رای قضایی شماره 9109970223701260

رای قضایی شماره 9109970223701260

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9109970223701260


شماره دادنامه قطعی:
9109970223701260

تاریخ دادنامه قطعی:
1391/10/26

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
موارد تخلیه عین مستاجره به علت نیاز شخصی

پیام رای:
تنها نیاز شخص موجر به کسب در محل اجاره به منظور ارتزاق می تواند از اسباب درخواست تخلیه محل کسب و پیشه یا تجارت باشد و این نیاز به دیگر افراد (فرزند موجر) تسری نمی یابد.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوای خانم م.ن. به وکالت ازآقای ع.الف. به طرفیت وراث مرحوم الف.س. به اسامی1 ـ خانم ن.الف.2 ـ آقای ز.س. 3 ـ آقای و.س. به خواسته تخلیه مورد اجاره به لحاظ نیاز شخصی و خسارات دادرسی و حق الوکاله وکیل به شرح دادخواست تقدیمی. دادگاه با توجه به دلایل ذیل دعوای خواهان را وارد و ثابت می داند: (1 ـ مالکیت خواهان نسبت به مورد اجاره به پلاک ثبتی 2314 فرعی از 6933 اصلی بخش دو تهران حسب پاسخ استعلام ثبتی به شماره 2278 مورخ 25/11/89 محرز می باشد.2 ـ وجود رابطه استیجاری بین موجرین اولیه و مورث خواندگان طبق اجاره نامه رسمی به شماره 64551 مورخ 12/6/1363 دفترخانه شماره 308 تهران محرز می باشد. 3 ـ به لحاظ عدم حضورخواندگان در محل (مورد اجاره) و این که دفاعی درقبال ادعای خواهان به عمل نیامده است نیاز شخصی خواهان به مورد اجاره احراز می گردد. 4 ـ کارشناس منتخب درنظریه تقدیمی به شماره 236مورخ 31/1/1390 حق کسب پیشه تجارت مورد اجاره را به مبلغ هفتصد و نود میلیون ریال اعلام نموده که مورد اعتراض طرفین قرار نگرفته است. بنابراین به استناد بند 1 ماده 15 و مواد 16 18 28 از قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356که قانون حاکم بر روابط استیجاری طرفین می باشد. خواندگان را به تخلیه مورد اجاره بابت اصل خواسته و مبلغ پنج میلیون و دویست و هفت هزار ریال بابت هزینه دادرسی به استناد مواد 198 515 519و520 از قانون آیین دادرسی مدنی و مبلغ یک میلیون ریال به عنوان حق الوکاله وکیل به استناد مواد 1 الی 3 از آیین نامه تعرفه حق الوکاله وکلای دادگستری در حق خواهان محکوم می نماید. بدیهی است اولا: هرگاه خواهان تا شش ماه از تاریخ تخلیه از محل مورد اجاره به نحوی که ادعا کرده استفاده ننماید به درخواست مستاجر(خواندگان) به پرداخت مبلغی معادل یک سال اجاره بها یا اجرت المثل مورد اجاره درحق مدعی محکوم خواهد شد. ثانیا: خواهان مکلف است ظرف سه ماه از تاریخ ابلاغ حکم قطعی وجه مذکور (حق کسب یا پیشه یا تجارت) را در صندو ق دادگستری تودیع یا ترتیب پرداخت آن را به مستاجر بدهد والا این حکم ملغی الاثر خواهد بود. حکم صادر شده غیابی و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل واخواهی دراین شعبه می باشد.
رییس شعبه 81 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ صابر
در خصوص واخواهی آقایان1 ـ غ.ه. 2 ـ ع.ه. به وکالت از وارث مرحوم الف.س. به طرفیت آقای ع.الف. با وکالت خانم م.ن. از دادنامه غیابی شماره 299 مورخ 31/3/1390 صادرشده از این شعبه به شرح دادخواست تقدیمی نظر به این که وکیل واخوانده درلایحه دفاعیه به شماره 1186 مورخ 28/4/1391 صراحتا اعلام نموده که موکل وی درتاریخ تقدیم دادخواست بدوی مورخ 25/7/1389 مدیر عامل شرکت الف بوده است لذا نیاز شخص موجر به مورد اجاره احراز نمی گردد و نیاز فرزند وی به مورد اجاره بر فرض اثبات از موارد تخلیه یا مورد نظر مقنن در بند2 ماده 15 از قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 نمی باشد بنابراین ضمن پذیرش دفاعیات وکلای واخواهان ها به استناد ماده مذکور و مواد 197 و 306 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقص دادنامه معترض به حکم بطلان دعوای خواهان بدوی صادر و اعلام می نماید. این حکم ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 81 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ صابر

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی آقای ع.الف. با وکالت خانم م.ن. به طرفیت آقایان ز. و و. شهرت هر دو س. و خانم د.الف. با وکالت بعدی آقایان غ. و ع. شهرت هردو ه. از دادنامه شماره 9109972161700343 مورخه 31/4/91 صادره از شعبه 81 دادگاه عمومی حقوقی تهران می باشدکه به موجب دادخواست بدوی آقای ع.الف. با وکالت خانم م.ن. به طرفیت وراث مرحوم الف.س. به اسامی 1 ـ خانم ن.الف.2 ـ آقای ز.س.3 ـ آقای و.س. به خواسته تخلیه مورد اجاره به لحاظ نیاز شخصی و خسارات دادرسی مطرح گردید که به موجب دادنامه ی غیابی شماره 9009972161700299 مورخ 31/3/90 خواندگان به تخلیه مورد اجاره در قبال مبلغ هفتصد و نود میلیون ریال از بابت حق کسب پیشه و تجارت بابت اصل خواسته و خسارات دادرسی در حق خواهان صادر و اعلام گردید و با اعتراض واخواهی خواندگان بر طبق دادنامه معترض عنه با استدلال اینکه نیاز شخصی موجر احراز نگردید ضمن نقض دادنامه بدوی حکم بطلان دعوای خواهان بدوی صادر و اعلام گردید. از توجه مفاد لوایح وکلای طرفین دعوی هرچند نام خانم د.الف. در دادخواست بدوی به درستی درج نگردید دادخواست اولیه در تاریخ 25/7/89 به علت تخلیه به لحاظ نیاز شخصی فرزند خواهان بدوی آقای م.الف. مطرح گردید؛ در مرحله واخواهی وکیل واخوانده به موجب صفحه دوم لایحه 1186 ـ 28/4/91 اعلام نمود که موکل وی آقای ع.الف. به سمت مدیر عامل در یک شرکت مشغول فعالیت بوده که در تاریخ 14/12/89 بازنشسته شده است به عبارتی در زمان تقدیم دادخواست نامبرده مشغول به کار بوده با توجه به بند 2 ماده 15 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب سال 1356 تنها نیاز شخص موجر به کسب در محل اجاره می تواند از اسباب درخواست تخلیه محل کسب و پیشه یا تجارت باشد نه افراد مذکور در بند 3 ماده مرقوم که نظریه شماره 8740/7 مورخ 17/12/87 اداره کل حقوقی و تدوین قوانین قوه قضاییه نیز دلالت بر این امر دارد. لذا بنا به مراتب یاد شده نیاز موجر به اشتغال در عین مستاجره به منظور ارتزاق احراز نمی گردد. نظر به این که وکیل تجدیدنظرخواه ایراد و اعتراض مدللی که نقض و گسیختن دادنامه ی فوق الاشعار را ایجاب کند اقامه ننموده و دادنامه مزبور متضمن اشتباهی که بر اساس آن خللی وارد سازد نمی باشد. با رد تجدیدنظرخواهی به عمل آمده مستندا به ماده 351 و قسمت اخیر ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با اصلاح اینکه نام خانم د.الف. می باشد در نهایت دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید می نماید. این رای قطعی است.
رییس شعبه 37 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
دیو سالار ـ دقیقی

قاضی:
دیوسالار , دقیقی , محمدرضا صابر

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 198 - درصورتی که حق یا د ینی برعهده کسی ثابت شد اصل بر بقای آن است مگر این که خلاف آن ثابت شود.

مشاهده ماده 198 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 515 - خواهان حق دارد ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی و یا به طور مستقل جبران خسارات ناشی از دادرسی یا تاخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن را که به علت تقصیر خوانده نسبت به اداء حق یا امتناع از آن به وی وارد شده یا خواهد شد همچنین اجرت المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تاخیر تسلیم آن از باب اتلاف و تسبیب از خوانده مطالبه نماید. خوانده نیز می تواند خسارتی را که عمدا از طرف خواهان با علم به غیر محق بودن در دادرسی به او وارد شده از خواهان مطالبه نماید. دادگاه در موارد یادشده میزان خسارت را پس از رسیدگی معین کرده و ضمن حکم راجع به اصل دعوا یا به موجب حکم جداگانه محکوم علیه را به تادیه خسارت ملزم خواهد نمود. در صورتی که قرارداد خاصی راجع به خسارت بین طرفین منعقد شده باشد برابر قرارداد رفتار خواهد شد. تبصره 1 - در غیر مواردی که دعوای مطالبه خسارت مستقلا یا بعد از ختم دادرسی مطرح شود مطالبه خسارتهای موضوع این ماده مستلزم تقدیم دادخواست نیست. تبصره 2 - خسارت ناشی از عدم النفع قابل مطالبه نیست و خسارت تاخیر تادیه در موارد قانونی قابل مطالبه می باشد.

مشاهده ماده 515 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 519 - خسارات دادرسی عبارتست از هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل و هزینه های دیگری که به طور مستقیم مربوط به دادرسی و برای اثبات دعوا یا دفاع لازم بوده است از قبیل حق الزحمه کارشناسی و هزینه تحقیقات محلی.

مشاهده ماده 519 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 520 - درخصوص مطالبه خسارت وارده خواهان باید این جهت را ثابت نماید که زیان وارده بلاواسطه ناشی از عدم انجام تعهد یا تاخیر آن و یا عدم تسلیم خواسته بوده است در غیر این صورت دادگاه دعوای مطالبه خسارت را رد خواهد کرد.

مشاهده ماده 520 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 16 ـ در موارد مذکور در ماده قبل و همچنین در موارد مذکور در بند 3 و 4 ماده 14 هر گاه مالک حسب مورد تا شش ماه از تاریخ تخلیه شروع به ساختمان نکند یا حداقل مدت یک سال از محل مورد اجاره به نحوی که ادعا کرده استفاده ننماید به درخواست مستاجر سابق به پرداخت مبلغی معادل یک سال اجاره بها یا اجرت المثل مورد اجاره در حق او محکوم خواهد شد مگر آن که ثابت شود تاخیر شروع ساختمان یا عدم استفاده از مورد اجاره در اثر قوه قاهره یا مبتنی بر علل و جهاتی خارج از اراده مالک بوده است. تبصره ـ در صورتی که در ملک مورد تخلیه مستاجرین متعددی باشند و موجر تقاضای تخلیه سایر قسمتها را نیز نموده باشد مهلت فوق از تاریخ تخلیه آخرین قسمت شروع خواهد شد.

مشاهده ماده 16 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356

ماده 18 ـ میزان حق کسب یا پیشه یا تجارت که در این قانون و قوانین دیگر قید شده است بر مبنای اصول و ضوابطی که آیین نامه آن از طرف وزارتخانه های دادگستری و مسکن و شهرسازی تهیه و به تصویب کمیسیونهای مربوط مجلسین خواهد رسید تعیین می گردد.

مشاهده ماده 18 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356

ماده 28 ـ در مواردی که حکم تخلیه عین مستاجره با پرداخت حق کسب یا پیشه و یا تجارت صادر و قطعی می شود موجر مکلف است ظرف سه ماه از تاریخ ابلاغ حکم قطعی وجه معینه را در صندوق دادگستری تودیع یا ترتیب پرداخت آن را به مستاجر بدهد والا حکم مزبور ملغی الاثر خواهد بود مگر این که طرفین به مدت بیشتری توافق کرده باشند. در سایر موارد نیز هر گاه موجر ظرف یک سال از تاریخ ابلاغ حکم قطعی تقاضای صدور اجرائیه نماید. حکم صادر شده ملغی الاثر است مگر این که بین موجر و مستاجر برای تاخیر تخلیه توافق شده باشد. تبصره ـ مدت های مذکور در ماده فوق نسبت به احکامی که در زمان اجرای قانون روابط مالک و مستاجر مصوب 1339 صادر و قطعی گردیده از تاریخ اجرای این قانون شروع می شود.

مشاهده ماده 28 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356

ماده 15 ـ علاوه بر موارد مذکور در ماده قبل در موارد زیر نیز پس از انقضاء مدت اجاره درخواست تخلیه محل کسب یا پیشه یا تجارت از دادگاه جائز است. 1 ـ تخلیه به منظور احداث ساختمان جدید مشروط بر این که پروانه ساختمانی یا گواهی شهرداری مربوط ارائه شود. و شهرداریها مکلفند در صورت مراجعه مالک با رعایت مقررات مربوط پروانه ساختمان و یا گواهی مورد نظر را صادر و به مالک تسلیم نمایند. 2 ـ تخلیه به منظور احتیاج شخص موجر برای کسب یا پیشه یا تجارت. 3 ـ در صورتی که محل کسب یا پیشه یا تجارت مناسب برای سکنی هم باشد و مالک برای سکونت خود یا اولاد یا پدر یا مادر یا همسر خود درخواست تخلیه نماید. در موارد سه گانه فوق دادگاه ضمن صدور حکم تخلیه به پرداخت حق کسب یا پیشه یا تجارت نیز حکم خواهد داد.

مشاهده ماده 15 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM