در تاریخ 3/7/90 آقای ف.الف. با وکالت آقای ع.ف. دادخواستی به طرفیت خانم م.ب. به خواسته صدور حکم مبنی بر اعلام فسخ نکاح دایم تقدیم دادگستری هشتگرد نموده و توضیح داده است که حسب سند نکاحیه پیوست در تاریخ 24/4/90 خوانده را به عقد نکاح دایمی خود درآورده ام متاسفانه ایشان و خانواده وی عیوب جسمانی زوجه را پنهان نموده اند و پس از چند روز اینجانب متوجه شدم که در نقاط مختلف بدن همسرم آثار سوختگی شدید وجود دارد. بنده مراتب اعتراض و عدم رضایت خود از تدلیس و فریبی که به من داده بودند اعلام و با خانواده ایشان در میان گذاشته ام تا با توافق از طریق مراجع ذی صلاح نسبت به فسخ نکاح اقدام گردد ولی به کرات این امر را به تاخیر انداخته اند و النهایه موافقت نکرده اند به ناچار با ارسال اظهارنامه فسخ نکاح را اعلام و با تقدیم این دادخواست به استناد مواد 1128 و 235
قانون مدنی به شرح خواسته تقاضای رسیدگی و صدور رای دارم. رسیدگی به شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی هشتگرد محول می گردد. جلسه دادگاه در تاریخ 18/2/91 در وقت مقرر تشکیل می گردد. وکیل خواهان حاضر ولی خوانده علی رغم ابلاغ قانونی وقت حضور پیدا نمی کند. وکیل خواهان به شرح دادخواست تقدیمی خواسته را توضیح می دهد و تقاضای معرفی زوجه به پزشکی قانونی را می نماید. دادگاه مقرر می دارد از زوجه جهت معرفی به پزشکی قانونی دعوت به عمل آید و در این خلال آقای م.م. به عنوان وکیل زوجه انتخاب و در پرونده مداخله و طی لایحه ای خلاصتا اعلام می دارد سوختگی موجود در ناحیه آرنج دست موکله جزیی و با یک عمل زیبایی و ترمیم قابل رفع است و خوانده هم کاملا اطلاع داشت و آنقدر پنهان نبوده که در مراسم خواستگاری و غیره قابل رویت نباشد... وانگهی سوختگی از عیوبی نیست که فسخ را ایجاب نماید... زوج دعاوی متعدد کیفری تحت عنوان فریب در ازدواج و غیره در دادسرا مطرح که عمدتا برای پرداخت نکردن
مهریه موکله این دعاوی را طرح که منجر به صدور برایت یا منع تعقیب شده است... بالاخره دادگاه در خصوص سوختگی اعلامی و نحوه و چگونگی آن زوجه را به پزشکی قانونی معرفی می کند. پزشکی قانونی قسمت هایی از بدن مشارالیها را که دچار سوختگی شده ضمن تعیین مناطق و مشخصات آن به دادگاه اعلام می دارد و دادگاه هم ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 00598-11/3/91 با این استدلال که هر چند حسب گواهی پزشکی قانونی قسمت خلف بازو و ساعد چپ و خلف تنه زوجه آثار سوختگی مشهود است ولی با توجه به این که سوختگی مذکور از عیوب مصرحه در قانون که موجب
حق فسخ باشد نیست دعوی خواهان را غیر وارد عنوان و حکم به بطلان دعوی خواهان را صادر می کند. آقای ف.الف. از حکم صادره تجدیدنظرخواهی می کند و شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان البرز طی دادنامه شماره 01382-26/10/91 رای تجدیدنظرخواسته را فاقد ایراد تشخیص و با رد تجدیدنظرخواهی آن را تایید می کند. زوج از رای دادگاه تجدیدنظر نیز فرجام خواهی به عمل می آورد و پرونده پس از مراعات مقررات راجع به تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع می گردد که به هنگام شور مشروح لایحه اعتراضیه فرجام خواه قرایت خواهد شد.