با توجه به این که مطابق ماده 1139
قانون مدنی طلاق مخصوص عقد دایم است و زن منقطعه به انقضای مدت یا بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج می شود. در مورد سوال حاکم می تواند حکم به الزام زوج به بذل مدت نسبت به باقی مانده مدت بدهد زیرا اولا: با توجه به قاعده کلی لاضرر اگر عسر و حرج زوجه احراز گردد حاکم می تواند رای به الزام زوج به بذل مدت بدهد. ثانیا: همچنان که در قانون در مورد عقد دایم به حاکم اجازه داده شده که با توجه به ملاک عسر و حرج حکم به
طلاق بدهد و الزام زوج به
طلاق را مورد حکم قرار دهد همان ملاک در عقد موقت نیز وجود دارد. بنابراین در مورد سوال حاکم می تواند زوج را ملزم نماید که بذل مدت کند. ثالثا: از روح قانون و کلیات می توان استنباط کرد که در این خصوص عقد منقطع مانند عقد دایم بوده و می توان رای به الزام زوج به بذل مدت داد. رابعا: با استناد به قیاس منصوص العله و نیز قیاس اولویت الزام زوج به بذل مدت توسط حاکم جایز است چرا که در عقد دایم دلیل و مجوز
طلاق برای حاکم عسر و حرج است و همین ملاک و علت در عقد موقت نیز وجود دارد و از طرفی در عقد دایم با آن همه استحکام و دوام حاکم می تواند رای به اجبار زوج به
طلاق دهد. پس در عقد نکاح منقطع به طریق اولیٰ می تواند. خامسا: پاسخ استفتایات از حضرات آیات فاضل لنکرانی و ناصر مکارم شیرازی موید این نظر است.