رای قضایی شماره 9209972130600328

رای قضایی شماره 9209972130600328

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209972130600328


شماره دادنامه قطعی:
9209972130600328

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/05/20

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
خرید و فروش چک های مسروقه

پیام رای:
خرید و فروش چک‎های مسروقه مصداق کلاهبرداری نیست.

رای دادگاه بدوی
در خصوص اتهام متهمین 1- م.پ. فرزند ح. به اتهام تحصیل و استفاده از چک مسروقه 2- م.الف. فرزند م. با وکالت خانم س.الف. به اتهام خرید و فروش دسته چک مسروقه و جعل مندرجات چک و کلاهبرداری با چک های مسروقه 3- س.م. فرزند م. به اتـهام مشـارکت در خریـد و فروش دسـته چـک 4- م.ن. فرزند ع. به اتهام مشارکت در خرید و فروش دسته چک مسروقه 5- م.الف. فرزند م. به اتهام مشارکت در خرید و فروش چک های مسروقه موضوع شکایت آقایان ش.ج. فرزند ه. و م.پ.؛ با عنایت به محتویات پرونده و استعلام از بانک مربوط شاکی ردیف اول که کیف حاوی مدارک و دسته چک وی سرقت شـده و پس از مـدتی دو فـقره از چـک های مسـروقه به شماره های.. . مورخه 8/02/89 به مبلغ یکصد و چهل میلیون ریال و چک شماره.. . مورخه 15/2/89 به مبلغ پانصد هزار تومان به بانک ارایه و سپس شناسایی ارایه کننده چک ها و معرفی ایادی بعدی مشخص گردیده که چک اولی را آقای پ. از آقای الف. گرفته و چک دوم را خانم م.خ. نیز از آقای الف. گرفته است و بابت بدهی خود به ارایه کننده به بانک داده اند که متعاقبا با دستگیری متهمین اصلی مشخص می گردد که آقـای س.م. حدودا بیش از 20 الـی 30 فقره چـک را با علـم به مسروقه بودن از آقایان م.الف. و م.ن. خریداری کرده و سپس به صورت کلی به آقای م.الف. فروخته و به صراحت اقرار به این خرید و فروش در جلسه دادگاه نموده و آقای م.الف. در جلسه مورخه 18/8/1390 دادگاه در حضور وکیل خود اعلام کرده که حدودا 39 فقره چک از س.م. خریداری کرده که در جریان دستگیری و بازرسی منزل وی همه چک ها به جز دو فقره ای که به بانک ارایه شده است کشف شده است و چک های مذکور دو فقره را بابت بدهی به آقای م.پ. و خانم خ. داده هر چند که مدعی شده چک ها را به صورت سفید داده ولی دلیل به این امر ارایه نکرده و آقای پ. با ارایه مدارک اظهار داشته که چون با متهم الف. داد و ستد داشته این چک به مبلغ مذکور بابت تسویه حساب بدهی ایشان بوده است و متاسفانه وکیل متهم در مقام دفاع مدعی شده اولا در کلاهبرداری می بایست قصد متقلبانه باشد و ثانیا می بایست تحصیل مال کرده باشند حال آنکه همین که متهم با علم به مسروقه بودن چک ها را خریداری کند و سپس به جای بدهـی خود و تسـویه حـساب به دارنده چک ها بدهد به نوعی دارا شدن و تحصیل مال است و همیشه تحصیل مال به صورت نقدی و یا وجه نیست نیست علی هذا دادگاه نظر به جمـیع محـتویات پـرونده بزه انتـسابی به متهمین را محرز و مسلم دانسته مستندا به مواد 47 و 662 و 536 قانون مجازات اسلامی و با رعایت ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری حکم بر محکومیت متهمین آقایان س.م. فرزند م. و م.ن. و م.الف. فرزند م. به تحمل هر کدام دو سال حبس و 45 ضربه شلاق محکوم و اعـلام می نمـاید و در خصـوص متـهم اولی آقای م.الف. نـظر به اینکه مشارالیه در متن چک ها جعلی نکرده و از طرفی نوشتن و خرج کردن چک به نوعی مقدمه بزه کلاهبرداری است و مانور متقلبانه محسوب می گردد. لذا دادگاه بزه وی را کلاهبرداری از طریق چک های مسروقه دانسته مستندا به ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهـبرداری حـکم به محکومیت ایشان به تحمل 5 ماه حبس و رد اصل مال در حق شاکی و نیز پرداخت همین مقدار به عنوان جزای نقدی به نفع صندوق درآمد دولت محکوم و اعلام می نماید. در خصوص اتهام آقای م.پ. فرزند ح. به اتهام تحصیل و استفاده از چک مسروقه با عنایت به اظهارات ایشان و اینکه مشارالیه در مقام دفاع منکر سرقتی بودن آن ها بوده و از طرفی بر اساس مطالبات و بابت بدهی و تسویه حساب از متهم الف. گرفته و به نوعی شاکی پرونده است لذا به لحاظ عدم کفایت دلیل بر وقوع بزه مستندا به ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری رای بر برایت ایشان صادر و اعلام می گردد. آرای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظر در مرکز استان تهران می باشد.
رییس شعبه 1155 دادگاه عمومی جزایی تهران ـ ایمان دوست

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در دادنامه شماره 291 مورخ 28/8/1390 شعبه محترم 1155 دادگاه عمومی جزایی تهران که حسب شکایت اولیه آقای ش.ج. به موضوع کشف چک های مسروقه او پرداخته شـده و بر آن اسـاس آقایـان س.م. م.ن. و م.الف. همــگی به اتهام مشارکت در خرید و فروش دسته چک مسروقه هر کدام به تحمل دو سال حبس و چهل و پنج ضربه شلاق تعـزیری و آقای م.الف. به جـرم ارتکـاب بزه کلاهـبـرداری به تحمل پنج سال حبس و به علاوه رد مال در حق شاکی (چهارده میلیون تومان در حق آقای م.پ. و پانصد هزار تومان در حق خانم م.خ.) و به همـان میـزان جزای نـقدی به نفع صندوق دولت محکومیت یافته اند؛ پس از اعلام بررسی مجدد و تقاضای تجدیدنظر در حکم اصداری از سوی م.الف. س.م. با وکالت آقای م.خ. و خانم ف. و م.الف. با وکالت خانم س.الف. و استماع اظهارات و دفاعیات آنان در جلسه دادرسی مورخ 12/4/92 و نگرش در مستندات ابرازی پیوست پرونده دادگاه فرجام رسیدگی به شرح آتی اعلام می دارد: 1- تجدیدنظرخواهی آقایان م.الف. و س.م. که با دخالت وکلای محترم فرد اخیر صورت گرفته به نظر وارد نیست چون اولا موضوع مسروقه بودن چک های مورد مبادله بین متهمان موصوف با متهم اصلی مورد قبول آنان (صفحات 152 259 294 و260) و یا در حین مواجهه حضوری مطرح شده و ثانیا هم دستی نامبردگان با متهم اصلی که به اطلاع آن ها از موضوع اشاره نموده دیگر دلیل بر درستی توجه اتهام انتسابی به آنان می باشد. مضافا به اینکه مقوله عدم اطلاع آن ها از مسروقه بودن با توجه به نوع ـتعامل و در ارتباط با متهم اصلی بودن به نظر نامدلل و قرین توجیه نیست. از این رو دادگاه تجدیدنظرخواهی منسوب به آنان را منطبق با شقوق ذیل ماده 240 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری ندانسته و آن را مردود اعلام می دارد. النهایه چون شرایط جوانی و وضع خاص متهمان معترض در قضیه مطرح و سیاست قضایی هم بر مدار کاهش مجازات حبس بوده و زمینه تخفیف و کاهش آن در قضیه فراهم است لاجرم در راستای مقررات بندهای الف ماده 37 و پ و ث ماده 38 قانون مجازات اسلامی بدوا کیفر حبس آنان را به چهار ماه و مجازات شلاق را به بیست و پنج ضربه تقلیل داده و سپس به استناد بند الف از ماده 257 قانون صدرالذکر دادنامه بدوی را در این قسمت تایید می نماید 2- این مرجع پیرامون استنباط محکمه محترم بدوی از اقدامات انجام یافته وسیله آقای م.الف. به تفسیر آن از کلاهبرداری از جهاتی آن استدلال را در خور خدشه می داند زیرا به رغم عنوان توسل به تقلب در ربایش مال اولا موضوع همدستی و مراوده دیگر متهمان با نامبرده قضیه تدلیس را منتفی ساخته ثانیا قبوض و مدارک تقدیمی راجع به معامله با او هم غیر مصدق بوده. به علاوه از جهت زمان تقدم و تاخر دارا بوده و مضافا فرض عدم تحصیل مال بابت چک های مورد شکایت مطرح می باشد و مآلا تحقق ارکان بزه انتسابی با چالش همراه خواهد ساخت. بنابراین در مورد این اعتراض دادگاه بنا به مدارک ابرازی و اقرار صریح متهم به مسروقه بودن چک ها (ص 117) و صورت جلسه کشف چک های مسروقه هم اعتراض متهم وکیل محترم ایشان را بر اساس محکومیت و مجرمیت وارد ندانسته و نیز در راستای تبصره 4 از ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب و هم مقررات ماده 250 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری ضمن اصلاح نوع اتهام تجدیدنظرخواه از کلاهبرداری به خرید و فروش چک های مسروقه و مجازات و کاهش حبـس مـقرر در حـکم بـدوی به شش ماه حبس و تحمل پنجاه ضربه شلاق تعزیری در نهایت مستندا به بند الف از ماده 257 قانون اخیرالذکر با رد اعتراض به عمل آمده دادنامه بدوی را با این اصلاح (تغییر عنوان اتهامی و تقلیل مجازات حبس و شلاق ) تایید و استوار می نماید. این رای قطعی است.
مستشاران شعبه 61 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
قاسمی ـ صداقتی

قاضی:
ایمان دوست , قاسمی , صداقتی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 47 ـ صدور حکم و اجرای مجازات در مورد جرایم زیر و شروع به آنها قابل تعویق و تعلیق نیست: الف ـ جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور خرابکاری در تاسیسات آب برق گاز نفت و مخابرات ب ـ جرایم سازمان یافته سرقت مسلحانه یا مقرون به آزار آدم ربایی و اسیدپاشی پ ـ قدرت نمایی و ایجاد مزاحمت با چاقو یا هر نوع اسلحه دیگر جرایم علیه عفت عمومی تشکیل یا اداره مراکز فساد و فحشا ت ـ قاچاق عمده مواد مخدر یا روانگردان مشروبات الکلی و سلاح و مهمات و قاچاق انسان ث ـ تعزیر بدل از قصاص نفس معاونت در قتل عمدی و محاربه و افساد فی الارض ج ـ جرایم اقتصادی با موضوع جرم بیش از یکصد میلیون (100.000.000) ریال

مشاهده ماده 47 قانون مجازات اسلامی

ماده 662 ـ قطع و از بین بردن اندام تناسلی مرد تا ختنه گاه و یا بیشتر از آن موجب دیه کامل است و در کمتر از ختنه گاه به نسبت ختنه گاه محاسبه و به همان نسبت دیه پرداخت می شود. تبصره 1 ـ در این حکم تفاوتی بین اندام کودک جوان پیر عقیم و شخصی که دارای بیضه سالم یا معیوب یا فاقد بیضه است وجود ندارد. تبصره 2 ـ هرگاه با یک ضربه تا ختنه گاه از بین برود و سپس مرتکب یا شخص دیگری باقیمانده یا قسمتی دیگر از اندام تناسلی را از بین ببرد نسبت به ختنه گاه دیه کامل و در مقدار بیشتر ارش ثابت است. تبصره 3 ـ هرگاه قسمتی از ختنه گاه را شخصی و قسمت دیگر از ختنه گاه را شخص دیگری قطع کند هر یک به نسبت مساحتی که از ختنه گاه قطع کرده اند ضامن می باشند و چنانچه شخصی قسمتی از ختنه گاه را قطع کند و دیگری باقیمانده ختنه گاه را به انضمام تمام یا قسمتی از اندام تناسلی قطع کند نسبت به جنایت اول دیه به مقدار مساحت قطع شده از ختنه گاه و نسبت به جنایت دوم بقیه دیه و ارش مقدار زائد قطع شده از اندام تناسلی ثابت است.

