حسب محتویات اوراق منضم به کلاسه پرونده 29/9009980364601007 شعبه 19 دیوان عالی کشور آقای م.م. ساکن شهر الف علیه آقای ح.خ. فرزند ع. ساکن شهر الف.. . در خصوص
خیانت در امانت به شرح شکواییه شکایت نموده است. مضمونا مرقوم داشته که مشتکی عنه یکی از دوستان وی می باشد و در تاریخ 7/6/90 اظهار داشته که قصه مسافرت به خطه شمالی کشور را دارد و از وی تقاضای قرض نموده و تحویل یک دستگاه خودرو پرادو به شماره شهربانی.. . را کرده که ظرف یک هفته نسبت به عودت اتومبیل اقدام نماید که این کار را نکرده؛ بلکه متوجه شده که مشتکی عنه خودرو امانی را به شخص دیگری فروخته و وجه آن را دریافت نموده است اظهارنامه شماره 11542ـ29/6/90 ارسال لکن هیچ گونه اقدامی در استرداد آن ننموده لذا تقاضای رسیدگی و دستور توقیف اتومبیل یاد شده و ممنوع الخروج کردن مشتکی عنه را نموده است. و آقای م.ح. به عنوان گواه اظهار داشته.. . آقای م.الف. یک دستگاه خودروی پرادوی خود را به رسم امانت به آقای ح.خ. تحویل داد تا ایشان در اوایل شهریورماه و تعطیلات عید فطر جهت مسافرت به شمال کشور عزیمت نماید لیکن نام برده پس از تحویل گرفتن ماشین.. . خودرو مذکور را به شخص دیگری.. . فروخته است. آقای ن.ح. ظاهرا وکیل شاکی نیز همین مطلب را تکرار و اضافه نموده که به شهرستان ی عزیمت و پس از مراجعه به نمایندگی هیوندا به نام آقای الف. از ایشان وضعیت خودرو پرادو مورد
خیانت در امانت را جویا که ایشان ابتدا منکر و سپس عنوان داشتند موکل (شاکی) دو راه بیشتر ندارد. چرا که خورو پرادو را آقایان الف. از شخص خ. خریداری و آن را به شخصی در شهرستان ج فروخته لکن به لحاظ عدم انتقال سند مجددا خودرو را از شخص ج گرفته. موکل (الف.) می تواند مبلغ بیست میلیون تومان وجه نقد از آقایان الف. اخذ و سند را به نام ایشان انتقال دهد و یا آقای الف. مبلغ شصت میلیون تومان وجه نقد از سوی ایشان به آقایان الف. پرداخت و خودرو را تحویل گیرد؛ در غیر اینصورت آقایان الف. اقدام به اوراق خودرو و فروش قطعات آن می نمایند (برگ 7). آقای الف.الف. در مورخ 3/10/90 اظهار داشته.. . در خصوص خودرو پرادو به شماره.. . اصلا هیچ معامله ای انجام نداده ام و از برج 6 تا حالا آقای خ. فراری می باشد و من خود حدود صد میلیون تومان از ایشان چک دارم... . بالاخره دادسرای عمومی و انقلاب شهر الف در خصوص اتهام آقای ح.خ. دایر بر
خیانت در امانت نسبت به پرادو.. . موضوع شکایت آقای م.م. قرار مجرمیت صادر نموده (برگ 23) و در خصوص شکایت آقای م.م. علیه آقای الف.الف. دایر به خرید مال غیر با توجه به اینکه محل وقوع بزه شهرستان ی است قرار عدم صلاحیت به اعتبار و شایستگی دادسرای عمومی و انقلاب ی صادر و اعلام کرده است پرونده به دادسرای عمومی و انقلاب ی ارسال شعبه 8 دادسرای اخیرالذکر به موجب شماره دادنامه 9109970305700322 ـ 25/5/91 به شرح مندرج در آن پس از ذکر مقدمات چنین رای صادر کرده است: «... در نهایت در خصوص اتهام ح.خ. توسط دادیار محترم شعبه 27 دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان الف قرار مجرمیت و در خصوص اتهام الف.الف. قرار عدم صلاحیت محلی صادر شده است. صرف نظر از اینکه اصل دلایل و مدارک از ناحیه آن مرجع واصل نشده است و با توجه به محتویات پرونده موجود نظر به اینکه دلیلی بر تحقق بزه موصوف در شهرستان ی وجود ندارد فلذا این مرجع خود را صالح به رسیدگی ندانسته و مستندا به ماده 54
قانون آیین دادرسی کیفری دادگاه های عمومی و انقلاب قرار عدم صلاحیت خود را به شایستگی و اعتبار رسیدگی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان الف صادر و اعلام می دارد.. . اکنون پرونده جهت حل اختلاف در صلاحیت به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه 19 دیوان عالی ارجاع شده است.