رای قضایی شماره 9209970906100354

رای قضایی شماره 9209970906100354

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970906100354


شماره دادنامه قطعی:
9209970906100354

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/04/17

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
ادله اثبات زوجیت

پیام رای:
چون دعوای اثبات زوجیت به طرفیت ورثه متوفی دارای آثار مالی مانند مهریه و نفقه است خواهان باید علاوه بر اقامه بینه سوگند نیز یاد کند.

رای خلاصه جریان پرونده
این است که خانم ز.ت. فرزند ر. دادخواستی به خواسته ی اثبات رابطه زوجیت با مورث خواندگان به طرفیت خانم ها الف. الف. الف. و آقایان الف. و الف. همگی د.و خانم ط.هـ. تقدیم دادگستری شیروان و اظهار داشته که مورث خواندگان او را با حضور چند نفر شاهد و دو میلیون ریال مهریه در تاریخ 3/3/73 به عقد دایم خویش درآورده و متعهد شده که در اسرع وقت به ثبت واقعه ازدواج اقدام کند ولی امتناع کرده تا فوت شده است لذا درخواست صدور حکم به اثبات واقعه ازدواج را دارد.
پرونده به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ارجاع و اولین جلسه دادرسی در تاریخ 8/3/91 با حضور خواهان و احد از خواندگان تشکیل شده خوانده اظهار داشته اظهارات شهود را قبول ندارد چون آن ها افراد عادی هستند و خواهان نیز تقاضای احضار عاقد و شهود را کرده است که مشارالیهم احضار و تحقیق شده آقایان الف.الف 63 ساله اظهار داشته من ذیل عقدنامه را پس از عقد امضا کردم عقد آنان دایم بوده و صیغه را یک نفر عرب خواند که اکنون فوت شده است و آقای ی.ب. 53 ساله اظهار داشت خانم خواهان باخانم من همکارند و در بیمارستان کار می کنند و حدود ده سال قبل به منزل ما رفت وآمد داشتند من با مرحوم د.ب. صحبت کردم که اظهار داشت که خانم ز.ت. همسرش می باشد البته او همسر دیگری هم داشت و آقای ن. م. ب. 76 ساله می گوید که صاحب خانه خانم خواهان است و خانم ت. 4 یا 5 سال مستاجرش بوده و با آقای د. در منزل باهم بوده اند و آن ها زن و شوهر بودند د. روی آمبولانس کار می کرد و مریض ها را به مشهد می برد و حتی دختر مرا نیز که سرطان داشت به مشهد برد.
آقای ر.ق. فرزند ب. 47 ساله اظهار داشتند : درزمانی که در بیمارستان شاغل بودم خانم ت. نیز در بیمارستان شاغل بود د. هم راننده آمبولانس بود د. با ت. ازدواج کرده بود من آن ها را کاملا می شناسم و از موضوع نیز اطلاع دقیق دارم آن ها ازدواج دایم کرده بودند آقای الف.د. نیز پس از استماع اظهارات گواه اظهار داشته که اظهارات شاهد را قبول ندارد دادگاه قرار ارجاع امر به کارشناس صادر و خواسته است که کارشناس خط و امضای عقدنامه دایم مورخ 3/3/73 به نمونه خط و امضای مسلم الصدور مرحوم م.ر.د.تطبیق و نظریه اش را اعلام نماید که آقای ب. کارشناس رشته خط و امضا و اثرانگشت نتیجه آن را مثبت اعلام کرده است و به این نظریه خواندگان اعتراض و درخواست ارجاع امر به هیات کارشناسی کرده اند دادگاه نیز با تلقی به قبول آن قرار ارجاع به هیات کارشناسی صادر و آقایان ن. د. و ز. انتخاب شده اند و از خواهان خواسته اند که اصل صیغه نامه را ارایه نماید که مشارالیها اعلام کرده ورقه دارد تاریخ 7/5/91 تحویل دفتر شعبه کرده که به تشخیص هویت ارسال شده و مسترد نگردیده است دفتر شعبه نیز در تاریخ 9/7/91 اعلام کرده که اصل صیغه نامه را اشتباها به آقای الف.د. احد از خواندگان تحویل داده دادگاه ختم رسیدگی اعلام و به استناد شهادت شهود و نظریه کارشناسی حکم به اثبات زوجیت دایم بین خواهان و مرحوم م.ر.د. با مهریه دویست هزار تومان صادر کرده است از این دادنامه تجدید نظر خواهی شده و مطالب مذکوره در لایحه معترضان چنین است: خواهان بدوی مدعی است در سال 73 با پدر ما ازدواج کرده و در سال 78 نیز پدرمان فوت شده و اکنون 12 سال گذشته چرا اکنون دعوی مطرح کرده؟ و اعتراض ما به نظر کارشناس موردتوجه قرار نگرفت و ادعای مدیر دفتر دادگاه به تحویل سند نکاحیه دست نویس به احد از خواندگان کذب است متن سند نکاحیه نیز حاکی از وعده ازدواج است نه انجام عقد ازدواج «این مطلب حاکی است که سند در دسترس تجدیدنظرخواهان بوده»; و اینکه شهادت شهوده بایستی از عداد و دلایل خارج می شد ضمن اینکه ر.ق. فقط به امضای سند عادی اذعان کرده و اضافه کرده که شاهد عقد نبوده است دادگاه تجدیدنظر نیز با استناد به نظریه کارشناس و شهادت شهود دادنامه بدوی را تایید کرده است این دادنامه در تاریخ 2/10/91 ابلاغ و فرجام خواهان در مهلت قانونی دادخواست فرجامی تقدیم کرده اند لایحه فرجام خواهان تصویری از لایحه در مرحله فرجام خواهی است که عنوان آن از دادگاه تجدیدنظر به دیوان عالی کشور تغییریافته است فرجام خوانده نیز در تبادل لوایح به عدم تحویل سند عادی نکاحیه برای ارایه به هیات کارشناسی اشاره کرده و مطلب دیگری ندارد لوایح حین الشور قرایت می شود.

رای شعبه دیوان عالی کشور
نظر به اینکه دعوی بر میت بوده و واجد آثار مالی از قبیل مهریه وارث است و ضروری بوده که به مادتین 278 و 279 قانون آیین دادرسی توجه و عمل شود لذا فرجام خواهی موجه و وارد تشخیص و با نقض دادنامه فرجام خواسته مستندا به بند پنج ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی پرونده به شعبه منشا دادنامه منقوضه اعاده می شود.
مستشاران شعبه 1 دیوان عالی کشور
حیدری قاسمی ـ علیزاده

قاضی:
علیزاده , حیدری قاسمی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 401 - پس از نقض رای دادگاه در دیوان عالی کشور رسیدگی مجدد به دادگاهی که به شرح زیر تعیین می گردد ارجاع می شود و دادگاه مرجوع الیه مکلف به رسیدگی می باشد: الف - اگر رای منقوض به صورت قرار بوده و یا حکمی باشد که به علت نقص تحقیقات نقض شده است رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده آن ارجاع می شود. ب - اگر رای به علت عدم صلاحیت دادگاه نقض شده باشد به دادگاهی که دیوان عالی کشور صالح بداند ارجاع می گردد. ج - در سایر موارد نقض پرونده به شعبه دیگر از همان حوزه دادگاه که رای منقوض را صادر نموده ارجاع می شود و اگر آن حوزه بیش از یک شعبه دادگاه نداشته باشد به نزدیکترین دادگاه حوزه دیگر ارجاع می شود.

مشاهده ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM