رای قضایی شماره 9209970908900070

رای قضایی شماره 9209970908900070

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970908900070


شماره دادنامه قطعی:
9209970908900070

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/02/11

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
فرجام خواهی از رای صادره در خصوص ابطال اجاره موقوفه

پیام رای:
صرفا دعاوی راجع به اختلافات مربوط به اصل وقف در زمره آرای قابل فرجام است. لذا دعوای ابطال اجاره به علت خروج مورد اجاره از املاک موقوفه و لذا فقدان سمت موقوفه در اجاره قابل فرجام خواهی نیست.

رای خلاصه جریان پرونده
آقای ع.ب. با وکالت آقای م.م. وکیل مرکز مشاوران قوه قضاییه دادخواستی به طرفیت 1 ـ موقوفه خاص ح. با تولیت آقای م.ب. 2 ـ موقوفه عام م. به خواسته ابطال قرارداد های اجاره 40494 ـ 16/11/81 و 40493 ـ 16/11/81 تقدیم محاکم عمومی گرگان نموده که پرونده به شعبه پنجم دادگاه عمومی گرگان ارجاع شده است وکیل مذکور در دادخواست تقدیمی خلاصتا اینگونه توضیح داده است که به دلالت سند مالکیت شماره 43100 موکل یک قطعه زمین به مساحت 600 متر مربع جزء پلاک ثبتی 8 فرعی از 107 اصلی مفروز و مجزی شده از مزرعه چاله باغ واقع در بخش 3 گرگان را مالک است که قطعه زمین موصوف جزء اراضی تحت تصرف اعضای شرکت تعاونی مسکن کارکنان راه و ترابری می باشد که پس از تفکیک منتهی به صدور سند مالکیت بنام احدی از اعضاء و النهایه پس از نقل و انتقالات رسمی سند به نام موکل صادر شده است در حین انتقال سند مسیول وقت اداره ثبت اسناد و املاک [با] تقاضای متولی موقوفه ب. مبنی بر اینکه قطعه زمین موصوف جزء موقوفات ب. است به اشتباه اقدام به تنظیم قرارداد اجاره شده که حسب سند رسمی مستاجر ملک مالک آن بوده و متولیان سابق و فعلی هیچگونه دلیل و مدرک معتبری دال بر موقوفه بودن ملک ندارند و مطابق ماده 473 قانون مدنی در حین قرارداد موجر حداقل مالک منافع عین مستاجره می باشد در صورتی که در این قرار داد اجاره موجر نه مالک منافع است و نه مالک عین و اساسا موقوفه هیچ گونه حقی در این ملک ندارد و قطعه زمین شرکت تعاونی مسکن راه و ترابری در 35 هکتار ملک موقوفه قرار ندارد (موقوفه ب.) و لازم به ذکر است در حین قرارداد اجاره متولی اقدام به دریافت مبالغی تحت عنوان پذیره و اجاره از موکل نموده و لذا با استناد به ماده 22 قانون هیات تقاضای صدور [حکم ابطال] قرارداد های اجاره را نموده است. آقای ح.الف. متعاقبا با تقدیم وکالت نامه ای خود را به عنوان وکیل موقوفه اعلام نموده است. در تاریخ 12/7/90 شعبه پنجم دادگاه عمومی گرگان با حضوری وکیل خواهان تشکیل شده است وکیل اوقاف نیز لایحه ای تقدیم دادگاه نموده که پیوست است. وکلای خواهان خوانده حاضرند وکیل خواهان دعوی را به شرح دادخواست اعلام و وکیل خوانده با اعلام این مطلب که برابر قانون ابطال اسناد اصلاحات ارضی نسبت به اراضی مرقوم این اسناد فاقد ارزش قانونی می باشد اعلام داشته که متاسفانه مطابق ماده 147 اصلاحی قانون ثبت بررسی این ملک سند صادر شده در حالی که طبق سند اجاره اقرار به وقفیت شده است و ضمنا به عدم تقویم خواسته ایراد نموده است و نهایتا تقاضای رد دعوی را نموده است. وکیل خواهان مجددا اظهار داشته خواسته صرفا ابطال قراردادهای اجاره است و شامل استرداد وجه پذیره نمی شود. دادگاه در ادامه وضعیت ثبت پلاک را از اداره ثبت استعلام نموده است که پاسخ آن واصل شده و به شماره 67519 ـ 19/ 9/90 پیوست پرونده است که خلاصتا از این قرار است: شش دانگ یک قطعه زمین ملکی به مساحت 600 متر مربع دارای پلاک 8 فرعی از 107 اصلی بخش 3 گرگان انتقالی از آقایان م. و الف.ف. و ن.چ. حسب سند انتقال 52839 ـ 11/3/56 دفتر 8 گرگان به آقای ر. صادر منجر به صدور سند مالکیت ملکی مفروزه گردیده است که نامبرده آن را به ن.پ. منتقل کرده و اخیرا نیز شش دانگ ملک فوق طی سند قطعی انتقال شماره 70581 و 2/12/69 دفتر خانه 5 گرگان به آقای س.د. منتقل شده و مالک اخیر هم 4 دانگ مشاع پلاک فوق را طی سند انتقال 31280 ـ 21/7/73 دفتر 21 گرگان به خانم ک.ق. منتقل کرده است به علاوه هیات نظارت ثبت اسناد و املاک استان گلستان اخیرا در خصوص شکایت متعددی که از ناحیه معترضین که در پلاک 107 اصلی تصرفات مالکانه داشته و در خارج از مزرعه موقوفی آقای ب. و خارج از حدود وقف نامه قرار داشته اند رای شماره 994 ـ 27/10/89 را صادر کرده است و.. . برابر رای و نقشه تحدید حدود ملک مذکور دارای پلاک 8 فرعی خارج از مزرعه موقوفه م.ب. می باشد که رای هیات نظارت قطعی شده است دادگاه سپس طی دادنامه شماره 400301 ـ مستندا به سند رسمی پیوست دادخواست و پاسخ استعلام ثبتی و منتفی بودن وقفیت پلاک متنازع فیه و اینکه موجبی برای قرارداد اجاره وجود ندارد و دلیل بر مالکیت موقوفه نسبت به عین و منافع ارایه نشده دعوی مطروحه را وارد دانسته و ضمن صدور حکم بر ابطال دو فقره قراردادهای صدرالاشاره خواندگان را به پرداخت خسارات دادرسی متساویا در حق خواهان محکوم نموده است که با تجدیدنظرخواهی موقوفه نسبت به دادنامه فوق الاشعار شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان گلستان ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه معترض عنه را تایید کرده است که در این مرحله نسبت به دادنامه مرقوم فرجام خواهی شده و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه رجاع شده که توسط دفتر ثبت و تکمیل گردیده و اینک تحت نظر است این لایحه اعتراضیه فرجام خواه خلاصتا از این قرار است:
بنا به قرار داد رسمی اجاره 40494 و اقرار صریح خواهان در ارتباط با موقوفه است و موضوع سند مربوط به اعیان بوده است و نه عرصه خواهان با حضوری در دفترخانه مبادرت به تنظیم قرار داد اجاره با موقوفه نموده وقفیت ملک در پرونده کلاسه 346/65 صادره از شعبه ششم قطعیت یافته که مهر تاییدی بر وقفیت کل پلاک 107 اصلی می باشد و لذا نقض دادنامه فرجام خواسته را درخواست کرده است پرونده حکایت دیگری ندارد.

رای شعبه دیوان عالی کشور
خواسته دعوی به صراحت مندرجات دادخواست تقدیمی ابطال دو فقره اجاره نامه های مستند دعوی است که فی مابین خواهان و خوانده دعوی اصلی تنظیم شده با این عنوان که عین مستاجره به دلالت سند رسمی پیوست دادخواست ملک شخصی مستاجر بوده و به این ترتیب تنظیم قرارداد اجاره با موقوفه که اصولا مالکیتی در عین یا منافع مستاجره ندارد مطابق قانون نمی باشد. بند الف ماده 368 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی در ارتباط با احکام دادگاه های تجدیدنظر که قابلیت فرجام خواهی دارند احکامی است راجع به اصل نکاح و فسخ آن.. . وقف به این ترتیب صرفا دعاوی که راجع به اختلافات اصل وقف می باشد در زمره آرای قابل فرجام می باشد؛ در حالی که در مانحن فیه اصولا مساله و موضوع اختلاف در اصل وقفیت نیست و رای شماره 9947 ـ 25/10/89 هیات نظارت اداره کل ثبت اسناد و املاک استان گلستان که مبنای پاسخ اداره ثبت به دادگاه در خصوص وضعیت ثبت پلاک موضوع پرونده (107 اصلی بخش 3 گرگان) که کلا ملک موصوف را خارج از مزرعه موقوفه م.ب. اعلام نموده موضوع ادعای وقفیت پلاک موصوف و اختلاف در وقفیت آن را منتفی نموده و طرح و ادعای مجدد فرجام خواه در این خصوص از موقعیت قانونی برخوردار نبوده و اصولا منتفی می باشد و آنچه در پرونده حاضر موضوع دعوی را تشکیل می دهد درخواست ابطال دو فقره سند رسمی اجاره است که متصرف از مقررات بند الف ماده 368 قانون آیین دادرسی می باشد و لذا به لحاظ غیر قابل فرجام بودن دادنامه معنونه فرجام خواهی مردود اعلام می شود.
رییس شعبه 5 دیوان عالی کشور ـ مستشار
معینی ـ جلیلی تقویان

قاضی:
علی معینی , محمدحسن جلیلی تقویان

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 473 - لازم نیست که موجر مالک عین مستاجره باشد ولی باید مالک منافع آن باشد.

مشاهده ماده 473 قانون مدنی

ماده 368 - آرای دادگاههای تجدیدنظر استان قابل فرجام خواهی نیست مگر در موارد زیر: الف - احکام : احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن طلاق نسب حجر و وقف. ب - قرارهای زیر مشروط به این که اصل حکم راجع به آنها قابل رسیدگی فرجامی باشد. 1 - قرار ابطال یا رد دادخواست که از دادگاه تجدیدنظر صادر شده باشد. 2 - قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا.

مشاهده ماده 368 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM