رای قضایی شماره 9309970220701163

رای قضایی شماره 9309970220701163

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970220701163


شماره دادنامه قطعی:
9309970220701163

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/12/09

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
شرایط ترتیب اثر ندادن به اسناد رسمی

پیام رای:
اعتبار سند رسمی و مسولیت انتظامی قضات و مامورین دولتی که به اسناد رسمی ترتیب اثر نمی دهند مربوط به فرضی است که سند رسمی به عنوان دلیل در دادرسی مورد استناد قرار گیرد و نه زمانی که خود موضوع دعوی باشند.

رای دادگاه بدوی
در مورد دعوی خانم ح.خ. با وکالت آقای س.ط. و خانم ح.ح. به طرفیت آقای ح.ص. و آقای ع.ص. با ولایت آقای م.ص. هر دو خوانده با وکالت خانم م.ع. به خواسته صدور حکم بر ابطال سند صلح قطعی شماره.. .. دفتر اسناد رسمی شماره.. . موضوع پلاک ثبتی.. . فرعی از پلاک.. . اصلی با احتساب خسارات دادرسی و کارشناسی بدوا صدور دستور موقت مبنی بر منع نقل و انتقال پلاک ثبتی مزبور که خواسته اصلی به پنجاه و یک میلیون ریال تقدیم شده است خلاصه ادعا این است که بر اساس قرارداد مورخ 1384/10/16 سه دانگ ملک موصوف در تضمین بدهی خوانده ردیف اول به خواهان قرار گرفته و مقرر شده که چنانچه تا تاریخ 1386/10/16 خوانده مزبور دیون مذکور در قرارداد را به خواهان پرداخت ننماید ملک به مالکیت خواهان درآید که با عدم پرداخت دین از نظر خواهان انتقال انجام شده و لذا انتقال قطعی انجام شده طی سند رسمی فوق الذکر به خوانده ردیف دوم با حقوق خواهان در تعارض بوده و لذا خواستار ابطال آن شده است وکیل خواندگان با حضور در جلسات دادرسی و نیز تقدیم لوایح متعدد دفاعیاتی اعلام که اهم آن بدین شرح است 1- امضاء منتسب به خوانده ردیف اول انکار شده و به علاوه ادعا شده که سفید امضاء نیز می باشد 2- از نظر ماهوی وکیل خوانده مدعی صوری بودن قرارداد مورخ 1384/10/16 به جهت عدم پرداخت هر گونه وجه از سوی خواهان به خوانده شده است دادگاه برای بررسی صحت و سقم ادعاهای وکیل خواندگان موضوع را به کارشناسی ارجاع که کارشناس بدوی هیات سه نفره و هیات پنج نفره اصالت امضاء منتسب به خوانده ردیف اول را تایید نموده اند مع‬ الوصف صرفا هیات سه نفره قرارداد را نسبت امضاء به خوانده مزبور سفید امضاء اعلام ولی کارشناسان دیگر و از جمله هیات پنج نفره این ادعا را مردود دانسته اند دادگاه با تقاضای وکلای خواهان از مسجلین ذیل قرارداد که شامل اولاد مشترک طرفین و نیز داور فی‬مابین طرفین است تحقیق نمود که اظهارات ایشان نیز موید تقدم مندرجات قرارداد بر امضایات آن و از جمله امضاء آقای ح.ص. می باشد در مورد ادعای عدم پرداخت وجه نیز قدر متیقن از اظهارات شخص خواهان و سایر مسجلین ذیل قرارداد این است که سابقا بین خواهان و آقای ح.ص. رابطه زوجیت برقرار بوده که مشارالیها با توجه به تمکن مالی پدرش از خودش و طلاهایش و مانند آن برای زندگی مشترک خرج نموده و نیز برای درمان مجروحیت خوانده خرج کرده که بعد از فروش ملک 145 میلیون تومان نزد آقای ص. بوده که قرار شده وی مطالبات خواهان را بدهد که با تنظیم قرارداد مورخ 1384/10/16 مقرر نموده اند که آن پول مال خواهان باشد و خوانده مزبور با آن کار کند و سودش را طبق قرارداد بدهد ودر واقع پول از ابتدا نزد آقای ص. بوده است دادگاه با عنایت به مراتب فوق اولا- با توجه به عدم پرداخت خسارت احتمالی معینه از سوی خواهان در مورد دستور موقت به استناد ماده 319 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد درخواست صادر می نماید ثانیا - در باب اصل خواسته با توجه به عدم احراز سفید امضاء بودن قرارداد و نیز احراز اصالت امضاء خوانده ردیف اول در ذیل آن و با لحاظ اینکه گر چه پول نقد حضورا از سوی خواهان به خوانده تحویل نشده لیکن مندرجات قرارداد موید قصد طرفین بر تنظیم قراردادی جهت اعلام دین خوانده موصوف به خواهان می باشد و اظهارات حاضرین حین تنظیم قرارداد که همگی در جلسه دادرسی مورخ 1392/5/26 این دادگاه حضور یافته اند موید این موضوع است. لذا با توجه به معتبر بودن قرارداد مزبور بین طرفین آن و اینکه با عدم پرداخت دیون از سوی آقای ص. به خواهان تا تاریخ 1386/10/26 سه دانگ سهمی وی از ملک موصوف به ملکیت خواهان در آمده است لذا صلح انجام شده طی سند رسمی موضوع خواسته در واقع معامله فضولی بوده که با طرح دعوی حاضر از سوی خواهان مشارالیها عدم رضایت خود را نسبت به آن و رد عملی آن را اعلام نموده است. بنابراین دادگاه به استناد مواد 247 و251 قانون مدنی و مواد 198-515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر ابطال سند صلح قطعی شماره.. ... دفتر اسناد رسمی شماره.. . تهران صادر نموده و خواندگان را به پرداخت یک میلیون و بیست و پنج هزار ریال بابت هزینه دادرسی هفده میلیون ریال بابت هزینه کارشناس بدوی و هیات پنج نفره کارشناسان و نیز حق الوکاله وکیل طبق تعرفه قانونی در حق خواهان به نحو تساوی محکوم می نماید. رای صادره حضوری ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران می باشد.
دادرس شعبه 15 دادگاه عمومی حقوقی تهران - جعفری افتخار

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقایان الف.ه. و م.ص. به وکالت از آقای ح.ص. و همچنین تجدیدنظرخواهی خانم م.ع. به وکالت از آقای ع.ص. به طرفیت تجدیدنظرخوانده خانم ح.خ. با وکالت آقای س.ط. و خانم ح.ح. نسبت به دادنامه شماره 414 مورخه 1392/5/29 شعبه 15 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم به ابطال سند صلح قطعی شماره.. .مورخه 1388/1/22 دفتر اسناد رسمی شماره.. . تهران و محکومیت تجدیدنظرخواهان‬ها به پرداخت مبلغ یک میلیون و بیست و پنج هزار ریال بابت هزینه دادرسی و مبلغ هفده میلیون ریال بابت حق‬ الزحمه کارشناسان به عنوان خسارات دادرسی در حق تجدیدنظرخواه صادر گردیده دادگاه نظر به اینکه آنچه وکلا تجدیدنظرخواه با استناد به مواد 22 46 47 48 72 و 73 قانون ثبت اسنادواملاک ایراد به عدم قابلیت استماع دعوی نخستین تجدیدنظرخوانده قبل از صدور حکم قطعی مبنی بر تنفیذ سند مربوط به مستند دعوی و اعتبار سند رسمی موضوع دعوی و مسیولیت انتظامی اعتبار ندادن به آن بیان داشته ‬اند قابلیت انطباق با مقررات مذکور را ندارد زیرا مقنن در مواد 46 47 و 48 قانون ثبت اسنادواملاک در مقام اضافه نمودن شرطی به شرایط اختصاصی این‬گونه قراردادها و تشریفاتی نمودن آن نبوده و آنچه در ماده 48 قانون ثبت بیان گردیده دلالت بر بی‬ اعتباری و بطلان اینگونه قراردادها نداشته بلکه مقنن دلیلیت سند عادی به خودی خود و به صرف ارایه و بدون رسیدگی قضایی نسبت به وقوع چنین معاملاتی را نپذیرفته و به همین اعتبار بوده که از اصصلاح عدم پذیرش سند استفاده نموده و قیدی از بطلان و بی اعتباری معامله ننموده مضافا اینکه موکول نمودن اعتبار چنین اسنادی به تنفیذ آن بوسیله حکم دادگاه قطع نظر از اینکه با معنی اصصلاحی تنفیذ انطباقی نداشته نمی توان هم با برداشت غیرصحیح از مقررات ثبت نفی آن را مطلق از عمل حقوقی و هم اثر عمل حقوقی مورد نفی را موکول و محتاج به تنفیذ آن به وسیله حکم قطعی دادگاه نمود و آنچه در مقررات مواد72 و 73 قانون ثبت اسنادواملاک در خصوص اعتبار سند رسمی ومسیولیت عدم ترتیب اثردادن به اینگونه اسناد بیان شده زمانی می باشدکه به عنوان دلیل در دادرسی مورداستناد قرار گیرند و نه زمانی که خود موضوع دعوی باشند و مقررات مذکور دلالت بر منع استماع دعوی در خصوص اسناد رسمی را نداشته و فرض ممنوعیت استماع دعوی نسبت به اسناد رسمی یا اعتبار مطلق و غیرقابل خدشه بودن این‬گونه اسناد با توجه به مقررات ماده 71 قانون دفاتر اسناد رسمی وکانون سردفتران و دفتریاران مصوب 1354 قابلیت توجیه و پذیرش را ندارد و صرف ارسال اظهارنامه از ناحیه تجدیدنظرخواه برای تجدیدنظرخوانده و بیان ادعا خود مبنی بر سفید امضاء دانستن اوراقی در نزد وی دلیل محسوب نمی‬گردد تا عدم توجه به آن دردادرسی نخستین از جهات خدشه بر دادنامه تجدیدنظرخواسته محسوب گردد و آنچه موردگواهی گواهان قرار گرفته توافق تجدیدنظرخواه و تجدیدنظرخوانده موضوع سند عادی مورخه 1384/10/16 بوده و عدم بیان وگواهی در خصوص روابط اولیه ای که منجر به توافق مذکور شده نمی‬تواند از موجبات خدشه بر گواهی گواهان باشد و درخصوص موضوع عدم توجه به اعتراض به نظریه هیات پنج نفره کارشناسی توسط دادگاه محترم نخستین و عدم ارجاع موضوع به هیات هفت نفره کارشناسی قطع نظر از اینکه ابتدایا اصل امضاء مورد انکار بوده و سپس موضوع ادعا سفید امضاء مطرح گردیده و اینکه موضوع سفید امضاء بودن سند چه میزان مبتنی بر معیارهای فنی و تجهیزاتی می‬باشد یا حدسی و نه قطعی و یقینی اساسا عدم ترتیب اثر دادن یک نظریه کارشناسی یا هیات کارشناسی و نتیجتا ارجاع به هیات یا هیات دیگرکارشناسی با توجه به مقررات ماده 265 قانون آیین دادرسی مدنی ملازمه با عدم مطابقت نظرکارشناسی با اوضاع و احوال محقق و معلوم مورد کارشناسی دارد و در مانحن‬ فیه با توجه به مودای گواهان مغایرتی احراز نشده و نمی‬شود و درخصوص فرض توصیفی توافق قید شده در سند به معامله با حق استرداد و سند استقراضی و معاملات موضوع مواد 33 و 34 و 39 قانون ثبت اسنادواملاک توسط وکلا تجدیدنظرخواه نظر به اینکه عقود وثیقه‬ ای که مشتمل بر رهن و معاملات با حق استرداد می‬باشدکه خود دارای شرایط و ارکانی می‬باشد که در توصیف قرارداد موضوع سند مورخه 1384/10/16 نمی توان به این شرایط و ارکان توجه نداشت و در مانحن‬ فیه حق استیفاء دین از محل فروش ملک پس از سررسید دین و یا ایجاد حق فسخ قرارداد برای مدت معین و با مبلغ عوض قرارداد نشده تا توافق مندرج در سند مذکور قابلیت توصیف با عقد رهن و یا معاملات با حق استرداد را داشته باشد بلکه عبارت قید شده در سند مذکور که اعلام داشته که سه دانگ فوق پس از انقضای 1386/10/16 متعلق به خانم ح.خ. می‬باشد و صیغه آن جاری گردید قابلیت توصیف با عقد معلقی را داشته که با انشاء عقد اثر آن معلق به عدم تادیه مبلغ یکصدوچهل و پنج تومان قبل از تاریخ 1386/10/16 گردیده و قید تضمین در سند ماهیت مورد توافق را تغییر نمی‬دهد کمااین‬که برای موکول نمودن اثر عقد به عدم پرداخت مبلغ مذکور در موعد تعیین شده از قید تضمین استفاده شد که قید مذکور نه تنها این قابلیت را نداشته که بتوان توافق مذکور را با عقد رهن یا معامله با حق استرداد مورد ادعا وکلا تجدیدنظرخواه توصیف نمود چیزی که وکلا تجدیدنظرخواه جزم در ادعا نداشته ‬اند لهذا بنابرمراتب مذکور و نظر به اینکه از ناحیه وکلا تجدیدنظرخواه ایراد و اعتراض موجه و مستدلی که نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را ایجاب نماید به عمل نیامده و تجدیدنظرخواهی واصله انطباقی با هیچ یک از جهات قیدشده در ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی را نداشته مستندا به ماده 358 همان قانون ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید و استوار می‬نماید رای صادره قطعی می باشد.
رییس و مستشار شعبه 7 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
کوهکن - شریعت

قاضی:
کوهکن , شریعت , جعفری افتخار

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 247 - معامله به مال غیر جز به عنوان ولایت یا وصایت یا وکالت نافذ نیست ولو این که صاحب مال باطنا راضی باشد ولی اگر مالک یا قائم مقام او پس از وقوع معامله آن را اجازه نمود در این صورت معامله صحیح و نافذ می شود.

مشاهده ماده 247 قانون مدنی

ماده 251 - رد معامله ی فضولی حاصل می شود به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر عدم رضای به آن نماید.

مشاهده ماده 251 قانون مدنی

ماده 319 - دادگاه مکلف است برای جبران خسارت احتمالی که از دستور موقت حاصل می شود از خواهان تامین مناسبی اخذ نماید. در این صورت صدور دستور موقت منوط به سپردن تامین می باشد.

مشاهده ماده 319 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 265 - درصورتی که نظر کارشناس با اوضاع و احوال محقق و معلوم مورد کارشناسی مطابقت نداشته باشد دادگاه به آن ترتیب اثر نخواهد داد.

مشاهده ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM