محتویات پرونده حاکی از این است که آقای م. به موجب دادنامه شماره 500550- 1392/03/27 صادره از شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی شهرستان.. . به شرح و استدلال منعکس در متن دادنامه مذکور به جرم سه فقره
سرقت مستوجب تعزیر(
سرقت سیم های مسی مربوط به شبکه کابل هوایی برق) با لحاظ تعدد به تحمل پنج سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی و رد مثل مال مسروقه یا بهای آن در حق اداره شاکی محکوم گردیده است. نامبرده از طریق وکیل خود به این رای اعتراض نموده که شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان.. . بر اساس دادنامه شماره 2100632- 1392/06/13 اعتراض ایشان را رد و دادنامه تجدیدنظر خواسته را عینا تایید نموده است و حالا ملاحظه می شود که محکوم علیه نامبرده با تقدیم لایحه ای خطاب به ریاست محترم دیوان عالی کشور بدین خلاصه و مضمون که شخصی به نام ق. در حضور سه نفر شاهد اقرار و اعتراف نموده است: «ما گاراژ م. را آتش زده و سیم و کابل را برای متهم کردن او به داخل گاراژ انداخته ایم و بعد با آگاهی.. . تماس گرفته ایم.» و بر این اساس تقاضای تجویز اعاده دادرسی نموده است که پرونده متشکله پس از ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور به منظور رسیدگی به درخواست ایشان به این شعبه ارجاع گردیده است. به منظور روشن شدن واقع پرونده محاکماتی مربوطه مطالبه گردید که محتویات پرونده نیز حکایت از صحت ادعای متقاضی اعاده دادرسی داشت. بدین توضیح که دادستان عمومی و انقلاب.. . به موجب نامه شماره 921045 ج ک – 1393/08/20 خطاب به رییس دادگستری استان.. . مرقوم داشته است: «پس از ارسال پرونده به اجرای احکام و انجام اقدامات اجرایی محکوم علیه شهودی به نام های غ. و ف. معرفی نموده است که حسب اظهارات اخذشده از آنان شخصی به اسم ق. در حضور آنان اقرار نموده است که دو گونی سیم و کابل مسروقه را در داخل گاراژ کارگاه متعلق به محکوم علیه انداخته و به پلیس آگاهی زنگ زده و او را گیر انداخته است و.. .» که رییس کل دادگستری استان.. . نیز از طریق معاون قضایی خود دستور رسیدگی به شکایت ایشان علیه فرد یادشده را صادر نموده است.