در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ک.م. خانم ر.ش. با وکالت بعدی آقای الف.ه. به طرفیت خانم م.ق. با وکالت آقای ع.د. آقای ب.م. نسبت به دادنامه شماره 90/610 شعبه 156 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم رد دعوی تجدیدنظرخواهان مبنی بر تایید فسخ مبایعه نامه مورخ 25/3/89 و ابطال سند قطعی شماره.. . مورخ 3/4/89 دفتر اسناد رسمی شماره.. . تهران به انضمام
خسارت دادرسی صادر شده است. توضیح این که در تاریخ 8/2/89 تجدیدنظرخواهان طی وکالت نامه بلاعزل شماره.. . دفتر اسناد رسمی شماره.. . حوزه ثبتی تهران به آقای ب.م. وکالت داده اند که در مورد پلاک ثبتی.. . فرعی از.. . اصلی واقع در بخش.. . تهران هرگونه معامله اعم از قطعی شرطی رهنی
اجاره با هر شخص حقیقی و حقوقی با هر قید و شرط مبلغ مدت و ترتیبی که وکیل صلاح بداند انجام بدهد و کافه خیارات را نیز اسقاط نموده اند؛ و متعاقب آن در تاریخ 25/3/1389 طی مبایعه نامه عادی تجدیدنظرخواهان مورد وکالت را به مشارالیه فروخته اند و در تبصره 2 بند 4
قرارداد تصریح شده عدم پرداخت مبلغ مندرج در بند 1 ـ 4 این مبایعه نامه از سوی خریدار به هر علت از جمله بلامحل بودن چک یا چک های صادره موجب
منفسخ شدن و بی اعتباری معامله گردیده و با
انفساخ معامله فروشنده مجاز است مورد معامله را به شخص دیگری واگذار نماید و در این مورد نیاز به هیچ گونه مجوزی نمی باشد؛ و در بند 1 ـ 4 چک شماره.. . مورخ 30/3/89 قید شده در تاریخ مزبور (30/3/89) از طرف شعبه فلکه سوم تهرانپارس گواهی
عدم پرداخت چک یادشده صادر شده است و انفساخ پیش بینی شده در مبایعه نامه عادی تحقق عینی پیدا کرده شایان ذکر است با انعقاد عقد بیع موخر فی مابین وکیل و موکلین به تاریخ 25/3/89 موضوع وکالت مقدم ولو اینکه بلاعزل باشد منتفی می شود؛ چه اینکه ماده 683
قانون مدنی صراحت دارد هرگاه متعلق وکالت از بین برود یا موکل عملی که مورد وکالت است خود انجام دهد یا به طور کلی عملی که متافی با وکالت وکیل باشد بجا آورد مثل این که مالی را که برای فروش آن وکالت داده بود خود بفروشد وکالت
منفسخ می شود. مدلول ماده مذکور طابق الفعل بالفعل با مانحن فیه انطباق دارد. خود موکلین اقدام به فروش مورد وکالت نموده اند و به خود وکیل فروخته اند و شروط مندرج در مبایعه نامه عادی نیز پس از انفساخ وکالت بلاعزل موجبات انفساخ عقد بیع را فراهم کرده؛ بنابه مراتب انتقال رقبه متنازع فیه با وکالت منسوخ در تاریخ 14/4/1389 طی
سند رسمی به خانم م.ق. مغایر قانون و بلاوجه می باشد و موکل مال به باطل است و دست نوشته عادی آقای ب.م. و محکومیت مشارالیه تحت عنوان
خیانت در امانت طی دادنامه شماره 90/1266 شعبه 1079 دادگاه عمومی جزایی تهران (هر چند غیابی است) موید استدلال فوق الذکر می باشد و انعقاد
عقد اجاره فی مابین تجدیدنظرخواهان و تجدیدنظرخواندگان ناشی از عدم اطلاع افراد از قراین جاری است و خللی در استدلال به عمل آمده ایجاد نمی نماید و موثر در مقام نمی باشد. بنابراین اعتراض تجدیدنظرخواهان با بندهای ج و ه ـ ذیل ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق دارد و با اجازه حاصله ازماده 358 همان قانون دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض و با عنایت به انفساخ مبایعه نامه مورخ 25/3/89 حکم ابطال سند قطعی شماره.. . ـ 3/4/89 دفتر اسناد رسمی شماره.. . تهران به انضمام
خسارت دادرسی مرحله بدوی و تجدیدنظر و حق الوکاله وکیل بر اساس تعرفه به استناد ماده 519 قانون آیین دادرسی مدنی صادر و اعلام می گردد. رای صـــادره نسبت به تجدیدنظرخوانده ردیف اول حضوری و قطعی و نسبت به تجدیدنظرخوانده ردیف دوم آقای ب.م. غیابی و قابل تجدیدنظر ظرف 20 روز در این دادگاه می باشد.
رییس شعبه 29 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشاردادگاه
حسینی ـ احمدی