رای قضایی شماره 9309970220101517

رای قضایی شماره 9309970220101517

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970220101517


شماره دادنامه قطعی:
9309970220101517

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/11/25

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
تفاوت خسارت عدم النفع و خسارت ناشی از عدم النفع

پیام رای:
تفاوتی میان خسارت عدم النفع و خسارت ناشی از عدم النفع وجود ندارد؛ بنابراین خسارت عدم النفع خسارت بر خسارت محسوب شده و قابل مطالبه نیست.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دادخواست آقای م.ش. فرزند م. با وکالت آقای ه.ر. و خانم الف.ص. به طرفیت آقای ن.ح. فرزند ح. به خواسته مطالبه خسارت عدم النفع وارده از عدم اجرای قرارداد مورخ 1389/05/01 و خسارت تحویل موضوع قرارداد به انضمام هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل به این شرح که وکلای خواهان اظهار داشته اند: «موکل مورخ 1389/05/01 قراردادی با موضوع ساخت قالب با شرایط تفصیلی مندرج در قرارداد با آقای ن.ح. منعقد می نماید و خوانده متعهد می گردد ظرف 120 روز قطعات سفارش داده شده را با مشخصات مندرج در قرارداد ساخته و تحویل موکل نماید. لکن خوانده پس از گذشت بیش از 2/5 سال از انجام ایفای تعهدات خود امتناع ورزیده که به موجب دادنامه 910759 صادره از شعبه 120 دادگاه عمومی تهران محکوم به ایفای تعهدات گردیده است. لذا با توجه به عدم اجرای تعهدات خوانده مبنی بر تحویل قالب ها و دریافت کلیه ثمن معامله موکل نتوانسته از منافع و کارکرد قالب ها استفاده نماید و با توجه به ماده 515 آیین دادرسی مدنی که عدم النفع قابل مطالبه می باشد تقاضای صدور حکم به محکومیت خوانده به پرداخت عدم نفع موکل و خسارت تاخیر در تحویل و خسارات دادرسی مورد استدعا می باشد.» خوانده اظهارداشت: «مطابق قرارداد خواهان باید به تعهد خود در وصول چک عمل می کرد که یکی از چک ها وصول نشده و من هم مدتی در زندان بودم و نتوانستم به موقع قالب ها را تحویل دهم.» دادگاه ابتدا با توجه به این که وکیل خواهان در جلسه مورخ 1392/04/11 دعوای خود را در خصوص خواسته دوم یعنی «خسارت تاخیر تحویل موضوع» مسترد کرده به استناد بند ب ماده 107 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی صادر و اعلام می نماید که این قرار ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران است. اما در خصوص مطالبه عدم النفع وکلای خواهان مبنای مطالبه عدم النفع را ماده 515 قانون آیین دادرسی مدنی قرار داده اند با این عبارت که «با توجه به ماده 515 قانون آیین دادرسی مدنی عدم النفع قابل مطالبه می باشد.» که موضوع از دو حال خارج نیست: اولا: مقصود وکلای خواهان همان عبارتی باشد که در تبصره 2 ماده 515 قانون مارالذکر بیان شده است که در این صورت به صراحت تبصره ماده 515 خسارت ناشی از عدم النفع قابل مطالبه نیست. ثانیا: گفته شود که آن چه در تبصره غیر قابل مطالبه اعلام شده خسارت ناشی از عدم النفع است نه خود عدم النفع. در این صورت نیز صرف نظر از آن که «عدم النفع» چون امر عدمی است از این حیث بدون در نظر گرفتن خسارت ناشی از آن قابلیت مطالبه ندارد و در جرم منظور از عدم النفع همان خسارت ناشی از عدم النفع است. توجه به کاربرد این واژه در متون فقهی و حقوق نشان می دهد که در هیچ متنی تفکیک بین عدم النفع و خسارت ناشی از عدم النفع صورت نگرفته به نحوی که یکی قابل مطالبه و دیگری غیر قابل مطالبه باشد. دادگاه جهت تبیین موضوع به برخی از متونی که از «عدم النفع» استفاده کرده اند اشاره می کند. البته نه از این جهت که عدم النفع قابل مطالبه است یا خیر؟ بلکه از آن حیث که در این اسناد حقوقی تمایزی بین عدم النفع و خسارت ناشی از آن ایجاد نشده است. والا با عنایت به تصریح ماده 515 قانون آیین دادرسی مدنی لزومی به پرداختن به اصل مساله نیست. الف: در ماده 74 کنوانسیون بیع بین المللی کالا بیان شده در خسارات ناشی از نقض قرارداد از جمله عدم النفع (Loss of profit) از طرف خواهان قابل مطالبه است. ب: بند 2 ماده 36 طرح «مسیولیت بین المللی دولت ها در برابر اعمال متخلفانه بین المللی» که از طرف کمیسیون حقوق بین الملل (ILC) در سال 2001 تدوین و گزارش شده مقرر می دارد: «خسارت باید هرگونه زیان قابل تعیین از نظر مالی را از جمله عدم النفع تا جایی که محرز است در بر گیرد.» در این سند نیز از عبارت Loss of profit به عنوان مصداق از خسارت استفاده شده است. ج: ماده 1149 قانون مدنی فرانسه متعهدله را مستحق خسارتی می داند که متحمل شده و نیز منفعتی که از آن محروم شده است. بنابراین از بررسی متون فقهی و حقوقی استنباط می گردد که مقصود از عدم النفع که معمولا با دو عبارت «LUCrom Cessans» و « Loss of profit» بیان می شود همان خسارات ناشی از عدم النفع است و آن چه که از طرف وکلای خواهان در جلسه دادرسی مطرح شد که «اگر موکل قالب ها را دریافت می کرد می توانست ماهیانه دویست هزار تومان سود به دست آورد.» بیانگر همین معنی از عدم النفع است. لذا دادگاه به استناد مواد 197 و 515 (تبصره 2) قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بی حقی خواهان صادر و اعلام می نماید. حکم صادرشده حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
دادرس شعبه 126 دادگاه عمومی حقوقی تهران - یعقوبی محمود آبادی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی آقای م.ش. با وکالـت آقای ه.ر. و خانم ف.الف. بطرفیت آقای ن.ح. از دادنامه شماره 0402-92 مورخ 1392/4/19 صادره از شعبه 126 دادگاه عمومی حقوقی تهران که متضمن صدور حکم بر بی حقی تجدیدنظرخواه به خواسته مطالبه خسارت عدم النفع وارده از عدم اجرای قرارداد مورخ 1389/5/1 می باشد مآلا غیرموجه و مردود است. زیرا همانطور که در استدلال دادنامه معترض عنه آمده است خسارت عدم النفع همان خسارت ناشی از عدم النفع است و خسارت از خسارت قابل مطالبه نیست و دادنامه مذکور که بر این مبنا اصدار یافته صحیح و خالی از منقصت قانونی است و تجدیدنظرخواه در این مرحله از دادرسی دلیل خاصی که موجبات خدشه در ارکان رای صادره باشد ارایه نداده فلذا تجدیدنظرخواهی بلاوجه و بی دلیل تلقی ضمن رد آن مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه عینا تایید و اعلام می گردد. این رای قطعی است.
مستشاران شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان تهران
صادقی - حسینی

قاضی:
حسینی , صادقی , یعقوبی محمودآبادی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1149 - رجوع در طلاق به هر لفظ یا فعلی حاصل می شود که دلالت بر رجوع کند مشروط بر این که مقرون به قصد رجوع باشد.

مشاهده ماده 1149 قانون مدنی

ماده 107 - استرداد دعوا و دادخواست به ترتیب زیر صورت می گیرد: الف - خواهان می تواند تا اولین جلسه دادرسی دادخواست خود را مسترد کند. در این صورت دادگاه قرار ابطال دادخواست صادر می نماید. ب - خواهان می تواند مادامی که دادرسی تمام نشده دعوای خود را استرداد کند. در این صورت دادگاه قرار رد دعوا صادر می نماید. ج - استرداد دعوا پس از ختم مذاکرات اصحاب دعوا در موردی ممکن است که یا خوانده راضی باشد و یا خواهان از دعوای خود به کلی صرف نظر کند. در این صورت دادگاه قرار سقوط دعوا صادر خواهد کرد.

مشاهده ماده 107 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 515 - خواهان حق دارد ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی و یا به طور مستقل جبران خسارات ناشی از دادرسی یا تاخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن را که به علت تقصیر خوانده نسبت به اداء حق یا امتناع از آن به وی وارد شده یا خواهد شد همچنین اجرت المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تاخیر تسلیم آن از باب اتلاف و تسبیب از خوانده مطالبه نماید. خوانده نیز می تواند خسارتی را که عمدا از طرف خواهان با علم به غیر محق بودن در دادرسی به او وارد شده از خواهان مطالبه نماید. دادگاه در موارد یادشده میزان خسارت را پس از رسیدگی معین کرده و ضمن حکم راجع به اصل دعوا یا به موجب حکم جداگانه محکوم علیه را به تادیه خسارت ملزم خواهد نمود. در صورتی که قرارداد خاصی راجع به خسارت بین طرفین منعقد شده باشد برابر قرارداد رفتار خواهد شد. تبصره 1 - در غیر مواردی که دعوای مطالبه خسارت مستقلا یا بعد از ختم دادرسی مطرح شود مطالبه خسارتهای موضوع این ماده مستلزم تقدیم دادخواست نیست. تبصره 2 - خسارت ناشی از عدم النفع قابل مطالبه نیست و خسارت تاخیر تادیه در موارد قانونی قابل مطالبه می باشد.

مشاهده ماده 515 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM