دادنامه صادر شده شماره 207 مورخ 10/3/90 شعبه محترم 1148 محاکم عمومی جزایی تهران که مشعر بر محکومیت آقای و.م. فرزند الف. به اتهامات
جعل و
کلاهبرداری به ترتیب پرداخت سه میلیون ریال جزای نقدی به علاوه تحمل یک سال و نیم حبس به انضمام رد مال به مبلغ دویست و پنجاه میلیون تومان و نیز پرداخت یکصد میلیون ریال جزای نقدی حسب شکایت آقای ب.ن. است پس از تجدیدنظرخواهی به عمل آمده از سوی آقای ع.ر. به وکالت از متهم فوق و تشکیل جلسه دادرسی و بررسی دیگر بار اوراق پرونده در نهایت اقتضای تایید را دارد زیرا: 1) به رغم رابطه مالی متهم با شاکی راجع به خرید گوشت قبل از موضوع چک های مورد شکایت و ابتیاع نقدی بالغ بر چهل میلیون تومان در یک فقره که مستندات ابرازی شاکی در اوراق ابتدایی پرونده نیز از آن حکایت دارد لکن روند تحصیل بعدی مال صرفا ناظر بر چک هایی است که تجدیدنظرخواه خود آنها را در اختیار شاکی نهاده و به اعتبار عدم تعلق آنها به وی مقوله تقلب مطرح خواهد شد که اولا: در این باره مودای گواهان تعرفه شده از سوی شاکی هم بدان دلالت داشته ثانیا: اظهارات متهم در برگ 91 پرونده هم تلویحا موید آن می باشد. از طرفی نظرات کارشناسان منتخب مرحله بدایت هم ناظر بر عدم تطابق امضایات متهم نسبت به نه فقره چک موضوع شکایت بوده که آخرین نظریه هیات پنج نفره به شرح مندرج در صفحه 205 اعلام شده است. مضافا به اینکه شرکت طرف
قرارداد بعدی با شاکی که متهم در آن نقش مدیر عاملی و رییس هییت مدیره ایفاء نموده با عنوان شرکت الف. با شماره ثبت.. . بوده و لکن شرکت مرتبط با چک های موضوع شکایت شرکت ت. با شماره ثبت.. . اعلام شده است و 2) ایراد وکیل محترم متهم پیرامون عدم تحقق بزه انتسابی به موکل وی از حیث تحصیل مال قبل از
صدور چک و تحویل آنها به شاکی وسیله متهم نیز به نظر ناصواب و توجیه قانونی ندارد زیرا تمایل متهم به ارایه چک ها در پی دریافت مال (گوشت) از شاکی بوده و موضوع ترتب عملکرد و مانور وی در تحصیل مال به نظر در قضیه محقق و نتیجه آن که در
صدور چک متعلق به دیگری با اثر امضاء بر آنها فراهم گردیده به مثابه توسل به وسایل متقلبانه تلقی و مآلا مبانی و استنباط رای نخستین در انتساب بزه های مورد حکم منطبق با مقررات و موازین قانونی خواهد بود از این رو دادگاه موضوع تجدیدنظرخواهی کنونی وکیل متهم را خصوصا با وصف عدم اقبال وی در تعرفه گواهان اعلامی ولو به تعذر عدم دسترسی به موکل نتیجتا منطبق با هیچ یک از شقوق ذیل ماده 240 از
قانون آیین دادرسی کیفری ندانسته و لذا در راستای بند الف ماده 257 همان قانون ضمن رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید و ابرام می نماید توضیح اینکه در بخش محکومیت متهم به پرداخت جزای نقدی در حق دولت که مدلول ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و
کلاهبرداری آن را معادل مال ماخوذه (دویست و پنجاه میلیون تومان) دانسته ولکن در حکم بدوی بدون لحاظ کیفیات مخففه این مبلغ یکصد میلیون ریال اعلام شده است چون ورود این مرجع در آن با وصف عدم اعتراض شاکی و یا دادستان محترم بدان در زمره تشدید مجازات خواهد بود ضمن تذکر به دادگاه محترم بدوی تکلیفی متوجه این دادگاه نمی باشد این رای قطعی است.
رییس شعبه61 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
ربیع پور ـ صداقتی