رای قضایی شماره 9209970908100272

رای قضایی شماره 9209970908100272

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970908100272


شماره دادنامه قطعی:
9209970908100272

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/08/07

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
رسیدگی به دلایل طرفین پس از اعلام ختم جلسه دادرسی و در غیاب طرف مقابل

پیام رای:
در صورتی که وکیل خواهان در جلسه رسیدگی جهت معرفی شهود به موقع حاصر نشود و دادگاه ختم جلسه را اعلام نماید حضور نامبرده پس از آن و بیان علت تاخیر و موجه دانستن علت مذکور از ناحیه دادگاه تنها می تواند مانع خروج دلیل موضوع دستور جلسه از عداد دلایل وی باشد اما جهت موجهی برای رسیدگی به دلیل مذکور در غیاب طرف مقابل (وکیل خوانده) نیست چون اقدام دادگاه به صورت فوق موجب سلب حق وکیل خوانده از حیث اختیاری که برای جرح گواهان و طرح سوال و استیضاح از آنان و. ..که قانون برای وی در نظر گرفته است می شود.

رای خلاصه جریان پرونده
بدوا فرجام خوانده با وکالت خانم ش.ع. وکیل پایه یکم دادگستری در تاریخ 2/8/90 دادخواستی به طرفیت فرجام خواندگان به خواسته صدور حکم محکومیت به تسلیم یک صد خروار پنبه مقوم به پنجاه میلیون و یک ریال با خسارات ناشی از دادرسی تقدیم دادگاه عمومی سبزوار می نماید و توضیح می دهد. خواندگان وراث مرحوم م.ب.که از دوستان وی بوده است می باشند که ایشان در کاروانسرای خ. غرفه دار و به حق العمل کاری اشتغال داشته. وی در 23/8/88/ میزان چهل تن و در 3/9/88 مقدار بیست تن جو را از شرکت تعاونی روستایی خریداری نموده و تحویل نامبرده برای فروش تسلیم نموده وی حدود پانزده روز بعد آن را به قرار هر کیلویی 215 تومان فروخته و چهارصد هزار تومان به صورت علی الحساب بابت حق العمل خودش کسر و وی را مستحق دوازده میلیون و پانصد تومان اعلام نموده اضافه می نماید. در نیمه های اول دی ماه 88 نامبرده هشت میلیون ریال دستی در مقابل چک متعلق به آقای ق. به موکل تسلیم نموده که بابت قسمتی از طلب خود وصول نماید به علت فقد موجودی به وی مسترد شده و نامبرده هم در مقابل بدهی خود صد خروار پنبه از قرار هر من دوازده هزار و پنجاه تومان از پنبه هایی که قرار بوده است کشاورزان برای وی بیاورند و پنبه هایی که ادعا کرده در کارخانه در تصفیه پنبه نزد آقای ق. دارد می فروشد ولی وی در 5/11/88 فوت نموده و وراث باگذشت بیش از هیجده ماه از فوت نامبرده و قبول ترکه از تسلیم خودداری کرده اند آقایان ر.ل. و ح.خ. در جریان تحویل جو و معاملات انجام شده با آقای ب. می باشند و تقاضا نموده برای اداء شهادت در دادگاه حاضر شوند رسیدگی به شعبه دوم ارجاع می شود دادگاه مرجوع الیه مبادرت به تعیین وقت و دعوت طرفین می نماید وقت رسیدگی برای 1/12/90 تعیین شده و دادگاه در تاریخ مرقوم با حضور خواهان و وکیل وی اجلاس می نماید با لحاظ اینکه آقای م.ک. وکیل پایه یکم دادگستری به موجب وکالت نامه شماره مسلسل 069141 مورخ 20/11/90 به ضمیمه لایحه ثبت شده شماره 901835 مورخ 1/12/90 خود را به وکالت از خواندگان معرفی نموده هرچند حضور وی را در صورت مجلس اخبار نکرده شروع به رسیدگی می کند اظهارات وکیل خواهان را استماع و منعکس می کند که گفته خواسته به شرح دادخواست است و توضیح می دهد دربند 6 درخواست با توجه به اطلاق گفته موکل بوده که گفته بودند آقای ب. اظهار نموده از پنبه هایی که در کارخانه تصفیه دارد به موکل می دهد اینجانب اشتباها تصور کردم این پنبه ها را مرحوم در کارخانه های ق. داشته و چون ممکن است جهت صدور رای نیاز به سوگند موکل باشد توضیح فوق داده شده وکیل خواندگان هم اظهار داشته است مستندات ارایه شده از سوی همکارم خواهان مدعی طلب کار بودن از مورث موکلین بوده شرط اول برای استحقاق ارث رسیدن مالی از مورث می باشد درحالی که در موضوع ایشان هیچ گونه ماترکی به موکلین اعم از نقدی یا غیر نقدی به ارث نرسیده افراد متعددی تاکنون برای مطالبه طلب از آن مرحوم شده اند لذا موجبی با عدم رسیدن ترکه به موکلین برای مطالبه طلب احتمالی وجود ندارد از سوی دیگر وی مطالبه نسیه کرده مستند خود را حواله ها جو قرارداد و حواله های نشان دهنده دریافت جو از شرکت های تعاونی دارد و فیش های ابرازی هم حاکی از پرداخت در وجه شرکت تعاونی است که ارتباطی به موکل ندارد و چون دلیلی بر ادعای خود نداشته و شهادت شهود هم موثر در اثبات نیست تقاضای رد دعوی را نموده خانم وکیل خواهان در پاسخ اظهار نموده اولا اموال زیادی از مورث خواندگان باقی مانده ثانیا وراث از سال 88 که مرحوم ب. فوت نموده ماترک وی را قبول کرده اند باید پاسخگوی مطالبات باشند دادگاه صدور قرار استماع شهود مقرر داشته با تعیین وقت طرفین برای اجرای قرار دعوت شوند با تعیین وقت در تاریخ مقرر 27/2/91 و اجلاس دادگاه با حضور وکیل خواندگان و استماع اظهارات وی گفته چون وکیل خواهان حاضر نشده و شهود خود را معرفی نکرده تقاضای صدور حکم شایسته را دارم و امضاء صورت مجلس توسط نامبرده و دادرس دادگاه بلافاصله در ذیل صورت مجلس مرقوم دادرسی مربوط اشعار داشته وکیل خواهان با نیم ساعت تاخیر حاضرشده و اظهار می دارد اشتباها به دادرس محترم شعبه دوم مراجعه کرده ام که مراتب مورد تایید دادگستری محترم قرار گرفت لذا دادگاه به شرح اوراق جداگانه استماع گواهی می نماید و اضافه نموده به وکیل مدافع خوانده برای حضور ابلاغ شد که فعلا حاضرشده و از امضای ذیل صورت جلسه فوق امتناع نموده از سه نفر گواه به اسامی ح.پ. و ر.ل و م.ب. استماع شهادت شده اولی اظهار نموده آقایان ز. و ب. درب مغازه من آمدند و از صحبت ایشان فهمیدم که آقای ب. بیست میلیون تومان به آقای ز. بدهکار بوده که دوازده میلیون تومان بابت جو و هشت میلیون تومان پول دستی و قرار شده بابت بدهی اش آقای ب. به آقای ز. پنبه بدهد در حدود صد خروار و از صحبت های خودشان فهمیدم که آقای ب. پنبه را نداده و دومی همین مطالب را درحالی که سوار ماشین آقای ز. بوده از صحبت های نامبردگان شنیده و اضافه کرده آقای ب. سه روز بعد فوت کرد از اینکه چه زمانی قرار بوده پنبه ها را بدهد اطلاع ندارم سومی هم با همان بیان بدهی آقای ب. به آقای ز. را شهادت می دهد و اضافه می کند از خود آقای ز. هم شنیدم که پنبه ها را نداده و دو روز بعد هم فوت نموده در تعقیب جلسه دادگاه دستور تعیین وقت و دعوت طرفین را برای مطالبه اظهارات شهود داده است و در تاریخ 8/5/91 با حضور وکیل خواهان اجلاس نموده عدم حضور وکیل خواندگان را علی رغم ابلاغ واقعی و انتظار کافی اخبار نموده وکیل خواهان اظهار کرده به جهت عدم حضور خواندگان و جرح گواهان تقاضای صدور حکم شایسته دارم دادگاه در تعقیب این جلسه قرار اتیان سوگند خواهان توجها به مادتین 271 قانون آیین دادرسی مدنی و 1333 قانون مدنی صادر می نماید و با تعیین وقت دیگر در تاریخ 2/8/91 با حضور وکلای طرفین و خواهان تشکیل جلسه داده و چنین اخبار می نماید که خواهان حاضر در جلسه درحالی که دست خود را روی قرآن گذاشته اظهار داشت والله و بالله سوگند یاد می نمایم که صد خروار پنبه طبق درخواست از مورث خواندگان طلبکار هستم وکیل خواندگان به جهت اینکه خواسته مطالبه پنبه و منشا آن پول دستی و جو اظهارشده است دعوی را یکی از بی اساس ترین دعاوی که در طول وکالت خود برخورد نموده است اظهار کرده بدون این مدرکی برای ارتباط آن ها ارایه نماید و اضافه کرده پرواضح است که نه (کلمه ای ناخوانا) اثبات طلب ایشان همان پول دستی و جو تحویلی را طلبکار می باشد و نه صد خروار پنبه را زیرا به هیچ عنوان حتی شرایط و ارکان حقوقی تبدیل تعهد نیز در این موضوع وجود ندارد و در خصوص شهود تعرفه شده هم اظهار نموده در دادخواست تقدیمی نام ل. و خ. به عنوان شاهد قید شده و ایشان شاهد ماجرا عنوان شده اند لیکن در جلسه استماع شهود به طور غیرقانونی و برخلاف مقررات آمره آیین دادرسی مدنی بعد از اتمام جلسه رسیدگی و در غیاب بنده تشکیل شده افراد دیگری به عنوان گواه معرفی شده اند که اظهارات آن ها کاملا تلقینی بوده و در مورد سوگند هم چون دلایلی ارایه شده در جهت اثبات طلب بسیار ضعیف و بی اساس می باشد مسلما به تنهایی نمی تواند مثبت ادعای ایشان باشد لذا منکر صحت دعوی شده و علاوه نموده حسب اظهارات موکلین مورث ایشان حتی از خواهان طلبکار هم بوده و مکرر نموده که با وصف استماع شهود در غیاب ایشان فرصت پرسش از شهود فراهم نشده و این امر برخلاف صریح مقررات است و تخلف محسوب می گردد و وکیل خواهان در پاسخ اظهار نموده اولا اظهارات نخست آقای وکیل مربـوط به اعتقادات شخص و تجربه کاری بوده که قابلیت پاسخ گویی ندارد ثانیا شهود موکل که در دادخواست از آن ها نامبرده شده منحصر و آقایان ل. و خ. نبوده و آقایان م. و ع.ب. که از دوستان مشترک طرفین بوده اند در جریان معاملات آن ها قرار داشته اند و ضمن اینکه آنان امکان حضور در جلسه شهادت شهود را داشتند و به خواست دادگاه برای حضور در جلسه استماع شهادت توجه ننمودند و در جلسه بعد هم که برای ملاحظه شهادت شهـود تشکیل شـده بود بـدون توجه به آیین نامه و مقررات مربوط به وکالت حضور پیدا نکردند و چون سوگند موکل باید مورد ارزیابی ریاست دادگاه قرار گیرد نه وکلای طرفین تقاضای محکومیت خواندگان را نموده دادگاه در تعقیب توصیف جلسه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه 9101072ـ 2/8/91 ضمن تکرار شرح دادخواست و دعوی و اظهارات وکلای طرفین در جلسات رسیدگی با توجه به مراتب مرقوم و دادخواهی خواهان را وارد دانسته و به استناد مواد 198 و 515 و519 قانون آیین دادرسی مدنی طبق خواسته خواهان خواندگان را به تحویل از ماترک مورث محکوم نموده آقای وکیل محکوم علیهم پس از انقضای مهلت تجدیدنظرخواهی در مهلت مقرر در مواد 397 و (بند ب) 398 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور حقوقی نسبت به رای یادشده دادخواست فرجامی تقدیم نموده مطالب وی در لایحه اعتراضیه غیر از موضوعاتی که تکرار اظهارات قبل است قسمتی در زمینه چگونگی اجرای قرار استماع شهود است بدین صورت که عبارات بعـد از کلمـه می نمـاید را که مشعـر است بـر ابلاغ به وکیل مدافع خوانده که قبلا یا فعلا (این کلمه به درستی مشخص نیست کدام یک از آن هاست) حاضرشده و از امضاء ذیل صورت جلسه فوق امتناع نمود.. . الحاقی است و استماع شهود را در وضعیت اتفاق افتاده خلاف قواعد آمره قانون آیین دادرسی اظهار نموده است با ارسال دادخواست فرجامی برای خوانده و وصول لایحه پاسخیه از شخص فرجام خوانده که در سه فراز الف راجع به وجود ترکه با استناد به مواد 248 تا 250 قانون امور حسبی که در صورت عدم رد ترکه ظرف یک ماه از طریق اطلاع کتبی یا شفاهی به دادگاه در حکم قبول است و مسیولیت ورثه که وضعیت فـوق راجـع به آن ها جـاری است در مقابل دیون متوفی ب- راجع به شهود تعرفه شده که مطالب اظهارشده وکیل ایشان را تکرار نموده ج- در خصوص چگونگی استماع شهود که به جهت حضورشان نزد دادرس دادگاه که جلسه اول را اداره نموده به همین جهت است نزد وی برای جلسه استماع شهود مراجعه نموده اند و بنا به اظهار ایشان در انتظار مانده اند پس از حضور در محضر دادگاه مشخص شده پرونده نزد رییس شعبه رسیدگی می گردد و این موجب تاخیر بوده است تنظیم گردیده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده با وصول به این مرجع و ثبت به کلاسه 21/910613 به این شعبه ارجاع شده است. لوایح اعتراضیه فرجامی و پاسخ آن به هنگام شور هم قرایت می گردد.

رای شعبه دیوان عالی کشور
دادنامه فرجام خواسته از جهت عدم رعایت قواعد و مقررات آمره و حقوق خواندگان مخدوش و مستوجب نقض است زیرا رسیدگی به دعوی و دلایل طرفین آن مستفاد از مقررات قانون آیین دادرسی دادگاه ها ازجمله مواد 64 104 200 و 201 قانون مذکور در امور مدنی باید با اطلاع و دعوت اصحاب آن باشد که البته طریق آن هم با ابلاغ اوقات طبق مقررات راجع به ابلاغ است در پرونده مطروحه با وضعیتی که به جهت عدم حضور وکیل خواهان برای تعرفه شهود پیش آمده و ختم جلسه صورت گرفته لکن با حضور نامبرده پس ازآن و بیان علت تاخیر و موجه دانستن علت مذکور از ناحیه دادگاه تنها می توانسته مانع خروج دلیل موضوع دستور جلسه از عداد دلایل وی باشد اما جهت موجهی برای رسیدگی به دلیل مذکور در غیاب طرف مقابل (وکیل) نبوده و چون اقدام دادگاه به صورت فوق موجبات سلب حق وکیل خواندگان از حیث اختیاری که برای جرح گواهان و طرح سوال و استیضاح از آنان و دفاع نسبت اظهاراتشان داشته است را فراهم ساخته رسیدگی به دلیل و اجرای قرار صادر صحیحا انجام نشده و فاقد اعتبار بوده و مانند آن است که به دلیل رسیدگی نشده و با تلقی این امر به عنوان نقص تحقیقات باید تجدید و از پرونده رفع نقص گردد علی هذا مستند به بندهای 3 و5 ماده 371 قانون آیین دادرسی مزبور دادنامه فوق را نقض و رسیدگی به موضوع را توجها به فراز دوم از بند الف ماده 401 آن قانون به دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع می نماید که پس از رفع نقص فوق از پرونده با توجه به نتایج حاصله از اجرای قرار صادره طبق بند الف ماده 405 قانون یادشده تاسیس رای نماید.
رییس شعبه 21 دیوان عالی کشور ـ مستشار
اخوان ملایری ـ حسینی طباطبایی

قاضی:
علی اخوان ملایری , حسینی طباطبایی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 198 - درصورتی که حق یا د ینی برعهده کسی ثابت شد اصل بر بقای آن است مگر این که خلاف آن ثابت شود.

مشاهده ماده 198 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 515 - خواهان حق دارد ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی و یا به طور مستقل جبران خسارات ناشی از دادرسی یا تاخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن را که به علت تقصیر خوانده نسبت به اداء حق یا امتناع از آن به وی وارد شده یا خواهد شد همچنین اجرت المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تاخیر تسلیم آن از باب اتلاف و تسبیب از خوانده مطالبه نماید. خوانده نیز می تواند خسارتی را که عمدا از طرف خواهان با علم به غیر محق بودن در دادرسی به او وارد شده از خواهان مطالبه نماید. دادگاه در موارد یادشده میزان خسارت را پس از رسیدگی معین کرده و ضمن حکم راجع به اصل دعوا یا به موجب حکم جداگانه محکوم علیه را به تادیه خسارت ملزم خواهد نمود. در صورتی که قرارداد خاصی راجع به خسارت بین طرفین منعقد شده باشد برابر قرارداد رفتار خواهد شد. تبصره 1 - در غیر مواردی که دعوای مطالبه خسارت مستقلا یا بعد از ختم دادرسی مطرح شود مطالبه خسارتهای موضوع این ماده مستلزم تقدیم دادخواست نیست. تبصره 2 - خسارت ناشی از عدم النفع قابل مطالبه نیست و خسارت تاخیر تادیه در موارد قانونی قابل مطالبه می باشد.

مشاهده ماده 515 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 519 - خسارات دادرسی عبارتست از هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل و هزینه های دیگری که به طور مستقیم مربوط به دادرسی و برای اثبات دعوا یا دفاع لازم بوده است از قبیل حق الزحمه کارشناسی و هزینه تحقیقات محلی.

مشاهده ماده 519 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM