خانم م.پ. دادخواستی به طرفیت آقای ح. به خواسته
مطالبه وجه مبلغ 000/100/6 ریال به موجب کارکرد برای خوانده تقدیم و اضافه نموده خوانده دعوی به موجب دلایل و اسناد پیوست مبلغ مورد دعوی را به اینجانب بدهکار می باشد که از تادیه دین خود در فرجه مقرر خودداری و استنکاف ورزیده است لذا نظر به دلایل و مستندات پیوست با تسلیم این دادخواست صدور حکم محکومیت خوانده بر پرداخت مبلغ خواسته با احتساب کلیه خسارات دادرسی و مطالبه خسارات تاخیر تادیه از محضر آن مقام محترم مورد استدعاست. پرونده به شعبه 505 شورای حل اختلاف تهران ارجاع شده طرفین جهت رسیدگی دعوت شده اند خواهان اظهار داشته به مدت یک ماه و سه روز در شهریور ماه برای ح. کار کرده ام نه قراردادی نوشتند و نه اسمی از نوشتن بود و بخاطر اینکه نظر سوء داشتند بنده از کارکردن در منزل ایشان امتناع کردم حالا برای این که حق و حقوق بنده را ندهند هر تهمت و ناسزایی که بخواهد به من می زند درخواست رسیدگی را دارم خوانده اظهار داشته خانم م.پ. به عنوان فروشنده.. . کار استخدام کردم دو هفته از این خانم برای بستن
قرارداد مزد او کارت ملی یا شناسنامه خواستم که نیاورد این مسیله 34 روز طول کشید که ما از ایشان خواستیم همکاری را قطع کند فردای آن روز قرار شد که خانم مذکور بیاید حق و حقوق را تسویه کند که با یک آقایی که عنوان می کرد شوهرش هست به کارگاه آمد و سر و صدا و آبروریزی کرد سپس شورای مذکور در تاریخ 18/9/91 نظریه مشورتی خود را به محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ 000/100/6 ریال اعلام کرد. سپس قاضی شورا طبق رای مورخ 20/9/91 با استدلالی که کرده خوانده را به پرداخت مبلغ شش میلیون و یکصد هزار ریال محکوم کرده به انضمام مبلغ سی هزار ریال بابت هزینه دادرسی. آقای ح. از رای صادره تجدیدنظرخواهی نموده پرونده به شعبه 24 دادگاه عمومی ارجاع شده این شعبه طبق رای شماره 47 ـ 31/11/92 اعلام داشته شورای حل اختلاف صلاحیت ذاتی رسیدگی به موضوع را نداشته لذا ضمن نقض رای صادره قرار عدم صلاحیت خود را صادر و پرونده را جهت تشخیص صلاحیت به دیوان عالی کشور ارسال که به این شعبه ارجاع شده.