیت رای صادره تنظیم یافته نمی تواند اثر قهقرایی داشته و به عنوان دلیل جدید موثر در ماهیت تلقی گردد لذا مورد درخواست آقای د.الف. به لحاظ عدم انطباق با بند 5 ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مستند به مفهوم مخالف ماده 274 قانون یاد شده محکوم به رد است. مستشار شعبه سی و هفتم دیوان عالی کشور ـ عضو معاون قایم مقامی ـ همتیار