به مجرد عقد نکاح زن مالک مهر است و زوجینی که زوجیت آن ها دایمی باشد به شرطی که ممنوع از
ارث نباشند از یکدیگر
ارث می برند. بنابراین مالکیت
ورثه نسبت به ماترک متوفیٰ مستقر نمی شود مگر بعد از ادای دیونی که به ترکه میت تعلق گرفته است که باید قبل از تقسیم ادا شود. در فرض سوال مهر به عهده زوج بوده و از دیون ممتاز است و از حقوق دینی محسوب می شود و این حق به
ورثه منتقل می شود. لذا
ورثه حق اقامه دعوا به خواسته مطالبه مهر به طرفیت زوج را از محل ماترک زوجه دارند لیکن در مورد اجرت المثل دعوای
وراث قابل استماع نیست چرا که مطالبه اجرت المثل جزء حقوق قانونی زوجه در ایام زوجیت بوده و آن هم در صورتی که زوج تقاضای
طلاق زوجه را داشته باشد به شرط احراز شرایط مطالبه آن «احراز عدم تبرع در انجام امورات منزل» است. از آن جا که دوام زوجیت با فوت منحل شده لذا این دعوا قابلیت استماع نداشته و محکوم به رد است. به علاوه اصل بر تبرعی بودن است. در اجرت المثل تقاضای زوجه و قصد درونی زوجه را باید احراز شود که آیا تبرعی بود یا خیر و الان که فوت کرده می توان گفت تبرعی بوده است چون وقتی خودش مطالبه نکرده نشان از تبرعی بودن عمل وی دارد و
ورثه نمی توانند مطالبه کنند.