-اولا در فرض سوال که خوانده متعهد به اخذ
سند رسمی یا امتیاز آب برق گاز و یا دیگر اموری شده است که انجام آن بر عهده مراجع رسمی و ادارات دولتی است تعهد خوانده از نوع شرط فعل و تعهد به انجام مقدمات و یا رفع موانع احتمالی است و طرح دعوا به طرفیت وی مبنی بر انجام شرط فاقد منع قانونی است. ثانیا در فرض فوق الاشعار علی الاصول موجبی برای طرف دعوا قرار دادن مراجع رسمی و دولتی وجود ندارد و مفروض آن است که مراجع یادشده حسب مورد با فراهم آوردن مقدمات از سوی خوانده(متعهد) و یا رفع موانع قانونی نسبت به انجام وظایف محوله قانونی اقدام خواهند کرد. 4- دعوای الزام به تنظیم
سند رسمی انتقال قسمتی از ملک به نحو مفروز قبل از تفکیک غیر قابل استماع است و در هر حال تنظیم
صورت مجلس تفکیکی باید وفق مقررات مربوط و از سوی مرجع ذی ربط انجام گیرد و دادگاه مجاز نیست در جریان دادرسی با تعیین کارشناس رسمی نسبت به انجام آن اقدام کند. 5- با توجه به این که تنظیم
صورت مجلس تفکیکی فرع بر صدور پایان کار است و در خصوص بنای نیمه کاره پایان کار صادر نمی شود بنابراین در فرض سوال طرح دعوای الزام به تفکیک و تنظیم
سند رسمی انتقال برای بنای نیمه کاره باید توام با دعوای الزام به تکمیل بنا و اخذ پایان کار طرح شود. 6- برابر ماده 316
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 « دستور موقت ممکن است دایر بر توقیف مال یا انجام عمل و یا منع از امری باشد» و از سوی دیگر املاک فاقد سابقه ثبتی از منظر قانونی قابل نقل و انتقال با سند عادی می باشند؛ لذا در صورت وجود شرایط مقرر قانونی فقدان سابقه ثبتی مانع از صدور دستور موقت مبنی بر عدم نقل و انتقال ملک نیست و از آن جایی که مخاطب این دستور خوانده دعوا است پس از ابلاغ وی از انجام هرگونه معامله نسبت به ملک متنازع فیه ممنوع است.