آنچه در تعریف مال اهمیت دارد ارزش عرفی آن است. اگر چیزی حسب عرف دارای ارزش مالی باشد و در عرف مورد داد و ستد قرار گیرد مال محسوب می گردد و بنابراین
سرقت این اموال جرم محسوب می گردد هرچند که از لحاظ شرع مالیت نداشته باشد. هر چند بند الف ماده 267
قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 یکی از شرایط حد
سرقت را مالیت شرعی عنوان داشته است لیکن باید توجه داشت که این شروط فقط ناظر به
سرقت حدی می باشد و نه
سرقت تعزیری ؛ چه آنکه به موجب ماده 276 قانون موصوف چنانچه شرط موصوف (عدم مالیت شرعی ) موجود نباشد از مصادیق
سرقت تعزیری می باشد.از طرفی فلسفه مقررات کیفری حفظ نظم اجتماع می باشد و رفتار شخصی که مرتکب ربایش اموال دیگران می گردد نباید بی پاسخ بماند چه آنکه عدم پاسخ دهی به این رفتار موجب جری شدن دیگران می گردد. علاوه بر این نظریه مشورتی شماره 827/7 مورخ 85/2/12 نیز همسو با این عقیده می باشد. در خصوص اموال مکشوفه نیز در صورت صدور قرار جلب به دادرسی باید دادگاه اتخاذ تصمیم نماید و اشیایی که طبق قانون باید ضبط و معدوم گردند وفق مقررات اقدام و سایر اموالی که مقرره قانونی مبنی بر ضبط یا معدوم نمودن آن نباشد بایستی به مالک مسترد گردد. چنانچه پرونده در دادسرا منتهی به صدور قرار منع تعقیب گردد لازم است که دادسرا چنانچه از مصادیق اموالی باشد که باید طبق قانون ضبط گردد جهت ضبط به دادگاه ارسال دارد و چنانچه لازم است معدوم گردد راسا معدوم نماید و در غیر این صورت به مالک مسترد نماید.