عنصر روانی شکل دهنده ی رابطه ی مجرم و جرم است و به تبع آن واکنش کیفری جرم متاثر از این رابطه است. وجود مفهوم عمد و غیرعمد وابستگی تام با وجود عنصر روانی و چگونگی این عنصر دارد. البته ارتکاب عمل مجرمانه صرفا دلیل وجود عنصر روانی نیست و در مواردی با وجودآنکه عمل مجرمانه ارتکاب می یابد قانون مرتکب را به خاطر فقدان قصد جنایی یا مسیولیت کیفری قابل تعقیب نمی داند؛ زیرا هر انسانی نتایج و عواقب نامطلوب جرمی که از روی درک اختیار اراده و عمد مرتکب شده است را به دوش می کشد و از طرفی مرتکب تنها در صورتی از نظر کیفری مسیول قلمداد می شود که توانایی و اهلیت درک اعمال و رفتار خود را داشته باشد و به عبارتی قادر به فهم ماهیت اعمال و اوضاع و احوال بوده عواقب عمل خود را سنجیده و توانایی کنترل رفتار خود را داشته باشد. درک صحیح از عنصر معنوی در جرایم و به خصوص قتل از ضروریات شناخت درجات قتل و به تبع آن مجازات قتل خواهد بود. عنصر معنوی آن است که مرتکب عملی را که طبق قانون جرم شناخته شده با قصد مجرمانه انجام داده یا آنکه در ارتکاب آن عمل مرتکب خبط و تقصیر جزایی شده باشد. هرگاه قصد مجرمانه یا خطای جزایی وجود نداشته باشد کسی را نمی توان تحت تعقیب و مجازات قرار داد. در هر محاکمه ی کیفری باید ثابت شود که مجرم عمدا یا درنتیجه ی بی احتیاطی یا بی مبالاتی مرتکب عملی شده که قانونا ممنوع بوده است و از انجام عملی که قانون او را مکلف نموده امتناع کرده است. به بیان دیگر عنصر معنوی رابطه ی روانی است که بین مجرم و اعمال ارتکابی وجود دارد. رکن معنوی یکی از پایه های اساسی در جرایم عمدی به نیت باطنی و خواست مجرمانه ی مرتکب تعبیر شده است به نحوی که طی آن اراده ی جانی متوجه انجام فعل ممنوع و تحقق نتیجه ای است که از طرف قانون گذار جزایی جرم قلمداد شده است. قانون گذار در ماده 144 از قانون مذکور مقرر کرده: «در تحقق جرایم عمدی علاوه بر علم مرتکب به موضوع جرم باید قصد او در ارتکاب رفتار مجرمانه احراز گردد...». مقنن در کتاب قصاص برای تعیین تکلیف نوع قتل هایی که به لحاظ جهل به موضوع اتفاق می افتند به واسطه ماده 291 وارد عمل شده و نوع آن را شبه عمدی بیان نموده است. در این بند آمده است: «هرگاه مرتکب جهل به موضوع داشته باشد مانند آن که جنایتی را با اعتقاد به این که موضوع رفتار وی شیء یا حیوان و یا افراد مشمول ماده 302 این قانون است به مجنی علیه وارد کند سپس خلاف آن معلوم گردد»؛ اما مقنن همیشه به این اعتقاد خود پایبند نبوده و اشتباه در هویت را استثنایا قتل عمدی دانسته است. قانون گذار در ماده 294
قانون مجازات اسلامی مقرر کرده: «اگر کسی به علت اشتباه در هویت مرتکب جنایتی بر دیگری شود درصورتی که مجنی علیه و فرد موردنظر هر دو مشمول ماده 302 این قانون نباشند جنایت عمدی محسوب می شود». فرض اخیرالذکر در خصوص مساله ای است که جانی مرتکب جنایت علیه مجنی علیه می شود و با لحاظ شرایط قانونی امکان اجرای قصاص بر مرتکب مفروض باشد. لیکن در مواردی که در فرض تحقق جنایت عمدی قصاص امکان پذیر نیست می بایست از اعمال آن صرفنظر نمود.