رای قضایی شماره 9209970269701158

رای قضایی شماره 9209970269701158

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970269701158


شماره دادنامه قطعی:
9209970269701158

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/11/07

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
لزوم انتشار در نشر اکاذیب

پیام رای:
صرف نوشتن نامه متضمن مطالب خلاف واقع بدون این که برای فرد یا مرجعی ارسال شود مصداق بزه نشر اکاذیب محسوب نمی شود.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهامات آقایان م.الف. فرزند غ. و ح.الف. فرزند م. دایر بر هر دو شرکت در ایراد ضرب و جرح عمدی و توهین نسبت به آقای م.غ. و اتهام آقای م.غ. فرزند الف. با وکالت آقای س.د. دایر بر ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به آقایان م.الف. و ح.الف. و ایراد تهمت و افتراء نسبت به آقای ح.الف. به شرح منعکس در کیفرخواست با توجه به شکایت طرفین به طرفیت یکدیگر و تحقیقات مرجع انتظامی و دادسرا و کیفرخواست دادسرای ناحیه 14 تهران و استماع دفاعیات متهمان و وکیل یادشده در جلسه دادگاه بزهکاری متهمان در خصوص ایراد ضرب و جرح عمدی و توهین و تبدیل عنوان اتهام افتراء به نشر اکاذیب با توجه به اوراق پرونده احراز می گردد و به استناد مواد 448 و 449 و 462 و 488 و 709 و 710 و 714 و 715 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 آقای م.غ. به پرداخت یک فقره سه هزارم و یک فقره یک صدم دیه کامل به عنوان دیه صدمات و یک فقره در مجموع شش دهم از یک درصد کل دیه به عنوان ارش صدمات در حق آقای م.الف. محکوم می گردد و آقایان ح.الف. و م.الف. با مسیولیت و سهم مساوی در مجموع به پرداخت یک فقره سه هزارم و یک فقره یک صدم و یک فقره یک دوم از یک صدم دیه کامل به عنوان دیه صدمات و پرداخت در مجموع یک و نیم صدم کل دیه به عنوان ارش صدمات در حق آقای م.غ. محکوم می گردند. مهلت پرداخت دیه و ارش صدمات یک سال از تاریخ وقوع جرم می باشد و در اجرای ماده 608 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 آقای م.الف. به پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت از جهت ارتکاب توهین به شاکی محکوم می گردد و در خصوص ارتکاب بزه تهمت و افتراء موضوع شکایت آقای ح.الف. و استناد ایشان به نامه 117 صفحه ای مضبوط در پرونده با عنایت به جمیع جملات و صفحات عنوان یا عناوین مجرمانه به صراحت منطبق با ماده 697 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 ملاحظه نمی گردد و ارتکاب بزه منطبق با ماده 698 قانون یاد شده از ناحیه آقای م.غ. احراز می گردد فلذا به استناد ماده 698 قانون یاد شده به تحمل هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری که با عنایت به بند ت ماده 37 و بند پ ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 به جهت اوضاع و احوال خاص موثر در ارتکاب جرم یاد شده که طرفین در طی رفت و آمدهای خانوادگی و اختلافات ناشی از این رفت و آمدها به وجود آمده است مجازات شلاق تعزیری با دو درجه تخفیف به پرداخت ده میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت تبدیل و تخفیف داده می شود و در خصوص اتهام آقای ح.الف. دایر بر توهین به شاکی با توجه به اوراق پرونده و استماع دفاعیات او در جلسه دادگاه بزهکاری او احراز نمی گردد و به استناد اصل 37 از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از این اتهام به جهت عدم ملاحظه دلیل کافی تبریه می گردد. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی وفق مقررات است.
رییس شعبه 1130 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ خسروخانی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
به موجب قسمتی از دادنامه شماره 100591 مورخ 21/7/92 دادگاه عمومی جزایی شعبه محترم 1130 تهران در موارد زیر رای صادر شده است: الف) آقای م.الف. فرزند غ. به دلیل ایراد ضرب و جرح عمدی و توهین نسبت به آقای م.غ. به پرداخت دیه و جزای نقدی محکوم شده است.
ب) آقای ح.الف. فرزند م. به دلیل ایراد ضرب و جرح عمدی آقای م.غ. به پرداخت دیه محکوم شده است.
ج) آقای م.غ. فرزند الف. به دلیل نشر اکاذیب به تحمل شلاق و در ادامه با اعمال تخفیف به جزای نقدی و به دلیل ایراد ضرب و جرح عمدی به پرداخت دیه محکوم شده است. آقای م.غ. و آقای ح.الف. اعتراض کرده و رسیدگی مرحله تجدیدنظر را خواستار شده اند. این دادگاه با مطالعه تمام اوراق پرونده اعتراض آقای م.غ. را در مورد محکومیت به دلیل نشر اکاذیب مآلا وارد تشخیص می دهد زیرا صرف نوشتن نامه ای که احتمالا متضمن مطالب خلاف واقع باشد بدون این که این نامه برای فردی یا مرجعی ارسال شود جرم تلقی نمی شود. علی هذا نظر به این که در این پرونده ثابت شده است که آقای م.غ. نامه ای نوشته است اما چون این نامه توسط وی به فردی یا مرجعی داده نشده است نمی توان وی را به صرف نوشتن نامه حتی اگر متضمن خلاف هم باشد به تحمل مجازات محکوم کرد علی هذا به استناد تبصره 1 ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب با نقض دادنامه معترض عنه رای برایت آقای م.غ. در این قسمت صادر می گردد. اعتراض آقای م.غ. در سایر موارد و هم چنین اعتراض آقای ح.الف. متضمن دلیلی نیستند که نادرستی دادنامه بدوی را نمایان نمایند بر این اساس و مستنبط از ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری رای بر رد اعتراض مشارالیهما صادر می گردد. این رای قطعی است.
رییس شعبه 63 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
علی زاده اشکلک ـ ناصری نژاد

قاضی:
پرویز خسروخانی پور , ناصری نژاد , محمدعلی زاده اشکلک

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM