رای قضایی شماره 9109970220301495

رای قضایی شماره 9109970220301495

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9109970220301495


شماره دادنامه قطعی:
9109970220301495

تاریخ دادنامه قطعی:
1391/11/11

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
اصل عدم قائم مقامی منتقل الیه ملک استیجاری در تقاضای تخلیه

پیام رای:
اگر حق تخلیه محل تجاری مورد اجاره برای موجر ایجاد شود حق مذکور به واسطه انتقال مالکیت ملک به شخص دیگر اسقاط شده و به منتقل الیه منتقل نمی شود. مگر به انتقال این حق در قرارداد انتقال تصریح شود.

رای دادگاه بدوی
درخصوص دعوی م.ر. فرزند ع. به وکالت از الف.م. فرزند ح. به طرفیت ن.ت. م.ن. ح.ج. م.ج. الف.خ. به خواسته صدور حکم مبنی بر فسخ و تخلیه یک باب مغازه دارای پلاک ثبتی.. . بخش.. . تهران به لحاظ انتقال به غیر به انضمام کلیه خسارات قانونی. مستندا به مدارک پیوست که پس از طی تشریفات و ضوابط قانونی پرونده به این شعبه ارجاع و سپس به کلاسه فوق به ثبت رسیده است دادگاه صرف نظر از ملاحظه نظریه کارشناسی به شرح مضبوط در پرونده لیکن با توجه و امعان نظر به دادنامه شماره 903-10/9/87 صادره از شعبه 14 دادگاه حقوقی تهران که گویای اقامه دعوی مسبوق خواهان با وکالت آقای ر. به طرفیت جملگی خواندگان حاضر خاصه آقای الف.خ. و به خواسته فسخ و تخلیه و تحویل ملک مورد اجاره به لحاظ تخلف از شروط فسخ عقد اجاره به لحاظ تغییر شغل می باشد که تعاقبا دادگاه با این استدلال که مالک (خواهان دعوی اصلی) ملک متنازع فیه را با همین وضعیت موجود از مالک قبلی خریداری نموده است و مالک قبلی از وضعیت موجود در تغییر شغل مطلع بوده است فلذا به طور ضمنی رضایت خود را در خصوص تغییر شغل اعلام نموده است در نتیجه حکم به بطلان دعوی خواهان صادر که رای موصوف پس از تجدیدنظرخواهی توسط وکیل محترم خواهان اولیه (یعنی موجر) حسب دادنامه شماره 759-14/5/88 صادره از شعبه 3 دادگاه تجدیدنظر استان تهران مورد پذیرش شناخته نشده در نتیجه حکم بدوی عینا تایید می گردد؛ و اما آنچه که از مفهوم و مدلول رای بدوی می شود استنباط و استنتاج نمود اینکه پذیرش تغییر شغل از سوی مالک وقت ملک نسبت به فعل آقای الف.خ. یا به عبارتی شخصی که در مقام منتقل الیه سرقفلی عین مستاجره تاکنون موفق به تنظیم سندرسمی اجاره با موجر نگردیده است نه تنها گویای موجه جلوه دادن تخلف تعرفه شده از شروط قراردادی به حساب می آید بلکه نکته حایز اهمیت اینکه صرف اعلام رضایت نسبت به تغییر شغل از سوی مالک وقت نسبت به شخص متصرف به طریق اولی به عنوان تنفیذ و اعلام رضایت انتقال منافع صورت گرفته از سوی مستاجر کل به متصرف موصوف یعنی خوانده ردیف 5 به شمار می آید که دادنامه های قطعی استنادی فوق به وضوح گویای این مطلب است که انتقال صورت گرفته از سوی مستاجر کل هر چند در وهله نخست موید احراز تخلف از شرط قراردادی بوده و است لیکن به مجرد تایید تغییر شغل نسبت به فعل شخص متصرف (یعنی آقای الف.خ.) از منظر دادگاه به طریق اولی به منزله اعلام رضایت نسبت به نقل و انتقال حق کسب و پیشه و سرقفلی موضوع ملک مورد اجاره به شخص ثالث بوده و است. لهذا با وصف مراتب فوق دادگاه ضمن پذیرش مدافعات وکیل محترم خوانده ردیف پنجم دعوی وکیل خواهان را محمول بر صحت تلقی ننموده در نتیجه حکم به رد آن صادر و اعلام می نماید. رای صادره ظرف بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی می باشد.
رییس شعبه 8 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ میردیلمی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی آقای الف.م. نسبت به دادنامه شماره 1097 مورخ 17/11/90 صادر شده از شعبه 8 دادگاه عمومی تهران که به موجب آن دعوی تخلیه عین مستاجره به جهت انتقال به غیر محکوم به رد اعلام شده است وارد و موجه نمی باشد. زیرا براساس اظهارات وکلای اصحاب دعوی در جلسه رسیدگی نقل و انتقالات راجع به منافع قبل از استقرار مالکیت تجدیدنظرخواه بوده است و اگر به فرض هم که نقل و انتقال بدون رضایت مالک سابق بوده است حق خیار فسخ و حق تخلیه عین مستاجره برای او به وجود آمده است که در زمان مالکیت خود حق خود را اعمال نکرده است و انتقال مالکیت ملک دیگری به طور ضمنی دلالت به اسقاط حق دارد و حق فسخ نیز با انتقال مالکیت به منتقل الیه منتقل نمی شود و از حقوق متعلقه و وابسته به ملک نمی باشد بلکه حق مستقلی است که انتقال آن به دیگری نیاز به تصریح دارد. لذا دادگاه با رد تجدیدنظرخواهی مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را نتیجتا تایید و استوار می کند. این رای قطعی است.
رییس شعبه 3 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
ذکایی- حمیدی راد

قاضی:
میردیلمی , حمیدی راد , ذکائی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM