رای قضایی شماره 9209970270201484

رای قضایی شماره 9209970270201484

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970270201484


شماره دادنامه قطعی:
9209970270201484

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/11/12

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
مجازات معاون در بزه کلاهبرداری

پیام رای:
تخفیف مجازات معاون در بزه کلاهبرداری به حبس کمتر از یک سال و تبدیل به جزای نقدی بلامانع است.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام آقایان 1- م.غ. فرزند ن. 33 ساله بازداشت به دلیل عجز از تودیع وثیقه 2- الف.ک. فرزند ب. 21 ساله بازداشت به دلیل عجز از تودیع وثیقه 3- ف.ه. فرزند ص. 53 ساله بازداشت به دلیل عجز از تودیع وثیقه 4- م.الف. فرزند م. 30 ساله بازداشت به دلیل عجز از تودیع وثیقه 5- خانم الف.الف. فرزند الف. 60 ساله خانه دار آزاد به لحاظ تودیع وثیقه دایر بر مشارکت در کلاهبرداری (از طریق سیستم خودپرداز بانکی)؛ دادگاه با توجه به کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب تهران و تحقیقات معموله انجام شده و شکایت شکات 1- آقای م.ق. به مبلغ 6906901 ریال که بعدا اعلام گذشت نموده است. 2- آقای ب.ب. به مبلغ 29920181 ریال با این توضیح که فردی از طریق تلفن با آنان تماس حاصل نموده و پس از بردن آنان پای سیستم A.T.M شماره حساب آنان را اخذ و از این طریق پول از حساب آنان خارج گردیده است که حسب استعلامات به عمل آمده از بانک های عامل آنچه از آقای م.ق. اخذ گردیده بود به حساب خانم الف.الف. واریز گردیده که در تحقیقات از ایشان نامبرده ضمن کتمان اولیه ارتباط خویش با آقای م.غ. از متهمین پرونده (مادر وی بوده) اظهار نمود که: کارت شتاب اینجانب در هنگام خرید میوه به سرقت رفته و چون مبلغی داخل حسابم نبود مراتب به بانک اعلام نگردید و اطلاعی از سوءاستفاده از کارت خود نداشتم که دفاعیات او با اظهارات فرزندش آقای م.غ. در تناقض است. آقای م.غ. در تحقیق از وی اظهار داشت: من اطلاعی از واریز وجه به حساب مادرم نداشتم فردی به نام ح.ع. در زندان از من خواسته بود تا شماره حساب یکی از اعضای خانواده خود را به وی بدهم که من شماره مادرم را به ایشان دادم در حالی که خانم ر. در تحقیق از وی اظهار می دارد که روز به بانک مراجعه و فردی که زیاد جوان نبود از من خواست تا پولی را که مال ایشان بوده به حساب من واریز و از حسابم برداشت نماید حال آن که م.غ. در تحقیقات از وی اظهار داشته: تا به مادرم بگویم پول را از حساب خویش خارج نماید دیر شده بود و از مادرم شکایت شده و با پرداخت پول از طریق مادر شاکی اعلام گذشت نموده و هم چنین توجه به دفاعیات غیرموثر متهم آقای م.الف. به این که تمام کلاهبرداری ها از سوی م.غ. انجام شده و ف.ه. برای م.غ. کارت تهیه می نمود و م. کارت را به همسرش می داد که در خارج از زندان بوده و م. در زندان پول شویی می کرد و من در پول شویی هیچ نقشی نداشتم چون بردارم سابقه پول شویی داشت اسم مرا نیز برده اند. متهم دیگر آقای ف.ه. در دفاع از خود اظهار داشت: من کارت را از الف.ک. گرفته و به غ.دادم چون او به من گفته بود که اجاره نمایشگاه ماشین دارد و چون نمی خواهد مالیات پرداخت نماید نیاز به این کارت دارد و به من وعده داد که بابت تهیه کارت رضایت مرا جلب نماید و من دوازده کارت از آقای ک. گرفته و به غ. دادم. الف.ک. نیز در دفاع اظهار داشت: کارت ها مال من بوده به آقای ف.ه. تحویل داده و وی نیز آن ها را به آقای م.غ. داده است. دادگاه با عنایت به مطالب پیش گفته آنچه را که منتسب به آقای الف.ک. و خانم الف.الف. می داند معاونت در کلاهبرداری است و سایر متهمان نیز بر اساس دلایل و محتویات مضبوط در پرونده و دفاعیات متهمان صورت جلسه مواجهه حضوری و سایر قراین و امارات موجود در پرونده مشارکت در کلاهبرداری می داند و با عنایت به رضایت احدی از شکات آقای م.ق. با استناد به ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس و ارتشا و کلاهبرداری آقایان م.غ. س.ه. و م.الف. را از بابت مشارکت در کلاهبرداری به تحمل هر یک سه سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشتی سابق و هر یک به پرداخت مبلغ 36827802 ریال بابت جزای نقدی و هر یک از آنان را متضامنا به پرداخت مبلغ 29920181 ریال در حق آقای ب.ب. و هم چنین متهمان آقای الف.ک. و خانم الف.الف. را از بابت معاونت در کلاهبرداری به تحمل هر یک سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشتی سابق محکوم و اعلام می نماید. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
دادرس شعبه 1046 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ شعبانی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم الف.الف. فرزند الف. با وکالت آقای ع.ب. وکیل پایه یک دادگستری نسبت به آن قسمت از دادنامه شماره 92000615 مورخ 1/7/1392 صادره از شعبه 1046 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن تجدیدنظرخواه به اتهام معاونت در کلاهبرداری به تحمل یک سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم گردیده است؛ با بررسی جمیع اوراق و محتویات پرونده و با در نظر گرفتن مفاد لایحه اعتراضیه تجدیدنظرخواه اعتراض موثری که موجبات نقض و بی اعتباری دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم نموده و اساس آن را مخدوش سازد و منطبق با شقوق مختلف ماده 240 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری باشد به عمل نیامده است و از حیث رعایت تشریفات دادرسی نیز دادنامه مذکور اشکال موثری ندارد ولی از آن جایی که ممنوعیت حبس کمتر از یک سال در تبصره ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مختص مباشر جرم می باشد و سرایت آن به معاون تفسیر قانون به صورت موسع می باشد بنابراین با عنایت به سیاست حبس زدایی قوه قضاییه و جنسیت تجدیدنظرخواه و فقد سابقه کیفری مستندا به تبصره 2 از ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مدت یک سال حبس وی به پرداخت پنجاه میلیون ریال به عنوان جزای نقدی به نفع دولت تبدیل و تخفیف داده می شود و با این تبدیل و تخفیف ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته در محدوده تجدیدنظرخواهی مستندا به بند الف ماده 257 قانون مرقوم تایید و استوار می گردد. این رای قطعی است.
رییس شعبه 57 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
صلاحی ـ موذن

قاضی:
شعبانی , احمد صلاحی , عباس موذن

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1 ـ هر کس از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شرکتها یا تجارتخانه های یا کارخانه ها یا موسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیر واقع امیدوار نماید یا از حوادث و پیش آمدهای غیر واقع بترساند و یا اسم و یا عنوان مجعول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور و یا وسایل تقلبی دیگر وجوه و یا اموال یا اسناد یا حوالجات یا قبوض یا مفاصا حساب و امثال آنها تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد کلاهبردار محسوب و علاوه بر رد اصل مال به صاحبش به حبس از یک تا 7 سال و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است محکوم می شود. در صورتیکه شخص مرتکب بر خلاف واقع عنوان یا سمت ماموریت از طرف سازمانها و موسسات دولتی یا وابسته به دولت یا شرکتهای دولتی یا شوراها یا شهرداری ها یا نهادهای انقلابی و بطور کلی قوای سه گانه و همچنین نیروهای مسلح و نهادها و موسسات مامور به خدمت عمومی اتخاذ کرده یا اینکه جرم با استفاده از تبلیغ عامه از طریق وسائل ارتباط جمعی از قبیل رادیو تلویزیون روزنامه و مجله یا نطق در مجامع و یا انتشار آگهی چاپی یا خطی صورت گرفته باشد یا مرتکب از کارکنان دولت یا موسسات و سازمان های دولتی یا وابسته به دولت یا شهرداری ها یا نهادهای انقلابی به خدمت عمومی باشد. علاوه بر رد اصل مال به صاحبش به حبس از 2 تا ده سال و انفصال ابد از خدمت دولتی و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است محکوم می شود. تبصره 1 ـ در کلیه موارد مذکور در این ماده در صورت وجود جهات و کیفیات مخففه دادگاه میتواند با اعمال ضوابط مربوط به تخفیف مجازات مرتکب را فقط تا حداقل مجازات مقرر در این ماده (حبس) و انفصال ابد از خدمات دولتی تقلیل دهد ولی نمی تواند به تعلیق اجرای کیفر حکم دهد. تبصره 2 ـ مجازات شروع به کلاهبرداری حسب مورد حداقل مجازات مقرر در همان مورد خواهد بود و درصورتیکه نفس عمل انجام شده نیز جرم باشد شروع کننده به مجازات آن جرم نیز محکوم می شود. مستخدمان دولتی علاوه بر مجازات مذکور چنانچه در مرتبه مدیر کل یا بالاتر یا هم طراز آنها باشند به انفصال دائم از خدمات دولتی و در صورتی که در مراتب پائین تر باشند به شش ماه تا سه سال انفصال موقت از خدمات دولتی محکوم می شوند.

مشاهده ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM