رای قضایی شماره 9209970906801339

رای قضایی شماره 9209970906801339

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970906801339


شماره دادنامه قطعی:
9209970906801339

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/09/27

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
تعیین نوع حج تعیین شده به عنوان مهریه

پیام رای:
ازآنجاکه طبق نظریه کارشناس سازمان حج و اوقاف حج مندرج در بخش صداق سند ازدواج منصرف به حج تمتع است که در اصطلاح عامه حج واجب نامیده می شود بنابراین در فرض اطلاق حج در عقدنامه ها حمل بر حج تمتع می شود.

رای خلاصه جریان پرونده
آقای الف.ر. به طرفیت خانم م.ض. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش و طلاق مستندا به ماده 1133 قانون مدنی و تصویر سند نکاحیه 30/2/1385 به لحاظ عدم امکان تداوم زوجیت و بروز اختلافات حادث در زندگی مشترک در محاکم عمومی تهران مطرح نموده که پرونده به شعبه 273 دادگاه خانواده ارجاع شده است در وقت دادرسی مورخ 17/2/92 که زوجین حضور داشته اند زوج گفته است من و همسرم به علت مشکلات زیادی که برای زندگی فراهم آورده است دیگر نمی توانیم با هم زندگی کنیم اختلاف فرهنگی ما زیاد است من شهرستانی هستم و ایشان تهرانی هستند حق وحقوق متعلقه به ایشان را می پردازم خوانده گفته است من با طلاق موافق نیستم مهریه ام را می خواهم من شرط نصف اموال را می خواهم نفقه ایام عده را پرداخت نماید دادگاه مبادرت به صدور قرار کارشناسی برای تعیین نفقه ایام عده و قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است زوجه در لایحه ای که به دادگاه تقدیم نموده است (برگ 22 پرونده نصف دارایی زوج را که شامل نوزده میلیون تومان ودیعه مسکن استیجاری و یک خط سیم کارت 091249 بوده خواستار شده است در نامه ای دیگر سفر حج که به عنوان مهریه تعیین شده را نیز خواستار شده است داور خویش را نیز زوجه معرفی کرده است نظریه داور زوجه که مادرش بوده نیز در برگ 28 پرونده اعلام شده است نظریه کارشناس نفقه در مورد نفقه ایام عده در برگ 30 پرونده با تعیین نه صد و پنجاه هزار تومان نفقه ایام عده با توجه به اینکه مهریه زوجه یک قطعه سکه بهار آزادی است و زوجین فرزند مشترک ندارند اعلام شده است داور زوج در برگ 44 پرونده اعلام نظر نموده است. زوج در لایحه ای که در چهار صفحه با خط خودش نگاشته است از رفتار زوجه و خانواده اش که او را در طول این مدت تحقیر نموده اند گلایه داشته است مع الوصف اصرار بر طلاق داشته است. دادگاه در تاریخ 2/4/92 با اعلام ختم دادرسی مبادرت به صدور رای موضوع دادنامه 92/434 با توجه به خواسته زوج و عدم توفیق داوران زوجین در اصلاح ذات البین مستندا به ماده 1133 قانون مدنی نموده است و به زوج اجازه مطلقه کردن زوجه را به طلاق رجعی پس از قطعیت رای و ظرف سه ماه مراجعه به یکی از دفاتر رسمی طلاق منوط به پرداخت مهریه مافی القباله زوجه و نیز پرداخت هزینه سفر حج عمره برابر عقدنامه و نیز پرداخت نفقه ایام عده وفق نظریه کارشناس و پرداخت پنجاه میلیون ریال از بابت شرط تنصیف دارایی که مورد مطالبه زوجه واقع شده است صادر نموده ضمنا متذکر شده است جهیزیه زوجه مسترد شده و زوجین فاقد فرزند مشترک هستند از این رای زوج تجدیدنظرخواهی نموده است خانم م.ض. (زوجه) نیز تجدیدنظرخواهی کرده است تجدیدنظرخواهی خانم م.ض. به آن قسمت از رای است که هزینه یک سفر حج تمتع را که مقصود زوجین هنگام عقد زوجیت بوده است دادگاه به هزینه یک سفر حج عمره کاهش داده است و نامه مدیرکل حقوقی و قراردادهای سازمان حج و زیارت را بر صحت این ادعا پیوست نموده است (برگ 51 پرونده) چون رقم نصف اموال زوج را که شامل 19 میلیون تومان ودیعه مسکن استیجاری بوده است رقم نه میلیون و پانصد هزار تومان بوده و دادگاه محترم 5 میلیون تومان برای او در نظر گرفته است اصلاح رای تجدیدنظر خواسته را در این دو مورد خواستار شده است زوج در لایحه پیوست دادخواست تجدیدنظرخواهی گفته است یک کارگر ساده و مبتلابه بیماری سیاتیک و دیسک و کمردرد و پارگی دو تا از دیسک ها L2 و L5 می باشد با توجه به مستاجر بودن و هیچ گونه مالی جز 19 میلیون ودیعه محل اجاره نیست درخواست تجدیدنظر در رقم مذکور را نموده است پرونده به شعبه 24 دادگاه تجدیدنظر ارجاع شده است هیات شعبه به شرح دادنامه 92/824 تجدیدنظرخواهی زوجین را نسبت به رای بدوی که بر اساس مدارک موجود در پرونده و اظهارات و دفاعیات و لوایح طرفین صادرشده است وارد تشخیص نداده است با عنایت به اینکه اعتراض موجهی که موجب نقض رای شود یعنی نیامده است در خصوص شرط ضمن عقد مندرج در عقدنامه که بدین صورت ذکرشده است «ضمن عقد نکاح زوج تعهد نمود که یک سفر حج به اتفاق زوجه به حج مشرف شوند. »; نظر به اینکه چنانچه حج تمتع مدنظر بوده بایستی ذکر می گردید و تشرف به حج مطابق عرف رایج با حج عمره نیز محقق می گردد. لذا این دادگاه با عنایت به مراتب مذکور ضمن رد دادخواست تجدیدنظرخواهی رای صادره از دادگاه بدوی را مستندا به مواد 358 و 365 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی تایید و استوار می کند اکنون از این رای خانم م.ض. فرجام خواهی نموده است که هنگام شور لایحه وی نیز با گزارش پرونده قرایت می شود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواهی خانم م.ض. نسبت به دادنامه 92/824 به آن قسمت است که دادگاه محترم بدوی و تجدیدنظر استحقاق او را بر شرط تنصیف دارایی علی رغم محرز بودن دارایی زوج که داشتن مبلغ نوزده میلیون تومان پول نقدی بوده که به عنوان ودیعه رهن محل استیجاری به موجر داده شده است که ازجمله هفت میلیون مازاد مبلغ ودیعه را تا سقف بیست وشش میلیون تومان زوجه پرداخته است که متعلق به او محسوب می شود. اعتراض فرجام خواه این است که دادگاه در خصوص هفت میلیون متعلق به او که توسط زوج به موجر داده شده تعیین تکلیف ننموده و در مورد نوزده میلیون تومان نیز نصف آن نه و نیم میلیون تومان می شود که دادگاه او را از این بابت به میزان رقم مذکور مستحق ندانسته است. از طرفی دادگاه محترم بدوی و تجدیدنظر مهریه او که شامل سفر حج تمتع بوده است علی رغم نظریه کارشناس اداره حقوقی سازمان حج و اوقاف که سفر حج را محمول بر حج تمتع دانسته دادگاه محترم آن را به عمره تعبیر و تفسیر به نفع زوج مدیون نموده اند هیات این شعبه با توجه به اینکه دادگاه زوجه را از بابت شرط " تا تنصیف دارایی" مستحق هفت میلیون تومان دانسته است و با توجه به مدت سنوات زندگی مشترک رقم تعیین شده که محمول بر استنباط قضایی شعبه بدوی و تجدیدنظر بوده است و مناسب به نظر می رسد بلااشکال است و در خصوص طلب زوجه از ودیعه سپرده شده نزد موجر بابت ملک استیجاری که هفت میلیون تومان است چون طلب او از موجر ارتباطی به زوج ندارد و مشارالیه حق مراجعه به موجر برای استرداد آن با توجه به قرارداد استیجاری منعقده خواهد داشت لذا اعتراض به عمل آمده در موارد مرقوم وارد به نظر نمی رسد النهایه در خصوص حج که ازجمله ارقام مهریه در نظر گرفته شده و دادگاه محترم عمره مفرده را سفر حج دانسته است چون نظریه کارشناس سازمان حج و اوقاف مفید این معناست که حج مندرج در بخش صداق سند ازدواج حج تمتع را شامل می شود که در اصطلاح عامه حج واجب است و رای دادگاه از این حیث واجد ایراد به نظر می رسد النهایه چون در اساس دلالت بر استحقاق زوجه بر اخذ هزینه سفر حج دارد لیکن رقم میزان استحقاق او با توجه به نظریه کارشناس اعلام شده در حد سفر حج واجب است بنابراین رای فرجام خواسته با اصلاح سفر حج عمره به تمتع مستندا به مواد 370 و 403 قانون آیین دادرسی مدنی با اصلاح تایید می گردد.
رییس شعبه 8 دیوان عالی کشورـ مستشار ـ عضو معاون
عباسیان ـ ناصح ـ کریمپور نطنزی

قاضی:
حسن عباسیان , عبدالعلی ناصح , کریمپور نطنزی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1133 - مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید. تبصره - زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد 1119 1129 و 1130 این قانون از دادگاه تقاضای طلاق نماید.

مشاهده ماده 1133 قانون مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 365 - آرای صادره در مرحله تجدیدنظر جز در موارد مقرر در ماده (326) قطعی می باشد.

مشاهده ماده 365 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 370 - شعبه رسیدگی کننده پس از رسیدگی با نظر اکثریت اعضاء در ابرام یا نقض رای فرجام خواسته اتخاذ تصمیم می نماید. چنانچه رای مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده باشد ضمن ابرام آن پرونده را به دادگاه صادر کننده اعاده می نماید و الا طبق مقررات آتی اقدام خواهد شد.

مشاهده ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 403 - اگر رای مورد درخواست فرجام از نظر احتساب محکوم به یا خسارات یا مشخصات طرفین دعوا و نظیر آن متضمن اشتباهی باشد که به اساس رای لطمه وارد نکند دیوان عالی کشور آن را اصلاح و رای را ابرام می نماید. همچنین اگر رای دادگاه به صورت حکم صادر شود ولی از حیث استدلال و نتیجه منطبق با قرار بوده و متضمن اشکال دیگری نباشد دیوان عالی کشور آن را قرار تلقی و تایید می نماید و نیز آن قسمت از رای دادگاه که خارج از خواسته خواهان صادر شده باشد نقض بلاارجاع خواهد شد. تبصره - هرگاه سهو یا اشتباه یادشده در این ماده در رای فرجامی واقع شود تصحیح آن با دیوان عالی کشور خواهد بود.

مشاهده ماده 403 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM