نشست قضایی شماره 1399-7686

نشست قضایی شماره 1399-7686

مجموعه کامل نشست های قضایی

نشست قضایی شماره 1399-7686


کد نشست:
1399-7686

تاریخ برگزاری:
1398/04/10

برگزار شده توسط:
استان اصفهان/ شهر اصفهان

موضوع:
اسقاط حق شکایت کیفری

پرسش:
اگر شاکی و متهم در دفترخانه ی اسناد رسمی نسبت به یکدیگر رضایت و گذشت قطعی خود را بدین شرح اعلام نمایند که طرفین نسبت به یکدیگرهیچ گونه شکایت کیفری یا حقوقی نسبت به گذشته حال یا آینده تحت هر عنوان مجرمانه ندارند و نخواهند داشت و هرگونه شکایت آنها نسبت به یکدیگر چه در حال آینده یا گذشته در مراجع حقوقی و کیفری از درجه اعتبار ساقط می باشد چنانچه هر یک از طرفین بعد از گذشت مدتی از یکدیگر تحت عنوان مجرمانه دیگر یا حقوقی دیگر شکایت کنند آیا رضایت و گذشت قبلی آنها شکایت جدید با موضوع جدید آنها را از درجه اعتبار ساقط می نماید یا خیر؟ آیا طرفین می توانند درآینده تحت هر عنوان مجرمانه ی جدید دیگر از یکدیگر شکایت کنند یا خیر ؟ شما در خصوص شکایت آنها چه تصمیم یا دستوری صادر می نمایید؟

نظر هیئت عالی:
اولا: سلب حق شکایت کیفری به طور کلی چنانچه به معنای اسقاط حق تمتع به طور کلی باشد با توجه به ماده 959 قانون مدنی پذیرفته نیست و لیکن سلب حق شکایت در مورد خاص و جزیی فاقد منع قانونی است

نظر اکثریت:
طرح شکایت کیفری و یا طرح دعوای حقوقی یک حق و قابل اسقاط است اما اسقاط آن به طور کلی و کامل مخالف نظم عمومی بوده و بر اساس مواد 959 و 960 قانون مدنی امکانپذیر نمی باشد اما در صورتی که سبب طرح شکایت ایجاد شده به صورت جزیی و مشخص ( نه به صورت کلی) امکان اسقاط طرح شکایت کیفری و یا دعوای حقوقی وجود دارد و در صورت اسقاط امکان طرح شکایت مرتبط و یا مشابه با همان موضوع که سبب آن ایجاد شده و مربوط به تاریخ مشخص است وجود ندارد به عنوان مثال میان دو نفر در تاریخ مشخص درگیری حاصل شده و "الف" علیه "ب" در خصوص همان درگیری شکایت ضرب و جرح عمدی مطرح می نماید و پس از آن اعلام رضایت نموده و حق طرح شکایت کیفری خود را ساقط می نماید این به آن معناست که در خصوص هر آنچه که مرتبط با درگیری ایجاد شده است ( به عنوان مثال توهین – تهدید- قدرت نمایی با چاقو و...) و مربوط به همان تاریخ وقوع جرم است حق طرح شکایت کیفری ندارد و به عبارت دیگر آنچه که عرف و اراده طرفین آن را داخل در موضوع شکایت قبلی و به تبع آن داخل در گذشت صورت گرفته می داند قابل طرح مجدد نمی باشد و در صورت طرح شکایت توهین و یا تهدید مرتبط با درگیری سابق به جهت اسقاط حق طرح شکایت می بایست قرار منع تعقیب صادر شود. در خصوص جرایم مستمر که با فعل واقع می شود (مانند تصرف عدوانی) نیز چنانچه شاکی گذشت خود را اعلام نماید و حق طرح شکایت کیفری را از خود ساقط نماید و همچنان تصرف عدوانی ادامه داشته باشد حق طرح شکایت تحت همین عنوان را ندارد البته در جرایم مستمری که با ترک فعل واقع می شود (مانند ترک انفاق) از آنجا که دایما از سوی مرتکب در حال انجام است لذا امکان طرح شکایت حتی در صورت اسقاط حق طرح شکایت کیفری وجود دارد. نکته ی دیگری که می توان اشاره کرد این است که اگر شاکی در خصوص جرایم علیه تمامیت جسمانی نسبت به صدمات ایجاد شده اعلام گذشت و اسقاط حق طرح شکایت کیفری نماید و پس از آن صدمات سرایت نماید و به عنوان مثال منتهی به فوت شود با وحدت ملاک از ماده 300 قانون مجازات اسلامی 92 امکان طرح شکایت کیفری در خصوص سرایت صدمات و یا فوت وجود دارد.

نظر اقلیت:
طرح شکایت کیفری یک حق و به صورت جزیی و نه کلی (بر اساس مواد 959 و 960 قانون مدنی چنانچه شاکی رضایت خویش را در پرونده ای اعلام و حق طرح شکایت کیفری خود را ساقط نماید صرفا همان موضوع مطرح شده را در برمی گیرد چرا که متهم صرفا در خصوص همان موضوع تحت تعقیب قرار گرفته و گذشت و اسقاط حق طرح شکایت نیز در خصوص همان موضوع معنا دارد و لذا چنانچه به عنوان مثال بین طرفین در تاریخ مشخص درگیری ایجاد شود و شاکی صرفا شکایت ایراد ضرب و جرح عمدی مطرح نماید و نسبت به آن اعلام گذشت و اسقاط حق طرح شکایت نماید در این صورت صرفا شاکی شکایت ایراد ضرب و جرح عمدی مرتبط با همان درگیری را نمی تواند مطرح نماید در صورتی که شکایت توهین و یا تهدید و یا.. . که در همان درگیری اتفاق افتاده قابل طرح است چرا که متهم در خصوص این موضوعات تحت تعقیب قرار نگرفته و گذشت و اسقاط حق طرح شکایت کیفری به آن مربوط نمی شود) قابل اسقاط است.

مبحث:
قانون مدنی , آیین دادرسی کیفری

منبع:
سامانه نشست های قضایی


مواد مرتبط با این نشست قضایی

ماده 300 ـ اگر مجنی علیه به تصور اینکه جنایت وارده بر او به قتل منجر نمی شود و یا اگر به قتل منجر شود قتل عمدی محسوب نمی شود قصاص کند یا گذشت یا مصالحه بر دیه یا غیر آن نماید و بعد از آن جنایت واقع شده به نفس سرایت کند و به فوت مجنی علیه منجر شود هرگاه قتل مشمول تعریف جنایات عمدی باشد قاتل به قصاص نفس محکوم می شود و چنانچه عضو مرتکب قصاص شده یا با او مصالحه شده باشد ولی دم باید قبل از قصاص نفس دیه عضو قصاص شده یا وجه المصالحه را به وی بپردازد؛ لکن اگر جنایت مشمول تعریف جنایات عمدی نگردد به پرداخت دیه نفس بدون احتساب دیه عضو قصاص شده یا وجه المصالحه اخذ شده محکوم می شود. مفاد این ماده در موردی که جنایت ارتکابی به قسمت بیشتری از همان عضو مورد جنایت سرایت کند نیز جاری است.

مشاهده ماده 300 قانون مجازات اسلامی

ماده 959 - هیچ کس نمی تواند به طور کلی حق تمتع و یا حق اجرای تمام یا قسمتی از حقوق مدنی را از خود سلب کند.

مشاهده ماده 959 قانون مدنی

ماده 960 - هیچ کس نمی تواند از خود سلب حریت کند و یا در حدودی که مخالف قوانین و یا اخلاق حسنه باشد از استفاده از حریت خود صرف نظر نماید.

مشاهده ماده 960 قانون مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM