رای قضایی شماره 9209970224201541

رای قضایی شماره 9209970224201541

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970224201541


شماره دادنامه قطعی:
9209970224201541

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/11/01

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
انتساب بزه ضرب و جرح عمدی به صرف ارائه گواهی پزشکی قانونی

پیام رای:
انتساب بزه ضرب و جرح عمدی به متهم به صرف ارائه گواهی پزشکی قانونی فاقد وجاهت قانونی است.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام م.م. فرزند الف. دایر بر ضرب و جرح عمدی و توهین حسب شکایت ر.م. و م.م. فرزندان م. و ع.غ. فرزند م.؛ دادگاه با توجه به محتویات پرونده شکایت شاکیان - عدم حضور متهم در جلسات دادسرا و مراحل تحقیقات - اظهارات مطلعین - نظریه پزشکی قانونی - دفاعیات غیرمدلل وکیل محترم به نام م.م. و کیفرخواست صادره بزه انتسابی را محرز و مسلم دانسته و به استناد مواد 480-481-608-484-367-495-302 و تبصره 2 ماده 269 قانون مجازات اسلامی متهم را به پرداخت صد هزار تومان جزای نقدی به لحاظ توهین در حق دولت و به پرداخت جمعا 8 هزارم دیه کامله در حق م.م. و 5/37 سی و هفت و نیم هزارم دیه کامله و یک سوم از یک هزارم دیه کامله حارصه نوک انگشت و 2 درصد دیه کامله بابت دو حارصه و سه درصد دیه کامله و 4 هزارم دیه کامله ارش در حق ر.م. و ده و نیم هزارم دیه کامله و یک و نیم درصد دیه کامله و 4 درصد دیه کامله ارش در حق ع.غ. ظرف یک سال از زمان بزه محکوم می نماید و از حیث جنبه عمومی متهم را به تحمل دو سال حبس با احتساب ایام سابق محکوم می نماید. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 1154 دادگاه عمومی جزایی تهران

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.م. با وکالت آقای م.م. نسبت به دادنامه شماره 703 مورخ 12/9/91 صادر شده از شعبه 1154 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن مشارالیه در رابطه با اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی و توهین موضوع شکایت 1- خانم ر.م. 2- ع.غ. 3- م.م. به پرداخت دیه در حق آنان و تحمل دو سال حبس تعزیری از باب جنبه عمومی موضوع ایراد ضرب و جرح عمدی و پرداخت یکصد هزار تومان جزای نقدی در حق صندوق دولت در مورد بزه توهین محکوم گردیده است؛ دادگاه با بررسی محتویات پرونده و مداقه در اوراق آن و ملاحظه لایحه تجدیدنظرخواهی نظر به این که دو نفر از شکات ع.غ. و م.م. و نیز خانم ر.م. در مورد ایراد ضرب و جرح عمدی غیر از گواهی پزشکی قانونی هیچ دلیلی در پرونده جهت اثبات بزه های مذکور و انتساب آن به متهم مذکور ارایه نکرده اند و در پرونده وجود ندارد و به صرف وجود گواهی پزشکی قانونی که اماره است و نه دلیل کسی را نمی توان محکوم کرد حتی در جلسه دادگاه فقط شاکیه حضور یافته و اعلام شکایت کرده است و خبری از دیگران در پرونده مشاهده نگردید لذا تجدیدنظرخواهی متهم در آن قسمت ها وارد تشخیص و مستندا به شق 1 بند ب ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری ضمن نقض آن قسمت از دادنامه در رابطه با محکومیت ایشان در مورد توهین و ایراد ضرب و جرح عمدی به دو نفر آقایان م.م. و ع.غ. به لحاظ عدم دلیل شرعی و قانونی و به استناد اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری حکم به برایت تجدیدنظرخواه و در آن موارد صادر و اعلام می گردد و اما در رابطه با تجدیدنظرخواهی او در مورد ایراد ضرب و جرح عمدی به خانم ر.م. با توجه به این که دلیل کافی بر ایراد ضرب و جرح عمدی از جانب متهم به شاکیه وجود دارد و رای در آن قسمت وفق مقررات قانونی اصدار و فاقد ایراد و اشکال قانونی است نظر به این که متهم فاقد سابقه کیفری است دو سال حبس او به پنج میلیون ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت تبدیل لذا مستندا به تبصره 2 ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب ضمن رد تجدیدنظرخواهی با اعمال تخفیف در آن قسمت از دادنامه دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید می گردد و رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 42 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
راثی نصیری ـ حیات مقدم

قاضی:
خلیل حیات مقدم , عبدالله راثی نصیری

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 269 ـ حرز عبارت از مکان متناسبی است که مال عرفا در آن از دستبرد محفوظ میماند.

مشاهده ماده 269 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

اصل 37 ـ اصل برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.

مشاهده ماده 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM