رای قضایی شماره 9209970220501427

رای قضایی شماره 9209970220501427

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970220501427


شماره دادنامه قطعی:
9209970220501427

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/10/17

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
رسیدگی به کیفرخواست

پیام رای:
دادگاه می تواند فقط به اتهامات مندرج در کیفرخواست رسیدگی کند.

رای دادگاه بدوی
به موجب کیفرخواست دادسرای ناحیه 6 تهران آقایان 1. ج.ف. فرزند ع. 36 ساله با وکالت م.د. و م.و. و ف.ب. 2. ج.ف. فرزند ع. متولد 1366 مجهول المکان 3. س.ف. فرزند م. مجهول المکان متهمند به جعل و استفاده از سند مجعول منتهی به کلاهبرداری موضوع شکایت آقای ک.ف. فرزند ن. با وکالت آقای خ.خ. بدین توضیح که وکیل شاکی بیان داشته است که موکل سال ها مقیم کشور انگلستان و از خویشاوندان مشتکی عنها ردیف اول و دوم بوده و قصد سرمایه گذاری و خرید ملک داشته است که پلاک ثبتی.. ./3375 بخش 11 تهران یک قطعه زمین به مساحت 990 مترمربع از ناحیه متهم ردیف اول به وی پیشنهاد شده است و سپس با ارایه زمین به موکل و اعلام موقعیت ممتاز آن و سوءاستفاده از عدم اطلاع موکل از مقررات و قوانین جاری و عدم آشنایی کامل به زبان فارسی طی مراحل متعدد بالغ بر 831 میلیون تومان جهت زمینی که در اساس هیچ گونه اختیاری برای واگذاری نداشته از موکل دریافت نموده و با وعده خارج نمودن زمین از طرح فضای سبز شهرداری و ایجاد ارزش افزوده و چند برابر نمودن سود موکل وی را به پرداخت وجه ترغیب حتی جهت جبران ارزش افزوده واهی و سهیم نمودن خود در منافع آن نسبت به انتقال سه دانگ ملکی که هیچگاه قانونا واگذار نشده مبایعه نامه صوری مورخ 15/4/78 تنظیم نموده و با همدستی برادرش (ردیف دوم) به جهت قانونی جلوه دادن اقدامات خود مبادرت به تنظیم و تفویض وکالتنامه ای به تاریخ 15/10/87 دفترخانه 301 به نام موکل نموده و چنین الغاء نموده که با تنظیم وکالت مذکور موکل صاحب ملک خواهد شد و تاکنون از ارایه اصل سند مالکیت استنکاف نموده اند و مدعی مفقودی سند می باشد. مضافا شاکی به سوءاستفاده متهم ردیف اول از رابطه خویشاوندی و اصرار به عدم طرح موضوع نزد اقوام اشاره و بیان داشته: متهم هیچگاه به مواجه با مالک اقدام ننموده و با اعلام اینکه به دلیل اشتغال در شهرداری از کلیه امور زمین و قوانین مطلع است وی را به پرداخت وجه امیدوار می نمود. متقابلا متهم ردیف اول به قصد سرمایه گذاری شاکی و در اختیار گذاردن وجوه اولیه به وی به منظور بررسی و پیدا نمودن زمین مناسب اشاره نموده و مدعی فریب از ناحیه متهم ردیف سوم می باشد. لهذا دادگاه با عنایت به جامع اوراق و محتویات پرونده و اظهارات متهم ردیف اول مبنی بر اینکه فروشنده موهوم (ردیف سوم) ادعای مالکیت دارد و واجد سند بوده و حسب اشتباه اقدامی جهت استعلام و صحت و سقم مالکیت آقای س.ف. به عمل نیاورده و درخواست وی را در فروش ملک به نحو "کلیدی" بدون تنظیم مبایعه نامه را قبول نموده و همچنین کلیه وجوه معتنابه را به نحو نقدی حسب درخواست فروشنده به وی تسلیم نموده را غیرموجه و غیرمدلل تشخیص داده و اظهارات و دفاعیات مذکور با وصف سایر ادعاهای وی مبنی بر سوابق مشاوره متعدد ملکی به شاکی در خرید و فروش و سوابق تجربیات کاری در شهرداری و داشتن کارشناسی در رشته حقوق در تعارض آشکار است. مضافا استمهال مکرر وی جهت استرداد وجوه مالباخته به نتیجه نرسیده و مفاد پاسخ به استعلام به شماره.. . اداره ثبت اسناد دلالتی بر مالکیت متهمین نداشته مضافا دفترخانه به شماره 93 تهران مفاد وکالتنامه به شماره 98423 موضوع اختیارات غیرواقع ردیف سوم از مالکین را مرتبط با سند نقل و انتقال خودرو اعلام داشته است. النهایه دادگاه نظر به اینکه تحقق بزه کلاهبرداری مستلزم تقدم مانور متقلبانه بر دریافت وجوه است که در مانحن فیه مبالغ عمده وجه از ناحیه شاکی بدوا جهت خرید زمین به متهم ردیف اول پرداخت گردیده و سپس اقدامات مزورانه در راستای تصاحب آن به عمل آمده است و همچنین با تلقی بزه استفاده از سند مجعول در راستای تحصیل نامشروع وجوه ضمن انطباق عمل متهمین دایر بر مشارکت در تحصیل مال از طریق نامشروع و جعل وکالتنامه به شماره 98423 و مستفاد از مواد 533 قانون مجازات اسلامی و ماده 2 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری مصوب 15/9/67 مجمع تشخیص مصلحت نظام و 180 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری حکم بر محکومیت هر یک از متهمین به دو سال حبس تعزیری و بالسویه به پرداخت هشتصد و سی و یک میلیون تومان در حق شاکی به عنوان رد مال و همچنین به یک سال حبس تعزیری از حیث ارتکاب بزه جعل با احتساب ایام بازداشت قبلی صادر و اعلام می نماید. مضافا اجرای احکام مکلف است نسبت به اعلام مراتب مجعول بودن وکالتنامه به شماره 98433 دفترخانه 93 تهران به مراجع ذیربط اقدام و متعاقب قطعیت امحاء نماید. رای صادره نسبت به متهم ردیف اول حضوری و نسبت به متهمین ردیف دوم و سوم غیابی و ظرف ده روز از ابلاغ قابل واخواهی در شعبه صادرکننده دادنامه و سپس ظرف بیست روز قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران خواهد بود.
رییس شعبه 1027 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ یاسینی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقایان 1- الف.خ. به وکالت از ک.ف. از یک طرف 2- م.د. به وکالت از آقای ج.ف. از طرف دیگر نسبت به دادنامه شماره 00663 مورخ 15/7/92 صادره از شعبه 1027 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن رای به محکومیت تجدیدنظرخواه ردیف دوم به لحاظ بزه های مشارکت در تحصیل مال از طریق نامشروع و جعل به تحمل دو سال حبس و پرداخت 831 میلیون تومان بالسویه در حق شاکی به عنوان رد مال و بابت جعل یک سال حبس اصدار یافته است؛ نظر به اینکه تجدیدنظرخواهان در این مرحله از رسیدگی دلیل خاص و جهات موجهی که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم نماید ارایه ننموده اند و از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی و مبانی استدلال و استنباط با قانون ایراد و اشکالی وارد نمی باشد النهایه به نظر هییت این شعبه دادگاه محترم بدوی صرف نظر از این خارج از عنوان اتهامی کیفرخواست اقدام به صدور رای نموده که خلاف مقررات ماده 14 از قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب می باشد. به نظر این دادگاه عنوان اتهامی مندرج در کیفرخواست با توجه به اعمال ارتکابی محکومین صحیح می باشد و آقایان ج. و د.ف. فروخته اند که مالک نبوده اند و این مصداق بارز فروش مال غیر و عنوان کلاهبرداری است بدین لحاظ با استناد به ماده 250 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری با اصلاح عنوان اتهامی به کلاهبرداری و حذف عنوان مشارکت در تحصیل مال نامشروع از دادنامه بدوی مجازات هر یک از محکومین به دو سال حبس و رد مال به مبلغ 831 میلیون به شاکی به وسیله محکومین به صورت تضامنی و نیز معادل مبلغ مورد کلاهبرداری به عنوان جزای نقدی در حق دولت و با توجه به اینکه ارتکاب بزه جعل و استفاده از سند مجعول مقدمه ای برای بزه کلاهبرداری بوده و تمامی اعمال مجرمانه فوق الذکر ماهیت واحدی داشته و برای بردن مال غیر بوده و تعیین مجازات برای بزه جعل فاقد وجاهت قانونی است فلذا از متن دادنامه معترض عنه حذف می گردد و ضمن رد تجدیدنظرخواهی به عمل آمده مستندا به بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه معترض عنه را با اصلاح به عمل آمده تایید و استوار می گرداند. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 5 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
علوی فر ـ طهماسبی

قاضی:
یاسینی , طهماسبی , محمد علی علوی فر

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 533 ـ هرگاه دو یا چند نفر به نحو شرکت سبب وقوع جنایت یا خسارتی بر دیگری گردند به طوری که آن جنایت یا خسارت به هر دو یا همگی مستند باشد به طور مساوی ضامن می باشند.

مشاهده ماده 533 قانون مجازات اسلامی

ماده 14 – الف – دادگاههای عمومی حقوقی با حضور رئیس دادگاه و یا دادرس علی البدل تشکیل می شود و تمام اقدامات و تحقیقات به وسیله رئیس دادگاه یا دادرس علی البدل وفق قانون آیین دادرسی مربوط انجام می گردد و اتخاذ تصمیم قضائی و انشای رای با قاضی دادگاه است. ب – دادگاههای خانواده حتی المقدور با حضور مشاور قضائی زن که دارای پایه قضائی است اقدام به رسیدگی نموده و نظر مشورتی آنان قبل از صدور حکم توسط رئیس دادگاه اخذ خواهد شد. ج – طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نسخ شده است. تبصره 1 – طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نسخ شده است. تبصره 2 – طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نسخ شده است.

مشاهده ماده 14 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM