در تاریخ 17/7/90 بانو الف.ک. وکیل دادگستری به وکالت از آقایان س. الف. س. و بانو ف.م. و بانوان پ.غ. و ع.ش. دادخواستی به طرفیت آقای ح.ه. اداره اوقاف و امورخیریه و اداره ثبت
اسناد و املاک و س.ف. به خواسته 1- اثبات
موقوفه بودن پلاک ثبتی 6050 بخش 20 به نام مرحوم الف.ح. 2- الزام خوانده ردیف سوم به ثبت نمودن به نام الف.ح. به دادگاه عمومی تسلیم و توضیح داده: موکلین و
ارث مرحوم الف.م. می باشند نامبرده طبق تقسیم نامه عادی
موقوفه شماره 6050 بخش 20 در را از ماترک مرحوم الف.ب. به
ارث برده از آنجا که ملک طبق نیت واقف به بخشش به بینوایان و اتیام وقف گردیده است می باید بر طبق نیات واقف عمل گردد لکن خوانده ردیف اول مدتی است که پلاک را در تصرف دارد و با اداره اوقاف
قرارداد اجاره منعقد نموده. از آنجا که در اداره ثبت اسناد پلاک در دفتر توزیع ثبت مالک نامعلوم و مجهول قید و به ثبت نرسیده لکن طبق مدارک و مستندات پلاک
موقوفه متعلق به جد موکلین یعنی الف.ب. می باشد که حتی در ذیل اظهارات پدر موکلین در سال 1402 هجری قمری آقای حاجی م.غ. اظهارات را تایید و امضا نموده است و تقاضای صدور حکم به شرح خواسته دارد تصویر مستندات پیوست و رسیدگی به پرونده به شعبه اول دادگاه مرقوم محول شده است وکیل خواهان ها در جلسه دادرسی ضمن ادای توضیح در مورد پیشینه امر اظهار می دارد در پرونده قبلی موضوع اثبات مالکیت مطرح شد و در مرحله تجدیدنظر به این دلیل دعوی اثبات مالکیت مسترد گردید که دست نوشته مورث موکلین مبنی بر وقف بودن پلاک به نام پدر وی کشف گردید و حتی یک نسخه از دست نوشته پیوست لایحه گردید لذا وقف پلاک به نام الف.ب. می باشد که رای ماخوذه از طرف اداره اوقاف ( مبنی بر
موقوفه بودن پلاک) که بدون طرف قراردادن موکلین درآن پرونده می باشد مخدوش است نماینده اداره اوقاف در جلسه دادرسی اظهار داشته: خواهان ها ابتدا دعوی اثبات مالکیت طرح کرده اند که درشعبه اول دادگاه عمومی درجریان رسیدگی قرار گرفته و منتهی به صدور قرار عدم استماع دعوی و حکم بر بطلان دعوی خواهان ها گردیده و در شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان مورد تایید قرار گرفته است سپس اداره اوقاف و امور خیریه دادخواستی به خواسته اثبات
وقفیت پلاک 6050 به استناد محتویات پرونده های قبلی که اهم آنها نظریه کارشناس بود تقدیم داشته که شعبه اول دادگاه عمومی رای بر
موقوفه بودن پلاک مذکور صادر می نماید که اعتراضی نسبت به آن به عمل نیامده است. با این ترتیب طرح دعوی با خواسته اثبات
وقفیت پلاک 6050 درحالیکه
وقفیت آن طبق دادنامه ای که تقدیم خواهد شد ثابت وقطعی گردیده وجه قانونی ندارد ودرخور رد است و در مورد ثبت نمودن
موقوفه به نام الف.ح. به استناد تقسیم نامه ای بدون تاریخ و با این مضمون که آقای الف.م. به عنوان احد از
وراث ذیل آن را امضاء نموده و چنانچه به خط آخر دقت شود به صراحت اعلام شده که همگی مبالغ مذکور را (که یکی از آنها پلاک 6050 می باشد) دریافت نموده ایم. آیا در تقسیم نامه مذکور نامی از
موقوفه الف.ح. برده شده است؟ از طرفی قطعه زمین مذکور درحال حاضر در تصرف آقای ه. است که حتی برای مدتی رابطه استیجاری با این اداره داشته است. دادگاه کفایت رسیدگی را اعلام و نظر به اینکه سابقا و به موجب دادنامه شماره 900782 صادره از همین دادگاه که قطعیت یافته
موقوفه بودن پلاک مورد بحث ثابت گردیده طرح دعوی مبنی بر اینکه
موقوفه یاد شده به نام الف.ح. ثبت شود از مصادیق دعاویی است که بر فرض ثبوت اثر قانونی ندارد زیرا پس از وقف ملک نفعی از این حیث برای
وراث متصور نیست لذا دادگاه هیچ یک از دعاوی مطروحه را قابل استماع ندانسته و قرار عدم استماع آنها را صادر می نماید. وکیل خواهان ها به رای دادگاه اعتراض و درخواست تجدیدنظر نموده است. شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان ضمن رد تجدیدنظرخواهی رای تجدیدنظرخواسته را مورد تایید قرار داده است. وکیل خواهان ها نسبت به این رای فرجام خواهی کرده و اعتراض وی خلاصتا اینست که هر چند حکم به
وقفیت ملک صادر شده اما معلوم نیست چه کسی آنرا وقف نموده از طرفی نیت واقف این بوده که عایدی
موقوفه برای تامین معیشت بینوایان و ایتام مصرف گردد ولی هم اکنون مورد وقف به جهاتی دیگر غیر از نیت واقف مصرف می گردد و تقاضای نقض دادنامه را دارد. اداره اوقاف نیز لایحه ای تقدیم داشته و به اعتراض های فرجام خواه پاسخ گفته پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و رسیدگی به این شعبه محول شده است متن آرای صادره و لوایح طرفین هنگام شور قرایت می شود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش آقای علی خوشوقتی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد :