آقای ع.الف. و خانم ن.م. هر دو متهم به مشارکت در
سرقت اموال مرحوم مقتول ح.ع. فرزند ک. هستند. با شکایت ولی دم در مورد اموال مسروقه حکم به رد اموال مسروقه صادر می گردد. خانم ن.م. از رای صادره تقاضای تجدیدنظرخواهی می نماید. شعبه 17 تجدیدنظر استان با این استدلال که متهمین در پرونده دیگری محکوم شده اند و ع.الف. در همین رابطه به قصاص محکوم شده و از بابت ایجاد رابطه غیر شرعی به تحمل شلاق محکوم شده و باید به اتهامات متعدد در یک شعبه رسیدگی شود رای صادره را نقض و پرونده به شعبه 17 کیفری استان ارسال و ارجاع می گردد. آقای د. خود را طی شرحی به عنوان وکیل خانم ن.م. معرفی می نماید و طی لایحه ای تقاضای نقض رای منقوض را نموده است. دادگاه در تاریخ 24/12/89 با حضور اعضاء نماینده دادستان متهمان تشکیل گردیده نماینده دادستان تقاضای صدور حکم را نموده است. دادگاه خطاب به خانم ن.م.: حسب شکایت اولیای دم مرحوم ه. و کیفرخواست صادره متهمین به
سرقت ده میلیون تومان وجه نقد ساعت مچی مردانه انگشتر طلای مردانه تلفن همراه یک دستگاه دوربین فیلم برداری ماشین پژو 206 یک عدد گردنبند طلا چهار صد هزار تومان وجه نقد از خود دفاع کنید؟ ج: هیچ کدام از موارد مسروقه را قبول ندارم در مورد
سرقت خودرو قبلا حکم صادر شده به شش ماه حبس و شلاق محکوم شده ام که اجرا شده حالا 6 سال است زندان هستم تقاضا دارم در این مورد بررسی صورت گیرد. شاکی اظهار داشته: از اموال مسروقه فقط خودرو به من مسترد گردیده بقیه را می خواهم. وکیل ن.م. اظهار داشته: هیچ دلیلی بر وجود سایر اموال اقامه نشده تا ادعای
سرقت قابل طرح باشد. دادگاه خطاب به ع.الف. شکایت اولیاء دم مطرح می شود چه می گویید؟ ج: دوربین داخل ماشین بود و فکر کنم تعلق به خانم ن.م. باشد هیچ یک از اقلام
سرقت شده را
سرقت نکرده ام در آن وضعیت ما به فکر این چیزها نبودیم در آن موقعیت یا باید مرحوم را می کشتیم یا او مرا می کشت. در مورد خودرو قبلا رای صادره شده زندان و شلاق هم اجرا شده شکایت را قبول ندارم. شاکیه پرونده خانم ک.ه. طی لایحه ای اظهار داشته متهمین در پرونده کیفری به
سرقت پول و اموال اعتراف کرده اند تقاضای مطالبه پرونده را دارم (ص 213) و اضافه نموده قبلا خانم ن. مبلغ 000/500/1 تومان در حضور افسر نگهبان زندان با اخذ رسید و آقای الف. مبلغ 000/200/1 توسط یکی از بستگان خود از اموال مسروقه مسترد نموده اند؛ در این رابطه شاهد رسید و مدرک دارم (ص 227 و 228) تصویر ضمیمه پرونده است. حکم قصاص هر دو متهم و محکومیت آنان به شلاق در دیوان عالی کشور تایید شده است. در 18/7/1390 دادگاه با حضور اعضاء نماینده دادستان تشکیل می گردد. خطاب به شاکی در صفحه 113 پرونده شما در مرجع انتظامی اقلامی را تحویل گرفته اید یک عدد کیف دوربین هندی کم یک عدد دوربین فیلم برداری به همراه فیلم یک عدد تلفن گوشی همراه سیم کارت سوخته چه توضیحی دارید؟ ج: از منزل برده بودند در آگاهی به من تحویل داده شد. س: در مورد
سرقت ده میلیون تومان ساعت انگشتر طلا چهار صد تومان وجه نقد چه دلیلی بر
سرقت دارید ضمن آن که متهمه گفته است با پول مورد بحث که حاصل فروش پیکان بوده ماشین 206 خریده. ج: ماشین پژو را ش.ر. خریده بود نمی دانم پسرم پولش را داده یا خیر. وکیل ن.م. طی لایحه ای اظهار نموده: شاکی قبلا شکایت کرده رای صادر شده اجرا هم شده؛
سرقت جداگانه ای در شکایت جدید مطرح نشده شاکی دلیلی بر مالکیت فرزند مرحومش بر اشیاء مورد نظر ارایه ننموده و بعضا داشتن آن ها غیر متعارف است مانند: انگشتر طلا گردنبند طلا که مورد استفاده مرد مسلمان نیست. نگهداری ده میلیون پول در منزل هم عملی غیر معمول است و شاکیه دلیلی بر وجود آن ابراز نکرده و مورد انکار موکل است. تلقی
سرقت هم از وجهی که قبل از مرگ بوده انگیزه پرداخت و محل استفاده آن مجهول است تقاضای برایت دارم اگر چه باید ادعا رد شود. در تاریخ 23/1/1391 دادگاه با حضور اعضاء نماینده دادستان و شاکی متهم و وکیل وی تشکیل است نماینده دادستان تقاضای صدور حکم مقتضی را می نماید. دادگاه پرونده استنادی شعبه 112 را مورد بررسی قرار می دهد با مطالعه آن ها مطلبی از
سرقت ده میلیون تومان مطرح نشده خطاب به شاکی: آیا پرونده دیگری هم وجود دارد؟ ج: شعبه سوم بازپرسی درباره اموال مسروقه از جمله ده میلیون تومان و چهار میلیون ریال مطالبی را متهمان بیان کرده اند. وکیل متهم گفته است: مقتول با ده میلیون تومان وسیله نقلیه را تبدیل کرده است. ع.الف. نیز اظهار داشته: [از] ده میلیون تومان بی خبرم دروغ است. در خانه مقتول بعید می دانم چنین پولی بوده باشد چهار صد هزار تومان را به حسابم واریز کرده بود نیاز مالی داشتم قرض بوده
سرقت را قبول ندارم. خانم ن.م. گفته است: اتهامات را قبول ندارم شاکی قبل از طرح شکایت می گفت قصد اذیت کردن الف. را دارد من یک میلیون و پانصد هزار تومان در زندان قرض کردم به ایشان دادم گفته بودم همسرم چهارصد هزار تومان داد تا به حساب الف. بریزم قبول ندارم برای خلاصی خودم این ها را گفتم. این پول مال خودم بود در دفتر آقای ش.ر. کار می کردم تایپ می کردم به دست آوردم گوشی تلفن پیش همسرم بود با هم از آن استفاده می کردیم شوهرم ساعت مچی استفاده نمی کرد انگشتر طلا و گردنبند نداشته است وجه نقد نداشتیم. اتهامات وارده را قبول ندارم. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره 22ـ26/1/1391 صادره از شعبه هفدهم دادگاه کیفری استان با این استدلال که دلیلی بر وجود اقلامی که ادعای
سرقت آن ها شده است اقامه و تحصیل نگردیده و متهمان منکر
سرقت هستند و مبلغ چهار صد هزار تومان در زمان حیات به حساب الف. واریز شده دادگاه وقوع
سرقت را محرز ندانسته به استناد ماده 177
قانون آیین دادرسی کیفری رای بر برایت هر دو نفر صادر نموده است. رای صادره به شاکیه ابلاغ می گردد که به رای صادره اعتراض می نمایند و اظهار داشته این دو نفر فرزندم را کشته اند. اموال وی را به
سرقت برده اند. برای قتل هر دو محکوم شده اند. اموال
سرقت شده را در آگاهی به من تحویل داده اند چگونه اموال کشف شده در آگاهی به من داده شده (در صفحه 112 پرونده بازپرس برای
سرقت قرار منع تعقیب صادر کرده است که مورد موافقت دادیار اظهارنظر قرار نگرفته. عضو ممیز) پس از الصاق تمبر پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و در تاریخ 3/4/1391 به این شعبه ارجاع می گردد.