مقنن در ماده 11 از روی مسامحه «زمان تصویب» قانون را به کار برده است و نظر بر همان زمان لازم الاجرا شدن قانون (آن چنان که در ماده 1 سخن از آن به میان آمده) دارد. وگرنه در مانحن فیه چنان چه قایل به ارتکاب چنین سهوی از ناحیه قانونگذار نباشیم مقرراتی نسبت به قراردادهای
اجاره منعقده در این ظرف زمان نخواهیم داشت. در خصوص ماده 2 با عنایت به آن که قانونگذار رعایت شرایطی چون تنظیم دو نسخه از
اجاره نامه و گواهی دو نفر مورد اعتماد طرفین به عنوان شهود را جهت شمول قانون لازم می داند. چنان چه گواهان در زمان
تنظیم قرارداد فوق حضور نداشته اند لکن قبل از ارایه¬ی
اجاره نامه به مقام قضایی مراتب را گواهی نمایند درخواست تخلیه مسموع خواهد بود. چون مقنن تخلیه ی محل های استیجاری مشمول این قانون را بدون هرگونه رسیدگی و با دستور مقام قضایی (و نه دادگاه) میسور می داند. بنابراین چون صدور
دستور تخلیه بدون احضار مستاجر و تطبیق مراتب با نسخه¬ی موجود نزد او صورت می پذیرد دستور مزبور با احراز شرایط شکلی احصا شده در قانون در نسخه¬ی ارایه شده اصدار و اجرا چنان چه مستاجر در این خصوص مدعی حق باشد وقوع ماده 5 ضمن اجرای آن دستور شکایت خود را به دادگاه صالح تقدیم و پس از اثبات حق مورد ادعا و نیز جبران خسارات وارده حکم مقتضی صادر خواهد شد.