مشاهده ماده 662 قانون مجازات اسلامی

ماده 536 ـ هرگاه در مورد ماده (535) این قانون عمل یکی از دو نفر غیرمجاز و عمل دیگری مجاز باشد مانند آنکه شخصی وسیله یا چیزی را در کنار معبر عمومی که مجاز است قرار دهد و دیگری کنار آن چاهی حفر کند که مجاز نیست شخصی که عملش غیرمجاز بوده ضامن است. اگر عمل شخصی پس از عمل نفر اول و با توجه به اینکه ایجاد آن سبب در کنار سبب اول موجب صدمه زدن به دیگران می شود انجام گرفته باشد نفر دوم ضامن است.

مشاهده ماده 536 قانون مجازات اسلامی

ماده 38 ـ جهات تخفیف عبارتند از: الف ـ گذشت شاکی یا مدعی خصوصی ب ـ همکاری موثر متهم در شناسایی شرکاء یا معاونان تحصیل ادله یا کشف اموال و اشیاء حاصله از جرم یا به کار رفته برای ارتکاب آن پ ـ اوضاع و احوال خاص موثر در ارتکاب جرم از قبیل رفتار یا گفتار تحریک آمیز بزه دیده یا وجود انگیزه شرافتمندانه در ارتکاب جرم ت ـ اعلام متهم قبل از تعقیب یا اقرار موثر وی در حین تحقیق و رسیدگی ث ـ ندامت حسن سابقه و یا وضع خاص متهم از قبیل کهولت یا بیماری ج ـ کوشش متهم به منظور تخفیف آثار جرم یا اقدام وی برای جبران زیان ناشی از آن چ ـ خفیف بودن زیان وارده به بزه دیده یا نتایج زیانبار جرم ح ـ مداخله ضعیف شریک یا معاون در وقوع جرم تبصره 1 ـ دادگاه مکلف است جهات تخفیف مجازات را در حکم خود قید کند. تبصره 2 ـ هرگاه نظیر جهات مندرج در این ماده در مواد خاصی پیش بینی شده باشد دادگاه نمی تواند به موجب همان جهات مجازات را دوباره تخفیف دهد.

مشاهده ماده 38 قانون مجازات اسلامی

ماده 22 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر از احکام قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی جزائی و انقلاب وفق مقررات قانونی آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378 کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با حضور دادستان یا یکی از دادیاران یا معاونان وی به عمل می آید و در مورد آراء حقوقی وفق قانون آئین دادرسی مربوط خواهد بود. تبصره 1 – اگر در دادگاه تجدیدنظر متهم بی گناه شناخته شود حکم بدوی فسخ و متهم تبرئه می گردد هر چند که درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و در این صورت اگر متهم در زندان باشد فورا آزاد می شود. تبصره 2 – هرگاه دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند ضمن تایید حکم بدوی مستدلا می تواند مجازات او را تخفیف دهد هرچند که محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. تبصره 3 – در امور کیفری موضوع مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده مرجع تجدیدنظر نمی تواند مجازات مقرر در حکم بدوی را تشدید کند مگر اینکه دادستان یا شاکی خصوصی درخواست تجدیدنظر کرده باشد. تبصره 4 – اگر حکم تجدیدنظر خواسته از نظر محاسبه محکوم به یا خسارات یا تعیین مشخصات طرفهای دعوا یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل با قانون متضمن اشتباهی باشد که به اساس حکم لطمه ای وارد نسازد مرجع تجدیدنظر با اصلاح حکم آن را تایید می نماید و تذکر لازم را به دادگاه بدوی خواهد داد.

مشاهده ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM