رای قضایی شماره 9209970220100048

رای قضایی شماره 9209970220100048

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9209970220100048


شماره دادنامه قطعی:
9209970220100048

تاریخ دادنامه قطعی:
1392/01/27

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
طرح دعوی علیه متوفی

پیام رای:
چنانچه بعد از طرح دعوی مشخص شود که خوانده قبل از طرح دعوی فوت نموده باید قرار عدم استماع صادر شود و دادگاه نمی تواند دعوی را به طرفیت ورثه ادامه داده و در ماهیت رای صادر نماید.

رای دادگاه بدوی
آقای ک.الف. به وکالت مستقیم و به واسطه از خانم ها ک. و گ.ز. و م.ش. دادخواستی به طرفیت آقایان 1- ر.م. 2- د.ر. و 3-ض.م. با وکالت آقای ی.خ. به خواسته تخلیه عین مستاجره به دلیل تغییر شغل با جمیع خسارات قانون و دادرسی تقدیم که در تاریخ 28/10/89 به این شعبه ارجاع شده است. در شرح دادخواست بیان شده مرحوم ر.ز. مورث خواهان ها به موجب سند اجاره یک باب مغازه جزو پلاک ثبتی 1335/6736 را جهت کفاشی به خوانده ردیف اول اجاره داده و طبق بند 3 شروط قرارداد حق انتقال به غیر و تغییر شغل بدون موافقت مالک (موجر) از مستاجر سلب شده است لیکن خوانده ردیف اول مورد اجاره را به خوانده دوم و ایشان نیز به خوانده سوم منتقل نموده ضمن آنکه شغل مورد توافق نیز به خیاطی تغییر یافته است. آقای ی.خ. به وکالت از آقای س.م. احد از خواندگان اظهار داشته با اعطای مهلت یک ماهه از جانب دادگاه نسبت به صلح و سازش و جلب رضایت خواهان ها اقدام می شود در مرحله بعد آقای ی.خ. اظهار داشته رضایت آقای م.ز. اخذ و در ضمن آقای ر.م. از خواندگان فوت نموده است. با استعلام از ثبت احوال فوت مرحوم م. تایید می شود بر همین اساس آقای ک.الف. ورثه مرحوم م. را به اسامی آقا و خانم ها پ. م. و ش.م. اعلام می دارد. قرار ارجاع امر به کارشناس رسمی دادگستری صادر و نظریه کارشناسی نیز صادر شده که با اوضاع و احوال موضوع مطابقت دارد لازم به ذکر است وکیل احد از خواندگان (س.م.) در مقام دفاع اظهار داشته مرحوم ر.ز. دارای.. . از شش دانگ کل مغازه 12 متری می باشد. ضمنا سایر موجرین نسبت به ادامه رابط استیجاری اعتراضی ندارند و ملک مشاعی قابل افراز نمی باشد. با عنایت به اینکه 1- روابط استیجاری مورث خواهان ها و خوانده ردیف اول 2- انتقال منافع بدون اذن موجر و جواز قانونی به خواندگان ردیف دوم و سپس ردیف سوم 3- تغییر شغل از کفاشی به خیاطی محرز می باشد و مشاعی بودن سهم خواهان ها در ملک استیجاری مانع استیفای حقوق آنها نیست لذا دعوای مطروحه ثابت و مسلم تشخیص می گردد بر همین اساس و به استناد مواد 1 10 بند 7 ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 با اصلاحات بعدی و ماده 519 قانون آیین دادرسی مدنی و با رعایت ماده 43 قانون اجرای احکام مدنی حکم به تخلیه عین مستاجره و الزام خواندگان به پرداخت هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل طبق تعرفه در حق خواهان صادر و اعلام می گردد. این رای نسبت به آقایان د.ر. و س.م. حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض نزد محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد و نسبت به آقا و خانم ها پ. م. و ش.م. غیابی و ابتدا ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل واخواهی نزد این مرجع و سپس ظرف مدت بیست روز دیگر پس از انقضای مهلت واخواهی قابل اعتراض نزد محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 42 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ رجبی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی آقایان س.م. و م.ر. به طرفیت خانم ها ک. و گ. هر دو ز. و م.ش. نسبت به دادنامه شماره 86 مورخه 6/4/91 شعبه 42 دادگاه عمومی تهران متضمن تخلیه عین مستاجره صادر گردیده وارد است زیرا به دلالت پاسخ اداره ثبت احوال به شماره 922356 ف/13اداره ثبت احوال طالقان آقای ر.م. (خوانده ردیف اول دادخواست بدوی) در تاریخ 22/3/1383 سال ها قبل از تاریخ تقدیم دادخواست (28/10/89) فوت کرده و طرح دعوی مطروحه به نحو مذکور قابلیت پذیرش نداشته فلذا این دادگاه به تجویز ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته را نقض مستندا به ماده 2 قانون مرقوم قرار عدم استماع دعوی یادشده را صادر و اعلام می دارد. رای صادره قطعی است.
مستشاران شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان تهران
خشنودی ـ صلاتی

قاضی:
خشنودی , صلاتی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 519 - خسارات دادرسی عبارتست از هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل و هزینه های دیگری که به طور مستقیم مربوط به دادرسی و برای اثبات دعوا یا دفاع لازم بوده است از قبیل حق الزحمه کارشناسی و هزینه تحقیقات محلی.

مشاهده ماده 519 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 43 ـ در مواردی که حکم خلع ید علیه متصرف ملک مشاع به نفع مالک قسمتی از ملک مشاع صادر شده باشد از تمام ملک خلع ید می شود ولی تصرف محکوم له در ملک خلع ید شده مشمول مقررات املاک مشاعی است.

مشاهده ماده 43 قانون اجرای احکام مدنی

ماده 14 ـ در موارد زیر موجر می تواند حسب مورد صدور حکم فسخ اجاره یا تخلیه را از دادگاه درخواست کند دادگاه ضمن حکم فسخ اجاره دستور تخلیه مورد اجاره را صادر می نماید و این حکم علیه مستاجر یا متصرف اجرا و محل تخلیه خواهد شد. 1 ـ در موردی که مستاجر مسکن بدون داشتن حق انتقال به غیر در اجاره نامه و یا در موردی که اجاره نامه ای در بین نباشد مورد اجاره را کلا یا جزئا به هر صورتی که باشد به غیر واگذار نموده یا عملا از طریق وکالت یا نمایندگی و غیره در اختیار و استفاده دیگری جز اشخاص تحت الکفاله قانونی خود قرار داده باشد. 2 ـ در موردی که عین مستاجره به منظور کسب یا پیشه و یا تجارت خود مستاجر اجاره داده شده و مستاجر آن را به عناوینی از قبیل وکالت یا نمایندگی و غیره عملا به غیر واگذار کند بدون این که طبق ماده 19 این قانون با مستاجر لاحق اجاره نامه تنظیم شده باشد. 3 ـ در صورتی که در اجاره نامه محل سکنی حق فسخ اجاره هنگام انتقال قطعی شرط شده باشد مشروط به این که خریدار بخواهد شخصا در مورد اجاره سکونت نماید و یا آن را برای سکونت اولاد یا پدر. یا مادر یا همسر خود تخصیص دهد. در این صورت اگر خریدار تا سه ماه از تاریخ انتقال ملک برای تخلیه مراجعه ننماید درخواست تخلیه به این علت تا انقضای مدت اجاره پذیرفته نمی شود. 4 ـ در صورتی که مورد اجاره محل سکنی بوده و مالک پس از انقضای مدت اجاره احتیاج به مورد اجاره برای سکونت خود یا اشخاص مذکور در بند فوق داشته باشد. 5 ـ هر گاه مورد اجاره محل سکنی در معرض خرابی بوده و قابل تعمیر نباشد. 6 ـ در صورتی که از مورد اجاره محل سکنی بر خلاف منظوری که در اجاره نامه قید شده استفاده گردد. 7 ـ در مورد محل کسب و پیشه و تجارت هر گاه مورد اجاره برای شغل معینی اجاره داده شده و مستاجر بدون رضای موجر شغل خود را تغییر دهد مگر این که شغل جدید عرفا مشابه شغل سابق باشد. 8 ـ در صورتی که مستاجر در مورد اجاره تعدی یا تفریط کرده باشد. 9 ـ در صورتی که مستاجر در مهلت مقرر در ماده 6 این قانون از پرداخت مال الاجاره یا اجرت المثل خودداری نموده و با ابلاغ اخطار دفترخانه تنظیم کننده سند اجاره یا اظهارنامه ( در موردی که اجاره نامه عادی بوده یا اجاره نامه ای در بین نباشد) ظرف ده روز قسط یا اقساط عقب افتاده را نپردازد. در این مورد اگر اجاره نامه رسمی باشد موجر می تواند از دفترخانه یا اجرای ثبت صدور اجرائیه بر تخلیه و وصول اجاره بها را درخواست نماید. هر گاه پس از صدور اجرائیه مستاجر اجاره بهای عقب افتاده را تودیع کند اجرای ثبت تخلیه را متوقف می کند ولی موجر می تواند به استناد تخلف مستاجر از پرداخت اجاره بها از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجر را بنماید. هر گاه اجاره نامه عادی بوده یا سند اجاره تنظیم نشده باشد موجر می تواند برای تخلیه عین مستاجره و وصول اجاره بها به دادگاه مراجعه کند. در موارد فوق هر گاه مستاجر قبل از صدور حکم دادگاه اضافه بر اجاره بهای معوقه صدی بیست آن را به نفع موجر در صندوق دادگستری تودیع نماید حکم به تخلیه صادر نمی شود و مستاجر به پرداخت خسارت دادرسی محکوم و مبلغ تودیع شده نیز به موجر پرداخت می گردد ولی هر مستاجر فقط یک بار می تواند از این ارفاق استفاده کند حکم دادگاه در موارد مذکور در این بند قطعی است. تبصره 1 ـ در صورتی که مستاجر دو بار ظرف یک سال در اثر اخطار یا اظهارنامه مذکور در بند 9 این ماده اقدام به پرداخت اجاره بها کرده باشد و برای بار سوم اجاره بها را در موعد مقرر به موجر نپردازد و یا در صندوق ثبت تودیع ننماید موجر می تواند با تقدیم دادخواست مستقیما از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجر را ننماید. حکم دادگاه در این مورد قطعی است. تبصره 2 ـ در صورتی که مورد اجاره به منظوری غیر از کسب یا پیشه یا تجارت اجاره داده شود از هر حیث تابع مقررات مربوط به اجاره محل سکنی خواهد بود. تبصره 3 ـ در مورد بند شش این ماده اگر مستاجر مرکز فساد که قانونا دائر کردن آن ممنوع است در مورد اجاره دایر نماید دادستان علاوه بر انجام وظایف قانونی خود به محض صدور کیفرخواست به درخواست موجر مورد اجاره را در اختیار موجر قرار می دهد. تبصره 4 ـ در صورتی که مستاجر محل سکنی در شهر محل سکونت خود مالک یک واحد مسکونی باشد موجر حق دارد پس از انقضای مدت اجاره تقاضای تخلیه مورد اجاره را بنماید.

مشاهده ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM