تجدیدنظرخواهی آقای ح.خ. به طرفیت آقای ح.خ. نسبت به قسمتی از دادنامه شماره 920347مورخ30/5/92 صادره از شعبه محترم 156دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم به بطلان بیع نامه شماره 1220مورخ 1/8/88تنظیمی وسیله تجدیدنظرخواه به وکالت از تجدیدنظر خوانده و بنام خود صادرشده است مآلا وارد و حکم تجدیدنظر خواسته مقتضی نقض است توضیحا اینکه آقای ح.خ. طی مبایعه نامه ای 6 دانگ یک دستگاه آپارتمان به شماره 509/3589 تهران را از آقای ف.س. در تاریخ 3/9/75 خریده است و قبل از آن به مادرش خانم م.و. طی وکالت نامه رسمی شماره 56242ـ 1/6/71وکالت با حق توکیل به غیر جهت انجام هرگونه معامله اعم از قطعی و.. . نسبت به اموال خود و حتی بنام خود وکیل اعطاء نموده است و مشارالیها نیز کلیه این اختیارات را طی وکالت نامه شماره 3900ـ 12/4/86به تجدیدنظرخواه تفویض نموده است و علی رغم اینکه خانم م.و. در 21/2/88 فوت کرده تجدیدنظرخواه ملک مزبور را در تاریخ 1/8/88 با استفاده از وکالت نامه مزبور به خود منتقل نموده است و بدین لحاظ تجدیدنظر خوانده تقاضای ابطال آن را نموده که رای تجدیدنظر خواسته بدین مناسبت اصدار یافته است دادگاه محترم مزبور در رای خود استدلال نموده که چون خانم م.و. قبل از وقوع معامله 1/8/88 فوت شده بوده و فوت یکی از طرق رفع وکالت است حکم بر بطلان
قرارداد (مبایعه نامه) مزبور صادر نموده است ولیکن به نظر می رسد این استدلال دادگاه محترم صادرکننده رای تجدیدنظر خواسته فاقد مبنای قانونی است چه اینکه خانم م.و. طبق اختیاری که به موجب مندرجات وکالت اعطایی آقای ح.خ. داشته آقای ح.خ. را به عنوان وکیل آقای ح.خ. اختیار کرده است نه به عنوان وکیل خود فلذا با فوت وی عقد وکالت بین آقایان ح. و ح.خ. به اعتبار خود باقی است و بالنتیجه موجبی برای
بطلان معامله موصوف عنه نبوده است مستندا به بندهای ج و هـ از ماده 348 و ماده358 از
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض رای تجدیدنظر خواسته حکم به بطلان دعوی خواهان اولیه پیرامون خواسته فوق التوصیف صادر و اعلام می گردد. این رای قطعی است.
رییس شعبه 51 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
حضرتی ـ حاجی حسنی