در خصوص دادخواست آقای الف.م و ع.ک. به وکالت از شرکت ع. سهامی خاص به طرفیت آقای ع.الف با وکالت آقای ع.ط. به خواسته تخلیه عین مستاجره به لحاظ تغییر شغل نظر به دادخواست تقدیمی و اظهارات خواهان و خوانده دعوی در جلسه دادرسی بدین مضمون که شرکت خواهان برابر
قرارداد مورخ 15/10/76 یک باب مغازه مشتمل بر دو طبقه را در قالب پیمان بهره برداری بدون دریافت هیچ گونه وجهی بابت
سرقفلی در اختیار خوانده قرار داده است. خواهان بیان نموده است قصد و نیت واقعی و مشترک طرفین به هیچ عنوان
عقد اجاره نبوده و نوع فعالیت مشارالیه در ماده اول
قرارداد به عنوان تهیه و ارایه کالاهایی که نوعا در سوپر مواد غذایی به فروش می رسد و فروشگاه لوازم التحریر و کتاب و وسایل آموزشی و ورزشی تعیین گردیده است و نظر به این که تعبیر قانون از این
قرارداد رابطه استیجاری است و به دلالت صورت جلسات تامین دلیل در قسمتی از مغازه موضوع پیمان مبادرت به تغییر شغل و فروش لوازم خانگی از قبیل جارو برقی و دستگاه های آبمیوه گیری و ظروف چینی و لوازم تزیینی و اسباب بازی نموده است و از موکل نیز اذن و اجازه ندارد در جلسه دادرسی نیز ضمن تکرار مطالب فوق تقاضای رسیدگی را نموده و خوانده دعوی نیز بیان نموده است که خواهان از تغییر شغل مطلع بوده و همین طور در گوشه ای از مغازه علاوه بر مشاغل تعین شده در قرار داد مقداری نیز وسایل منزل عرضه می کند و چندین ماه است که خواهان با توجه به این تغیر از خوانده دعوی
اجاره بها دریافت نموده است و ملاک قانون تغییر کلی شغل می باشد نه جزیی از آن همچنین طرفین در لوایحی توضیحاتی را داده و تعدادی تصاویر گرفته شده را نیز ارایه نموده اند. همچنین خواهان بیان داشته است که در خصوص تغیر بخشی از شغل در قانون چیزی گفته نشده و نیز دریافت
اجاره بها در این قسمت دلیل بر رضایت و اطلاع موکل نمی باشد و
اجاره بها در دفتر شرکت پرداخت شده است دادگاه با عنایت به مراتب اولا: خواهان در خصوص اینکه قصد و نیت واقعی و مشترک طرفین عقد و
اجاره نبوده دلیلی ارایه نکرده و اعلام ننموده است که اگر
اجاره نبوده چه عقد دیگری بوده است صرف نظر از اینکه در بند و شرح دادخواست به رابطه استیجاری طرفین عقد اقرار نموده است. ثانیا: قرار داد استیجاری مورخه 15/10/76 صرف نظر از اینکه پس از تصویب قانون موجر و مستاجر مصوب 8/7/76 منعقد شده است ولی به لحاظ عدم رعایت مقررات 2 ماده مزبور از شمول قانون خارج است. ثالثا: با توجه به مقررات بند 7 از ماده 14 قانون موجر و مستاجر مصوب سال 56 و نیز مواد 491 که بیان می دارد اگر منفعتی که در
اجاره تعین شده است به خص
وصیت آن منظور نبوده مستاجر می تواند استفاده منفعتی کند که از حیث ضرر مساوی یا کمتر از منفعت معینه باشد بنابراین مشاغل مورد اشاره عرفا جز و مشاغل مشابه محسوب می شود و نیز از این طریق هیچ ضرر و زیانی متوجه ملک نشده و متضرر نیست صرف نظر از اینکه مدتی هم مالک با دریافت
اجاره بها سکوت اختیار نموده و همان طور که شغل فروش مواد غذایی با لوازم التحریری علی الظاهر سنخیتی ندارد ولی می تواند از نظر عرف جزء مشاغل مشابه قلمداد شود لهذا دادگاه با عنایت به مراتب دعوی خواهان را غیر ثابت تشخیص و مستندا به مواد مزبور حکم به بطلان آن صادر می نماید. رای صادره حضوری و ظرف 20روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 103 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ قلی پور