تجدیدنظرخواهی خانم ت.الف. با وکالت آقای الف.ع. به طرفیت آقای پ.ن. نسبت به دادنامه شماره 751 مورخ 29/5/92 شعبه 253 دادگاه خانواده تهران وارد و موجه است و رای مزبور که به موجب آن به لحاظ باکره نبودن زوجه در حین عقد با استناد به ماده 1128
قانون مدنی حکم به فسخ نکاح صادر شده مغایر با موازین شرعی و قانون و دلایل موجود در پرونده می باشد زیرا اولا ـ زوجه ادعای زوج را در مورد عدم بکارت حین عقد تکذیب نموده و دلیل و بینه شرعی برای اثبات این امر از سوی زوج اقامه نشده است. ثانیا ـ بر فرض که زوجه حین عقد نکاح باکره نباشد و زوج با اعتقاد به اینکه وی باکره است با وی ازدواج کند و زوجه و ولی وی حین عقد بر فرض اطلاع سکوت کرده و عدم بکارت را بیان نکرده باشند بعدا عدم بکارت وی معلوم شود طبق موازین شرعی همان گونه که در مسیله 14 و 15 از «القول فی العیوب الموجبه ل
خیار الفسخ و التدلیس»; کتاب النکاح تحریر الوسیله جلد 2 ص 296 آمده است اگر چه این امر تدلیس محسوب می گردد ولیکن تدلیسی که موجب
خیار فسخ نکاح باشد نیست مگر اینکه صفت باکره بودن به یکی از انحای ثلاثه مذکور در ذیل مسیله 13 همان مبحث از کتاب مذکور یعنی صفت مذکور در ضمن عقد نکاح صریحا شرط شود و یا توصیف گردد و با اینکه در گفتگوهایی مقدماتی مطرح و بر آن توافق نمایند سپس عقد نکاح مبنیا بر آن توافق قبلی اجرا و واقع شود در حالی که وجود این صفت در عقد نکاح شرط یا توصیف نشده است و در گفتگوهای مقدماتی قبل از عقد نیز مطرح نشده تا عقد بر مبنای آن جاری شود و در نتیجه مورد با ماده 1128
قانون مدنی که مورد استناد قرار گرفته است انطباق ندارد کما اینکه عیب مورد ادعا از عیوبی که در ماده 1123 قانونی مزبور احصاء شده است نمی باشد لذا با استناد به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض می شود و حکم به بطلان دعوی خواهان بدوی صادر و اعلام می گردد. این رای قطعی است و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد.
رییس شعبه 30 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
بیگدلی ـ پویا