به لحاظ اینکه اصل غیر قابل استناد بودن ایرادات در اسناد تجاری یک اصل پذیرفته شده در رویه قضایی و دکترین حقوقی می باشد و عمل نکردن مطابق اصل مذکور موجب بی اعتباری اسناد تجاری و برابری این اسناد یا اسناد عادی می شود لذا دفاعیات شخص الف مسموع نمی باشد چراکه اساسا احراز سوء نیت امری مشکل می باشد و تنها در امور خاص مانند
خیانت در امانت و
جعل و کلاهبری و یا اشکالات شکلی مانند اهلیت نداشتن صادر کننده چگ ایرادات مسموع است و
دارنده چک اساسا مسیولیتی در مورد شروط و تعهدات ندارد لذا مسیولیتی هم در کشف انجام یا عدم انجام آن شروط ندارد در نتیجه مستحق دریافت وجه سند تجاری را دارد همانگونه که مواد 310 لغایت 317 قانون تجارت و ماده 3
قانون صدور چک دلالت بر این امر دارد البته اثر شروط مذکور در متن اسناد تجاری مطابق ماده 13
قانون صدور چک زایل نمودن وصف کیفری این اسناد است و ترتیب اثر دادن به شروط باعث زایل شدن نظام تجاری خواهد شد به علاوه همین که در مورد سوال می توان به اصل صحت انتقال نیز استناد کرد همانطور که در تایید این نظر می توان به رویه غالب قضایی نیز استناد کرد. به علاوه این که نظر مخالفتی با شرع هم ندارد چراکه مصداق اکل مال به باطل نیست و با تراضی طرفین صورت گرفته است و مطابق قاعده احل الله البیع نیز می باشد.