پاسخ سوال منفی است چرا که اولا: در قانون و فقه امامیه در این خصوص تصریحی وجود ندارد و انحلال نیاز به نص خاص دارد. به علاوه اگر قانونگذار می خواست موت فرضی را از موارد انحلال نکاح بداند به آن تصریح کرده و حداقل درخواست صدور حکم موت فرضی را از طرف زن غایب برای اعلام انحلال نکاح پیش بینی می کرد؛ همان طور که درخواست صدور حکم موت فرضی از ناحیه
ورثه را برای تعیین وضعیت اموال غایب پیش بینی کرده است. ثانیا: حکم ماده 1029
قانون مدنی که از فقه سرچشمه گرفته است استنباط عدم انحلال نکاح را تقویت می کند چرا که شارع مقدس و قانونگذار برای انحلال نکاح و اطمینان از انحلال آن تقاضای
طلاق را برای زن پیشنهاد کرده است و از این جهت که قبل از صدور حکم
طلاق احتمال مرگ غایب را می دهد نگاه داشتن عده وفات را برای زن غایب الزامی دانسته است. ثالثا: اصل بر بقای نکاح است و در مورد شک و تردید باید به اصل استناد کرد (الاصل دلیل حیث لا دلیل له) و بقای زوجیت را استصحاب کرد. رابعا: خلاف عقل و منطق است که رابطه حقیقی زوجیت با فرضی که هر آینه ممکن است خلاف آن ثابت شود از بین برود؛ به عبارت دیگر فرض مرگ غایب را وسیله انحلال رابطه حقیقی زوجیت قرار داد. بنابراین عدم تاثیر حکم موت فرضی نسبت به ازدواج با عقل و منطق و اصول حقوقی بیشتر وفق دارد.