دعوای مطالبه سهم ال
ارث و
تقسیم ترکه در آمار احصای دعاوی مالی و غیرمالی از هم تفکیک شده اند به کیفیتی که دعوای مطالبه سهم ال
ارث دعوای مالی محسوب و دعوای تقسیم سهم ال
ارث دعوای غیرمالی شناخته شده است. بنابراین تفکیک آنها به کیفیت مذکور اولین قدم وجود تفاوت بین دو دعواست. اما در عین حال نباید از وجود نقاط مشترک آن دو نیز غافل ماند خصوصا اتحاد در دعاوی منشا که ماترک همان جزء مثبت دارایی شخص متوفاست. اما اگر به تفکیک در دعوای تعلق هر یک به امور مالی و غیرمالی برگردیم و نیز به تعریف دعوای مالی و غیرمالی توجه شود ممکن است این نقطه نظر تقویت شود که دعوای مطالبه سهم ال
ارث ماهیتا باید فرع بر تقسیم مال باشد یعنی سابقا تقسیم سهم ال
ارث صورت گرفته و خواهان سهم ال
ارث تقسیم شده خود را از دادگاه به طرفیت یک یا چند نفر از
وراث اقامه کند و دلیل پذیرش دعوای مطالبه به طرفیت یک نفر (و خلاف ظهور ماده 355 و 354
قانون امور حسبی که به جهت ماهیت مکانسیم تقسیم (تمیز حقوق مالکان مشاع) اقامه دعوا را به طرفیت همه مالکان مشاع (در فرض بحث کلیه وراث) لازم می داند این است که در دعوای مطالبه به شرح پیش گفته سابقا تقسیم صورت گرفته و خواهان سهم مفروز و مشخص خود را از خوانده یا خواندگان مطالبه می کند. بنابراین لزومی ندارد که دعوا الزاما به طرفیت همه
وراث که در حال اقامه دعوای مطالبه سهم ال
ارث حالت اشاعه آنان به مفروز تبدیل شده اقامه شود. با این تفاصیل دعوای مطالبه سهم ال
ارث و تقسیم ماترک به طور کلی از هم تمیز داده شده و متفاوت است و منحصرترین نقطه مشترک اتحاد در منشا این دو دعواست که ترکه یا همان جزء مثبت دارایی مورث خواهد بود. این نظر گاهی در رویه قضایی روز دیده می شود کما این که در رای شعبه ای از دادگاه همدان رعایت این تقدم و تاخیر (مطالبه فرع بر تقسیم) پذیرفته شده است اما عینا همین رای در شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر نقض و استدلال تقدم و تاخیر مطالبه و تقسیم مردود شناخته شده است و صراحتا اعلام شده دعوای مطالبه سهم ال
ارث فرع بر تقسیم نیست. (بدون ذکر مجاری استدلال) رای شماره 477/3 ـ 20/7/72 شعبه سوم دیوان عالی کشور. اما به نظر می رسد علی رغم این ورود منطقی به بحث رویه قضایی به استثنای تفکیک دو دعوا در مالی و غیرمالی بودن همه آثار فلسفی حقوقی این تفکیک را نمی پذیرد. برای مثال دعوای مطالبه سهم ال
ارث گاهی همان
تقسیم ترکه است و حتی دعوای مذکور زمانی پذیرفته می شود که به طرفیت همه
وراث باشد. به عنوان نتیجه می توان گفت: رویه قضایی از همه آثار حقوقی پیروی نکرده و عرفا و عموما اربابان رجوع در مراجعات خود دعوای مطالبه سهم ال
ارث را مجازا به معنی تقسیم ماترک اقامه می کنند اما به جهت این که لوازم و آثار این تفکیک خود غیرقابل انفکاک و جدا از اصل موضوع است نفیا و اثباتا پذیرش تفکیک آثار آن را به همراه خواهد داشت. بدیهی است رویه قضایی از کلیه آثار این تفکیک پیروی کرده و مجاری اقامه و رسیدگی به دو دعوا را از هم جدا می کند.