رای قضایی شماره 9109970221001730

رای قضایی شماره 9109970221001730

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9109970221001730


شماره دادنامه قطعی:
9109970221001730

تاریخ دادنامه قطعی:
1391/12/07

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
رد دعوی فسخ قرارداد

پیام رای:
فسخ قرارداد باید نخست اعمال و به طریقه اطمینان آوری به طرف مقابل اعلام و سپس تنفیذ آن از دادگاه درخواست شود.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوی آقای ص. به طرفیت آقای ن.ی. به خواسته صدور حکم بر فسخ اجاره نامه مورخه 10/12/90 به علت تخلف از مفاد اجاره نامه و تخلیه مورد اجاره با احتساب خسارات دادرسی. خواهان توضیحا اظهارداشته «طبق اجاره نامه عادی منزل مسکونی خود به پلاک ثبتی.. . بخش.. . تهران را جهت سکونت به خوانده اجاره داده ام. ایشان بدون اجازه بنده آن را به تجاری تبدیل و استفاده می نماید»; تقاضای رسیدگی و صدور حکم به شرح ستون خواسته را نموده است. دادگاه توجها به جمیع اوراق و محتویات پرونده مستندات ابرازی احراز مالکیت خواهان و رابطه استیجاری فی مابین طرفین بنابر کپی مصدق اجاره نامه مورخه مذکور که آپارتمان طبقه سوم به مساحت 95 متر مربع به منظور استفاده مسکونی و سکونت در آن به خوانده به اجاره واگذار شده است و در بند 1-6 قرارداد قید شده که مستاجر نمی تواند مورد اجاره را برخلاف منظور قرارداد استفاده نماید و اینکه به موجب کپی مصدق اقرارنامه مورخه 28/1/1391 خوانده اقرارکرده که بدون اجاره مالک مورد اجاره را تغییرداده است و کپی برگ دعوت جهت رسیدگی و تعیین مالیات نیز موید این امر می باشد که از محل استفاده تجاری می شود بنابراین تخلف خوانده از مفاد قرارداد محرز می باشد و مطابق ماده 492 قانون مدنی اگر مستاجر عین مستاجره را در غیرموردی که در اجاره ذکر شده باشد استعمال کند... موجر حق فسخ اجاره را خواهد داشت و خواهان با تقدیم دادخواست تقاضای فسخ اجاره را نموده است و با توجه به اینکه خوانده هم با وصف ابلاغ قانونی اخطاریه و استحضار از وقت رسیدگی و دعوی مطروحه در جلسه دادگاه حاضرنشده دفاع ایراد و تکذیبی نسبت به دعوی خواهان و مستندات ابرازی وی به عمل نیاورده و دلیلی بر مشروعیت عمل خویش و اذن از ناحیه خواهان ارایه نکرده است فلذا دادگاه دعوی مطروحه را وارد تشخیص به استناد ماده مذکور از همان قانون و مواد 515 و 519 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم بر فسخ اجاره نامه مورخه مذکور و تخلیه مورد اجاره (آپارتمان پلاک ثبتی مرقوم) و محکومیت وی به پرداخت مبلغ یک صد و بیست و هشت هزار ریال بابت هزینه دادرسی در حق خواهان صادر و اعلام می نماید. رای صادره غیابی و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل واخواهی در همین شعبه دادگاه سپس ظرف بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 190 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ موسی وند

رای دادگاه تجدیدنظر استان
دادنامه تجدیدنظرخواسته تحت شماره 592-11/7/90 صادره از شعبه 190 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم بر فسخ قرارداد عادی اجاره مورخ 10/12/90 و تخلیه عین مستاجره به همراه خسارت دادرسی صادر گردیده موافق مقررات و اصول دادرسی نمی باشد و بر استنباط محکمه نخستین خدشه و اشکال وارد است. زیرا قطع نظر از اینکه به موجب ماده 7 قرارداد کلیه خیارات به توسط طرفین قرارداد ساقط گردیده است با عنایت بر اینکه فسخ از اعمال حقوقی بوده که باید به توسط شخصی که این حق برای او ایجاد شده اعمال گردد و مراتب اعمال حق فسخ به طریقه اطمینان آور به طرف مقابل اعلام و در نهایت تایید آن را از مرجع قضایی درخواست دارد و محکمه نمی تواند نسبت به اعمال حق فسخ اقدام نماید و اساسا مطالبه فسخ قرارداد از مرجع قضایی فاقد توجیه حقوقی بوده و پذیرفته نمی باشد. بنابراین دادگاه به لحاظ عدم طرح دعوای صحیح از سوی خواهان و توجه به عدم انقضاء مدت اجاره مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته قرار رد دعوای خواهان را صادر و اعلام می نماید. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 10 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
امی ـ حسین خانی

قاضی:
حسینخانی , امی , موسی وند

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 492 - اگر مستاجر عین مستاجره را در غیر موردی که در اجاره ذکر شده باشد یا از اوضاع و احوال استنباط می شود استعمال کند و منع آن ممکن نباشد موجر حق فسخ اجاره را خواهد داشت.

مشاهده ماده 492 قانون مدنی

ماده 515 - خواهان حق دارد ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی و یا به طور مستقل جبران خسارات ناشی از دادرسی یا تاخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن را که به علت تقصیر خوانده نسبت به اداء حق یا امتناع از آن به وی وارد شده یا خواهد شد همچنین اجرت المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تاخیر تسلیم آن از باب اتلاف و تسبیب از خوانده مطالبه نماید. خوانده نیز می تواند خسارتی را که عمدا از طرف خواهان با علم به غیر محق بودن در دادرسی به او وارد شده از خواهان مطالبه نماید. دادگاه در موارد یادشده میزان خسارت را پس از رسیدگی معین کرده و ضمن حکم راجع به اصل دعوا یا به موجب حکم جداگانه محکوم علیه را به تادیه خسارت ملزم خواهد نمود. در صورتی که قرارداد خاصی راجع به خسارت بین طرفین منعقد شده باشد برابر قرارداد رفتار خواهد شد. تبصره 1 - در غیر مواردی که دعوای مطالبه خسارت مستقلا یا بعد از ختم دادرسی مطرح شود مطالبه خسارتهای موضوع این ماده مستلزم تقدیم دادخواست نیست. تبصره 2 - خسارت ناشی از عدم النفع قابل مطالبه نیست و خسارت تاخیر تادیه در موارد قانونی قابل مطالبه می باشد.

مشاهده ماده 515 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 519 - خسارات دادرسی عبارتست از هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل و هزینه های دیگری که به طور مستقیم مربوط به دادرسی و برای اثبات دعوا یا دفاع لازم بوده است از قبیل حق الزحمه کارشناسی و هزینه تحقیقات محلی.

مشاهده ماده 519 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM