رای قضایی شماره 9109970221301413

رای قضایی شماره 9109970221301413

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9109970221301413


شماره دادنامه قطعی:
9109970221301413

تاریخ دادنامه قطعی:
1391/10/25

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
مطالبه حق مالکانه موجر جهت رضایت تملک مغازه استیجاری

پیام رای:
طبق قانون نحوه خرید و تملک اراضی و املاک برای برنامه های عمومی و عمرانی و نظامی دولت مصوب 1358 شهرداری فقط مکلف به پرداخت ارزش ملکیت و اعیانی به مالک و نیز ارزش سرقفلی و کسب و پیشه به مستاجر می باشد و تعهدی به پرداخت حق مالکانه (مبلغی که موجر از مستاجر برای رضایت انتقال سرقفلی از مستاجر به غیر از وی دریافت می کند) به مالک ندارد.

رای دادگاه بدوی
در مورد دعوی آقای ه. به طرفیت شهرداری منطقه 7 تهران به خواسته الزام خوانده به انجام تعهد مبنی بر پرداخت ده در صد حق سرقفلی به عنوان حقوق مالکانه موضوع بند ب قرارداد عادی 22/4/1387 و مطالبه ضرر زیان و خسارات ناشی از عدم اجرای تعهد مذکور با جلب نظر کارشناس مقوم به ده میلیون و یکصد هزار ریال با احتساب خسارات دادرسی که سابقا به موجب دادنامه شماره 900552 ـ 7/6/1390 صادر شده از این دادگاه به لحاظ شکلی منجر به صدور قرار رد دعوی گردیده بود که با تجدیدنظرخواهی خواهان شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان تهران به موجب دادنامه شماره 1597 ـ 15/12/1390 با نقض قرار مذکور این دادگاه را مکلف به رسیدگی ماهیتی در دعوی مطروحه نموده است. با این وصف دادگاه با توجه به محتویات پرونده و دفاعیات شهرداری خوانده و مستندات ابرازی طرفین دعوی مطروحه را وارد تشخیص نمی دهند. زیرا 1 ـ آنچه مسلم است حسب محتویات پرونده مغازه تجاری کتابفروشی به پلاک ثبتی 1555 و1554 /6761 در اجاره افراد دیگری بوده و مستاجرین آن دارای حق کسب و پیشه و سرقفلی بوده اند 2 ـ مغازه مذکور در طرح بزرگراه ص. قرار گرفته است و بر این اساس شهرداری جهت تملک ملک مذکور توافقی به طور جداگانه با مالک (خواهان) و مستاجر به عمل آورده است 3 ـ وفق بند الف توافق نامه عادی تاریخ 22/4/1387 استنادی خواهان مبادرت به وا گذاری ملکیت و اعیان مغازه موصوف به شهرداری در مقابل 000/000/615 ریال نموده است و مطابق بند ب توافقنامه مذکور شهرداری متعهد به پرداخت ده درصد حق کسب و پیشه و سرقفلی ملک به عنوان حق مالکانه در حق خواهان گردیده است 4 ـ با عنایت به توافق نامه تاریخ 7/2/1389 استنادی خوانده مبادرت به توافق در مورد انتقال حقوق سرقفلی و کسب و پیشه مغازه موضوع دعوی از مستاجرین نموده است بنا به مراتب مذکور اولا:با توجه به اینکه ملک در طرح گذر بزرگراه شهید ص. قرار گرفته است به استناد قانون نحوه خرید و تملک اراضی و املاک برای برنامه های عمومی و عمرانی و نظامی دولت مصوب 1358 اساسا ضرورت قانونی بر اخذ و تحصیل رضایت مالک مورد عین مستاجره نبوده است و شهرداری برا ساس مقررات مذکور اقدام به تملک ملک نموده و توافقات مذکور در توافق نامه های استنادی یاد شده صرفا در جهت تعیین قیمت و نحوه پرداخت آن بوده است ثانیا: آن چه از توافق نامه استنادی خواهان استنباط می گردد مقرر بوده است که ده درصد ارزش حق سرقفلی از مستاجر کسر و به عنوان حق مالکانه به خواهان تادیه گردد که این توافق و شرط مذکور با توجه به این که تعهد علیه شخص ثالث (مستاجر ملک) و به ضرر ایشان می باشد و مورد تایید و تنفیذ و رضایت مستاجر قرار نگرفته است دارای اعتبار و آثار قانونی نیست تا خوانده ملزم به ایفای آن گردد. ثالثا: وفق قانون نحوه خرید و تملک اراضی و املاک برای برنامه های عمومی و عمرانی و نظامی دولت مصوب 1358 شهرداری خوانده فقط مکلف به پرداخت ارزش ملکیت و اعیانی به خواهان و نیز ارزش سرقفلی و کسب و پیشه به مستاجر می باشد و تعهدی بر پرداخت بیش از حقوق مالکانه و ارزش ملکیت مغازه موضوع نداشته است. بنابراین دادگاه دعوی خواهان را موافق قانون تشخیص نداده و به استناد ماده 197 از قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی مطروحه صادر می نماید. رای صادر شده ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر تهران می باشد.
رییس شعبه 36 داد گاه عمومی حقوقی تهران ـ امان اللهی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی آقای ه.ر. به طرفیت شهرداری منطقه 7 تهران نسبت به دادنامه شماره 91/167 صادره از شعبه 36 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم به بطلان دعوی خواهان بدوی دایر بر الزام خوانده بدوی به انجام تعهد مبنی بر پرداخت10% حق سرقفلی به عنوان حقوق مالکانه به شرح دادنامه تجدیدنظرخواسته صادر گردیده است وارد نمی باشد. زیرا دادنامه تجدیدنظرخواسته بر اساس محتویات پرونده و دلایل و مدارک ابرازی صحیحا و مطابق مقررات قانونی و خالی از هرگونه اشکال صادر شده و تجدیدنظرخواه در این مرحله از رسیدگی دلیل یا مدرک قانع کننده و محکمه پسندی که نقض و بی اعتباری دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید ابراز ننموده و لایحه اعتراضیه متضمن جهت موجه نیست و تجدیدنظرخواهی با هیچ یک از شقوق ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی مطابقت ندارد. لذا دادگاه ادعای تجدیدنظرخواه را وارد و محمول بر صحت تشخیص نداده و دادنامه مورد اعتراض را منطبق با مقررات و اصول دادرسی می داند. مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را عینا تایید می نماید. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
حجازی فر ـ فهیمی گیلانی

قاضی:
رحیم امـان اللهی , سیدوجیح الله فهیمی گیلانی , سید ابوالفضل حجازی فر

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 197 - اصل برائت است بنابراین اگر کسی مدعی حق یا دینی بر دیگری باشد باید آن را اثبات کند درغیر این صورت با سوگند خوانده حکم برائت صادر خواهد شد.

مشاهده ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 348 - جهات درخواست تجدیدنظر به قرار زیر است : الف - ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه. ب - ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود. ج - ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی. د - ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای ه- ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و یا مقررات قانونی. تبصره - اگر درخواست تجدیدنظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آمده باشد درصورت وجود جهات دیگر مرجع تجدیدنظر به آن جهت هم رسیدگی می نماید.

مشاهده ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM