نشست قضایی شماره 1400-8642

نشست قضایی شماره 1400-8642

مجموعه کامل نشست های قضایی

نشست قضایی شماره 1400-8642


کد نشست:
1400-8642

تاریخ برگزاری:
1398/02/05

برگزار شده توسط:
استان آذربایجان غربی/ شهر میاندوآب

موضوع:
نحوه رسیدگی مرجع تجدید نظر به رای واخواهی شده در صورت اعلام اشتباهی غیابی بودن رای در شورا

پرسش:
چنانچه در شورای حل اختلاف در رسیدگی بدوی با وجود لایحه دفاعیه خوانده رای غیابی اعلام شود و خوانده واخواهی نماید و رای به نفع خوانده در شورای حل اختلاف صادر شود و خواهان بدوی تجدید نظر خواهی نماید و دادگاه تجدیدنظر صالح متوجه این اشتباه شورا شود نحوه رسیدگی و تکلیف مرجع تجدید نظر چیست؟

نظر هیئت عالی:
در فرض سوال به لحاظ حضوری بودن رای صادر شده رسیدگی در مقام واخواهی و انشای رای بلاوجه و غیر قانونی بوده لذا دادگاه عمومی به عنوان مرجع تجدیدنظر آرای شورای حل اختلاف در صورت اعتراض خواهان بدوی باید ضمن نقض دادنامه واخواهی علیحده رسیدگی (نسبت به دادنامه اولیه) و بر مبنای تبصره 3 ماده 339 و مواد 305 و 306 ق.آ.د.م رای صادر نماید.

نظر اکثریت:
باتوجه به اینکه رای صادره به صورت غیابی اعلام شده و در کل حضوری بوده است و حق واخواهی وجود نداشته است ولی نظر به اینکه نسبت به رای بدوی شورا واخواهی شده و رای در آن خصوص صادر شده است و در نتیجه واخواهی به رای آن تجدیدنظرخواهی شده است توجها به اینکه اولا حق واخواهی وجود نداشته است پس رای صادره در مرحله واخواهی غیر قانونی بوده دادگاه تجدید نظر بایستی ضمن نقض رای تجدید نظر خواسته که در نتیجه واخواهی صادر شده است با تلقی دادخواست واخواهی به عنوان تجدید نظر خواهی اقدام به صدور رای نماید موید این نظر قواعد و اصول دادرسی است و بر مبنای تبصره 3 ماده 339 و 305 و 306 آیین دادرسی مدنی و رای وحدت رویه به شماره6707/310 دیوان عالی کشور است.

نظر اقلیت:
با توجه به اینکه محکوم علیه حق واخواهی نداشته لکن رای واخواهی صادر شده است لذا به نظر می رسد که باید دادگاه تجدید نظر رسیدگی نماید و ضمن تذکر به شورا در خصوص موضوع خواسته تصمیم گیری نماید و در این خصوص تجدید جلسه و تشکیل آن با دعوت طرفین الزامی است دادگاه پس از رسیدگی رای مقتضی را صادر می نماید.

مبحث:
آیین دادرسی مدنی

منبع:
سامانه نشست های قضایی


مواد مرتبط با این نشست قضایی

ماده 339 - متقاضی تجدیدنظر باید دادخواست خود را ظرف مهلت مقرر به دفتر دادگاه صادرکننده رای یا دفتر شعبه اول دادگاه تجدیدنظر یا به دفتر بازداشتگاهی که در آنجا توقیف است تسلیم نماید. هریک از مراجع یادشده در بالا باید بلافاصله پس از وصول دادخواست آن را ثبت و رسیدی مشتمل بر نام متقاضی و طرف دعوا تاریخ تسلیم شماره ثبت و دادنامه به تقدیم کننده تسلیم و در روی کلیه برگهای دادخواست تجدیدنظر همان تاریخ را قید کند. این تاریخ تاریخ تجدیدنظر خواهی محسوب می گردد. تبصره 1 - درصورتی که دادخواست به دفتر مرجع تجدیدنظر یا بازداشتگاه داده شود به شرح بالا اقدام و دادخواست را به دادگاه صادرکننده رای ارسال می دارد. چنانچه دادخواست تجدیدنظر در مهلت قانونی تقدیم شده باشد مدیر دفتر دادگاه بدوی پس از تکمیل آن پرونده را ظرف دو روز به مرجع تجدیدنظر ارسال می دارد. تبصره 2 - درصورتی که دادخواست خارج از مهلت داده شود و یا در مهلت قانونی رفع نقص نگردد به موجب قرار دادگاه صادرکننده رای بدوی رد می شود. این قرار ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ در مرجع تجدیدنظر قابل اعتراض است رای دادگاه تجدیدنظر قطعی است. تبصره 3 - دادگاه باید ذیل رای خود قابل تجدیدنظر بودن یا نبودن رای و مرجع تجدیدنظر آن را معین نماید. این امر مانع از آن نخواهد بود که اگر رای دادگاه قابل تجدیدنظر بوده و دادگاه آن را قطعی اعلام کند هریک از طرفین درخواست تجدیدنظر نماید.

مشاهده ماده 339 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 305 - محکوم علیه غایب حق دارد به حکم غیابی اعتراض نماید. این اعتراض واخواهی نامیده می شود. دادخواست واخواهی در دادگاه صادر کننده حکم غیابی قابل رسیدگی است.

مشاهده ماده 305 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 306 - مهلت واخواهی از احکام غیابی برای کسانی که مقیم کشورند بیست روز و برای کسانی که خارج از کشور اقامت دارند دو ماه از تاریخ ابلاغ واقعی خواهد بود مگر اینکه معترض به حکم ثابت نماید عدم اقدام به واخواهی در این مهلت به دلیل عذر موجه بوده است. در این صورت باید دلایل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهی به دادگاه صادر کننده رای اعلام نماید. اگر دادگاه ادعا را موجه تشخیص داد قرار قبول دادخواست واخواهی را صادر و اجرای حکم نیز متوقف می شود. جهات زیر عذر موجه محسوب می گردد: 1 - مرضی که مانع از حرکت است. 2 - فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد. 3 - حوادث قهریه از قبیل سیل زلزله و حریق که بر اثر آن تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد. 4 - توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی تقدیم کرد. تبصره 1 - چنانچه ابلاغ واقعی به شخص محکوم علیه میسر نباشد و ابلاغ قانونی به عمل آید آن ابلاغ معتبر بوده و حکم غیابی پس از انقضاء مهلت قانونی و قطعی شدن به موقع اجراء گذارده خواهد شد. درصورتی که حکم ابلاغ واقعی نشده باشد و محکوم علیه مدعی عدم اطلاع از مفاد رای باشد می تواند دادخواست واخواهی به دادگاه صادرکننده حکم غیابی تقدیم دارد. دادگاه بدوا خارج از نوبت در این مورد رسیدگی نموده قرار رد یا قبول دادخواست را صادر می کند. قرار قبول دادخواست مانع اجرای حکم خواهد بود. تبصره 2 - اجرای حکم غیابی منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ تامین متناسب از محکوم له خواهد بود. مگر اینکه دادنامه یا اجرائیه به محکوم علیه غایب ابلاغ واقعی شده و نامبرده در مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ دادنامه واخواهی نکرده باشد. تبصره 3 - تقدیم دادخواست خارج از مهلت یادشده بدون عذر موجه قابل رسیدگی در مرحله تجدیدنظر برابر مقررات مربوط به آن مرحله می باشد.

مشاهده ماده 306 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM