الف) انحلال قراردادها در سه حالت کلی امکان پذیر است 1ـ به تراضی که همان
اقاله و تفاسـخ است. 2ـ با دخالت یک اراده که ایقاع و
حق فسخ است. 3ـ قهری که اراده طرفین نقشی ندارد و به محض وقوع فعل مشروط بدون اراده طرفین عقد
منفسخ می شود. در موضوع سوال اگر منظور و اراده طرفین از عبارت "کان لم یکن" همان شرط فسخ باشد نیاز به اعلام اراده بایع است. شرط
حق فسخ به علت عدم پرداخت ثمن صحیح است و جزء شروط باطل پنج گانه نیست. لذا طبق اصل کلی شرط صحیح است. اصل آزادی اراده و احترام به حاکمیت اراده شروط توافقی مذکور صحیح است. شرط مذکور شرط فعل مادی مثبت است که خریدار مکلف به اجرای آن در موعد معهود است. شرط عدم پرداخت ثمن سبب فسخ است و شرط نتیجه نمی تواند باشد. زیرا شرط نتیجه آن است که وقوع امری در خارج شرط شود. شرط نتیجه در امور اعتباری بوده و آن هم زمانی قابل تحقق و تصور است که انجام یک عمل حقوقی باشد نه استنکاف از یک عمل حقوقی لذا وقایع خارجی که نیاز به فعل مادی دارد نمی تواند شرط نتیجه باشد. مآلا
جعل شرط مرقوم یک شرط فعل مادی مثبت است حال از آنجایی که تادیه دیون در حقوق دینی صرفا طرف مدیون مسیول است و از جمله افعالی نیست که اشخاص ثالث به حکم محکمه بتوانند اجرا نمایند. لذا اجبار مشروط علیه به تادیه منتفی بوده و صاحب حق شرط (فسخ) می تواند مستقیما دعوی فسخ
قرارداد و استرداد مبیع را تقدیم نماید ماده 238 و 239
قانون مدنی موید موضوع است. لذا با این دیدگاه
جعل شرط مذکور شرط
انفساخ قراردادی نیست و عقد پس از تحقق شرط منحل نمی شود و باید با اراده صاحب حق منحل گردد.