رای قضایی شماره 9109970223801451

رای قضایی شماره 9109970223801451

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9109970223801451


شماره دادنامه قطعی:
9109970223801451

تاریخ دادنامه قطعی:
1391/10/30

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
امکان اجرای قصاص

پیام رای:
امکان اجرای قصاص به نحو مساوی شرط اجرای قصاص است.

رای دادگاه بدوی
دادسرای عمومی وانقلاب تهران علیه آقای ع. به اتهام جرح عمدی آقای ر. کیفرخواست صادرنموده است؛ دلایل دادستان عبارتنداز: شکایت شاکی و گواهی پزشکی قانونی و شعبه 1176 مبنی بر جلب دادرسی مورد اول و سوم دلیل اثبات اتهام نیست با توجه به ملاحظه محتویات پرونده و مجموع دلایل اثباتی دادستان و فقد دفاع از متهم دادگاه به استناد مواد 8 و9 و14 و16 و21 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب و مواد 2 و16 و18 آیین نامه قانون مذکور و بند (ب) و ماده 177 و مواد 188 و 193 و 212 و تبصره ماده 295 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و ماده 269 قانون مجازات اسلامی متهم را به قصاص جراحات وارده به شکات شامل دامیه ناحیه سرینی راست و ران راست محکوم می نماید. رای صادره غیابی و ظرف ده روز پس از ابلاغ قابل واخواهی توسط محکوم علیه در این دادگاه و ظرف بیست روز قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
رییس شعبه1177 دادگاه عمومی جزایی تهران-کریمی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی سرپرست اجرای احکام دادسرای ناحیه 2 تهران نسبت به دادنامه شماره 9009972181700160 مورخ 25/2/90 صادره از شعبه 1177 دادگاه عمومی تهران از حیث صلاحیت محکمه با نگرش در مجموعه اوراق و محتویات پرونده هر چند دادگاه تجدیدنظر اعتراض مطروحه را وارد تشخیص و با احراز صلاحیت محاکم کیفری استان دادنامه صادره از دادگاه نخستین را در اجرای مقررات شکلی نقض و پرونده را به آن محاکم ارسال که به شعبه 71 دادگاه کیفری استان ارجاع گردیده؛ النهایه نظر به اینکه محکمه مزبور موضوع عنوان شده را خارج از صلاحیت محاکم کیفری استان در صلاحیت محاکم عمومی تشخیص و به لحاظ حدوث اختلاف در نظریات ابرازی پرونده را در اجرای رای وحدت رویه شماره 686 مورخ 5/2/1385 به دیوان عالی کشور ارسال و شعبه مرجوع الیه موضوع عنوان شده را در صلاحیت محاکم عمومی و مرجع تجدیدنظر آن را محاکم تجدیدنظر استان تشخیص و بر این مبنا به صدور رای مبادرت ورزیده که با این وصف نظر به اینکه رای عدم صلاحیت صادره از این دادگاه تلویحا منتفی اعلام گردیده است بنا به مراتب دادگاه در خصوص تجدیدنظرخواهی عنوان شده از ناحیه معاونت محترم دادستان نسبت به دادنامه صادره از دادگاه نخستین که متضمن محکومیت آقای ع.ک. به قصاص جراحات وارده به محکوم له به شرح مندرج در دادنامه مرقوم از حیث اتهام ایراد و جرح عمدی است نظر به اینکه احد از شرایط اعمال قصاص حصول تساوی در محل عضو مجروح و یا مقطوع است؛ در ما نحن فیه نتیجه حاصله از ضرب و جرح عمدی وارده به مصدوم (آقای ر.ش.) به گونه ای است که امکان اجرای قصاص به نحو مساوی را میسر نمی سازد؛ بنا به مراتب دادگاه در اجرای مقررات ماده 277 قانون مجازات اسلامی با تبدیل قصاص به دیه و تصریح به اینکه محکوم علیه دادنامه بدوی از حیث جراحت وارده به ناحیه سرینی راست مصدوم به پرداخت یک درصد دیه کامله به عنوان ارش و از حیث جراحت وارده به ران راست وی نیز به یک درصد دیه کامله در حق نام برده محکوم است. دادنامه معترض را در اجرای مقررات ماده 257 قانون آیین دادرسی کیفری اصلاح می نماید این اصلاحیه بانضمام دادنامه اصلی معتبر و قابل اجراست.
رییس شعبه 38 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
دادگرنیا ـ عظیمی

قاضی:
کریمی , عبدالرحیم دادگرنیا , عظیمی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 8 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) قضات دادگاهها و دادسراهای عمومی و انقلاب مکلفند به دعاوی و شکایات و اعلامات موافق قوانین موضوعه و اصل یکصد و شصت و هفتم (167) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رسیدگی کنند و تصمیم قضائی را اتخاذ نمایند.

مشاهده ماده 8 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

ماده 9 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) قرارها و احکام دادگاه ها باید مستدل بوده و مستند به قانون یا شرع و اصولی باشد که بر مبنای آن حکم صادر شده است. تخلف از این امر و انشاء رای بدون استناد موجب محکومیت انتظامی خواهد بود.

مشاهده ماده 9 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

ماده 14 – الف – دادگاههای عمومی حقوقی با حضور رئیس دادگاه و یا دادرس علی البدل تشکیل می شود و تمام اقدامات و تحقیقات به وسیله رئیس دادگاه یا دادرس علی البدل وفق قانون آیین دادرسی مربوط انجام می گردد و اتخاذ تصمیم قضائی و انشای رای با قاضی دادگاه است. ب – دادگاههای خانواده حتی المقدور با حضور مشاور قضائی زن که دارای پایه قضائی است اقدام به رسیدگی نموده و نظر مشورتی آنان قبل از صدور حکم توسط رئیس دادگاه اخذ خواهد شد. ج – طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نسخ شده است. تبصره 1 – طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نسخ شده است. تبصره 2 – طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نسخ شده است.

مشاهده ماده 14 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

ماده 16 – (طبق ماده 570 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در رابطه با امور کیفری نسخ شده است) ترتیب رسیدگی در دادگاه ها طبق مقررات مزبور در آیین دادرسی مربوط به دادگاه ها خواهد بود.

مشاهده ماده 16 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

ماده 21 – مرجع تجدیدنظر آراء قابل تجدیدنظر دادگاههای عمومی حقوقی و جزائی و انقلاب دادگاه تجدیدنظر استانی است که آن دادگاهها در حوزه قضائی آن استان قرار دارند. آراء دادگاههای کیفری استان و آن دسته از آراء دادگاههای تجدیدنظر استان که قابل فرجام باشد ظرف مهلت مقرر برای تجدیدنظر خواهی قابل فرجام در دیوان عالی کشور است.

مشاهده ماده 21 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب

ماده 277 ـ هرگاه شریک یا صاحب حق بیش از سهم خود سرقت نماید و مازاد بر سهم او به حد نصاب برسد مستوجب حد است.

مشاهده ماده 277 قانون مجازات اسلامی

ماده 257 ـ شخص بازداشت شده باید ظرف شش ماه از تاریخ ابلاغ رای قطعی حاکی از بی‏گناهی خود درخواست جبران خسارت را به کمیسیون استانی متشکل از سه نفر از قضات دادگاه تجدید نظر استان به انتخاب رئیس قوه قضاییه تقدیم کند. کمیسیون در صورت احراز شرایط مقرر در این قانون حکم به پرداخت خسارت صادر می کند. در صورت رد درخواست این شخص می تواند ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ اعتراض خود را به کمیسیون موضوع ماده (258) این قانون اعلام کند.

مشاهده ماده 257 قانون آیین دادرسی کیفری

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM